توضیحات
کتاب Land از همان صفحه اول مشخص میکند: زمین اینجا ساکت نمیماند. درختان جنایتهایی را دیدهاند که هیچ کس ثبت نکرده. و پسری ده ساله به نام لیام باید نقشه سرزمینی را تمام کند که خودش زخم خورده.
مگی اوفارل، همان نویسنده کتاب همنت که جایزه زنان برای داستان را برد، این بار به ایرلند سال ۱۸۶۵ رفته؛ سالهایی که قحطی بزرگ تازه تمام شده بود. اما چیزی که این کتاب را خاص میکند فقط تاریخش نیست. توی لابهلای خطوط، جادوی سلتیک هم پیدا میشود، آن هم نه از نوع تزیینی.
شخصیت لیام طوری نوشته شده که بعضی تصمیمهایش سنگینتر از چیزی است که از یک بچه ده ساله انتظار داریم.فضای داستان جوری پیش میرود که حتی اگر با رمان تاریخی راحت نباشید، احتمالاً راحت از آن دل نمیکنید.
اگر قبلاً درباره قحطی ایرلند چیزی خواندهاید، دیدگاهتان میتواند برداشت از این کتاب را کاملاً تغییر دهد. خوشحال میشویم تجربهتان را در بخش نظرات به اشتراک بگذارید.
خلاصه کتاب Land
ایرلند سال ۱۸۶۵، پس از قحطی بزرگ. توماس و پسر ده سالهاش لیام برای نقشهبرداری از سرزمینی وحشی قدم میزنند که زمینش حافظه دارد، درختانش حرف میزنند و سگی وفادار همراهشان میشود. روایتی از فراموشی، مقاومت و ریشههایی که هیچ وقت خشک نمیشوند.
سه دلیلی که کتاب Land را از رمانهای تاریخی معمول جدا میکند
کتاب Land اصلاً شبیه آن دسته رمان های تاریخی نیست که فقط چند اسم و تاریخ عوض میشود و بقیه چیزها تکراری است. این کتاب چند ویژگی دارد که آن را از خیلی آثار دیگر متمایز میکند.
زمین در این کتاب یک شخصیت زنده است؛ نه فقط یک مکان
در بیشتر رمانهای تاریخی، طبیعت نقش یک قاب را دارد. یک فضای سبز پشت سر شخصیتها. اما مگی اوفارل در کتاب حاضر زمین را به چیزی شبیه موجود زنده تبدیل میکند. زمین اینجا حافظه دارد، زخم میخورد و هیچ چیزی را فراموش نمیکند.
توماس و لیام روی شبهجزیرهای بادگیر در غرب ایرلند راه میروند. زمین زیر پایشان نرم و خزهگرفته است. هر تپه یک اسم قدیمی دارد. هر درخت چیزی دیده که هیچ نقشهای ثبت نکرده. فارل آنقدر دقیق این فضا را توصیف میکند که آدم واقعاً باد اقیانوس را روی پوستش احساس میکند.
همان اوایل داستان، توماس به درختی پیر میرسد. آن درخت برای او حرف میزند. نه با کلمات، بلکه با خاطرهای که در ریشههایش دفن شده. این سطح از جانبخشی به طبیعت، کمتر در رمانهای مشابه با این شدت دیده میشود.
نکته دیگر، اسمهاست. مگی اوفارل نشان میدهد که سربازان انگلیسی فقط خطوطی روی نقشه میکشند. اما زمین خودش یادش میماند که کجا قحطی گرسنهها را بلعید. همین نگاه است که کتاب Land را از یک روایت تاریخی خشک بیرون میکشد.
در عمل، زمین اینجا نقش راوی دوم را پیدا میکند.
نمادهایی که تا چند روز بعد ذهنتان را رها نمیکنند
چند نماد در کتاب Land هست که بعد از تمام شدن داستان، مدام به ذهن برمیگردند.
- نقشه بهعنوان حافظه اعتراضی
توماس جاهایی را روی نقشه علامت میزند که قحطی همه چیز را برداشته. سربازان انگلیسی خطوط صاف میخواهند. اما توماس میداند فراموش کردن یعنی خیانت. آنجا که در صفحه ۵۲ به یکی از این نقطههای خالی میرسد، آدم واقعاً سنگینی آن لحظه را حس میکند. - درخت پیر
همان اوایل داستان، توماس به درختی میرسد که زیر ریشههایش چیزی دفن شده. مشخص نیست درخت دقیقاً چه چیزی را منتقل میکند. اما اثرش از یک گفتوگوی معمولی عمیقتر است. - سگ ولگرد
یک سگ بیصاحب که لیام پیدا میکند. او جایی میماند که آدمها رهایش کردهاند. برای بعضی خوانندهها، حضور این سگ حتی از برخی شخصیتها ماندگارتر است. - اسمهای پاکشده روی نقشه
انگلیسیها میخواهند هر مکان را به اسم خودشان ثبت کنند. اما توماس اسمهای گالیک قدیمی را در گوشه نقشه جاسازی میکند. اسم خانههایی که دیگر نیستند. زمین حفظشان میکند.
بعد از تمام شدن این کتاب، نگاه به نقشه و حتی بعضی فضاهای طبیعی ممکن است کمی تغییر کند.
آیا این کتاب برای شماست؟
ساده بپرسیم: دنبال چه چیزی در یک کتاب هستید؟ اگر فقط چند ساعت سرگرمی میخواهید و بعد بروید سراغ کارتان، کتاب لند شاید برایتان سنگین باشد. از طرف دیگر، اگر داستانی میخواهید که بعد از تمام شدن مدام در ذهنتان بچرخد، این کتاب میتواند انتخاب مناسبی باشد.
فضای کتاب آرام و نفسدار است. تعقیبوگرفت هیجانی در کار نیست. عاشقانههای آبکی هم ندارد. بیشتر شبیه راه رفتن در مه صبحگاهی میماند. نمیدانید دقیقاً جلوتر چه چیزی هست، اما حس میکنید ارزش ایستادن را دارد.
اگر از رمانهایی لذت میبرید که تاریخ را با زندگی آدمهای معمولی گره میزنند، فارل اینجا یک قدم فراتر رفته. او نشان میدهد که قحطی بزرگ ایرلند فقط یک فاجعه تاریخی نیست. هنوز هم زیر پوست زمین نفس میکشد. این کتاب برای کسی نوشته شده که حوصله کند را داشته باشد و از روایتهای غیرخطی نترسد. (هرچند گاهی همین ابهام ممکن است برای بعضی خوانندهها خستهکننده شود.)
و اگر دنبال نماد و لایههای پنهان میگردید، کتاب Land شما را شگفتزده میکند. این کتاب جوابهای سرراست نمیدهد. بیشتر سوال میپرسد تا جواب بدهد.
کدام بخش از داستان بیشترین سروصدا را در محافل خواندن ایجاد کرده؟
در انجمنهای کتابخوانی و بین منتقدان، یک بخش از کتاب بیش از بقیه بحثبرانگیز بوده: همان برخورد توماس با درخت پیر.
بسیاری از خوانندهها بعد از خواندن آن صفحات یک سوال مشترک دارند: «آیا این اتفاق واقعاً افتاد یا توماس داشت دیوانه میشد؟»
اوفارل جواب صریحی نمیدهد. همین سکوت بحثها را داغ کرده. بعضی معتقدند آن درخت نمادی از حافظه جمعی زمین است. بعضی دیگر میگویند توماس بعد از سالها تحمل رنج قحطی، بالاخره مرز بین واقعیت و خیال را گم کرده.
مگی اوفارل خودش در مصاحبهها گفته نمیخواهد معنای قطعیای برای آن صحنه تعیین کند. به قول خودش: «اگر مجبور باشم توضیحش بدهم، آن جادو از بین میرود.»
همین ابهام باعث شده که باشگاههای کتاب جلسات جداگانهای را فقط به بحث درباره همان چند صفحه اختصاص بدهند. بعضی آن را درخشانترین بخش رمان میدانند. بعضی دیگر میگویند فارل میتوانست کمی شفافتر باشد.
شاید ارزشش را داشته باشد که خودتان قضاوت کنید. فقط وقتی به آن صفحه رسیدید، سریع از کنارش نگذرید. چند لحظه مکث کنید. ببینید خودتان چه حسی دارید. ممکن است شما هم جزو آن دسته شوید که هفتهها بعد، هنوز هم به آن درخت فکر میکنند.
Land در مقابل کتاب همنت : کدام را اول بخوانیم؟
اگر با کتاب های مگی اوفارل آشنا هستید، احتمالاً این سوال برایتان پیش آمده: «کتاب لند را بخوانم یا اول همنت را تمام کنم؟»
هر دو کتاب را یک نویسنده نوشته. اما فضایشان کاملاً فرق میکند.
همنت درباره خانواده شکسپیر است. ماجرا در انگلستان دوره الیزابت میگذرد. تمرکز اصلی روی فقدان یک کودک و سوگ یک مادر. داستان خطیتر و احساسیتر است.
کتاب لند اما جنس دیگری دارد. در ایرلند بعد از قحطی بزرگ روایت میشود. سرعتش آرامتر است. نمادها و لایههای تاریخی بیشتری دارد. شاید برای کسی که اول میخواهد با سبک فارل آشنا شود، همنت انتخاب بهتری باشد. اما اگر به تاریخ ایرلند و داستانهای مرموز و جادویی علاقه دارید، مستقیماً سراغ کتاب Land بروید.
بهتر است اول همنت را بخوانید. اگر از فضای آرام و عمیق آن لذت بردید، کتاب Land شما را شگفتزده خواهد کرد. برعکس این ترتیب هم ممکن است، اما خیلیها گفتهاند بعد از کتاب حاضر، همنت برایشان کمی ساده به نظر رسیده.
مقایسه کتاب Land با آثار مشابه
برای اینکه بهتر متوجه شوید کتاب Land در چه فضایی قرار دارد، آن را با دو رمان تاریخی-احساسی دیگر مقایسه کردهایم: «میراث سیسیل» از جو پیاتزا و «تمام رنگهای تاریکی» از کریس ویتاکر.
| ویژگی | کتاب حاضر | میراث سیسیل | تمام رنگ های تاریکی |
|---|---|---|---|
| نویسنده | مگی اوفارل | جو پیاتزا | کریس ویتاکر |
| فضای اصلی | ایرلند، پس از قحطی | جزیره سیسیل، جنگ جهانی دوم | انگلستان و آمریکا، دهه ۱۹۷۰-۲۰۰۰ |
| عنصر جادویی | قوی (حافظه زمین، ارواح) | ندارد (واقعگرا) | ضعیف (روانشناختی) |
| راوی | دانای کل (تمرکز روی پدر و پسر) | اول شخص (مونث) | سوم شخص با خطوط زمانی متعدد |
| سرعت روایت | آرام، نفسدار | متوسط با گرههای معمایی | تند، تعلیقمحور |
| مناسب برای | طرفداران نماد، تاریخ عمیق و فضاسازی | داستان خانوادگی، جنگ، راز | تریلر روانشناختی، تعلیق |
لند بین این سه، تنها اثری است که زمین و تاریخ را به یک شخصیت زنده تبدیل میکند. اگر فضای سنگین و نمادین را دوست دارید، این کتاب برای شماست. میراث سیسیل و تمام رنگهای تاریکی بیشتر روی آدمها و رازهای انسانی تمرکز دارند. انتخاب با شما.
چیزی که در نقدهای دیگر درباره کتاب Land نمیخوانید
بیشتر نقدهای این کتاب پر از واژههایی مثل «شگفتانگیز»، «مسحورکننده» و «نابغهوار» است. لوئیز کندی میگوید بهترین رمان سالهای اخیر. دانیل میسون از «سرود نفسگیر برای فضاهای طبیعی» حرف میزند. فردیا لنون میگوید بعد از تمام کردن کتاب، حس کرده درون آن زندگی میکند، نه اینکه فقط خوانده باشد.
این تعریفها همگی درستاند. اما یک نکته کمتر گفته میشود.
📖 کتاب گاهی آزاردهنده میشود.
نه به معنی بد. به این معنی که گاهی از شما صبر میخواهد. صفحهای را باز میکنید، انتظار دارید ماجرا جلو برود، اما فارل سه پاراگراف را به توصیف باد و خزه اختصاص میدهد. یا شخصیتی حرفی میزند که معنایش را چند فصل بعد میفهمید – یا اصلاً نمیفهمید.
به هر دلیلی، نقدهای حرفهای معمولاً از این کندی حرف نمیزنند.
اگر عادت دارید کتاب را با سرعت بخوانید و مدام منتظر پیچش داستانی باشید، چند فصل اول کتاب لند ممکن است برایتان خستهکننده شود.
با این حال، نکتهای که در هیچ نقدی نمیخوانید این است که همین کندی، بعداً به بزرگترین نقطه قوت کتاب تبدیل میشود.
وقتی به نیمه دوم میرسید، متوجه میشوید مگی اوفارل آن توصیفهای طولانی را بیهدف ننوشته. هر جزئیات کوچک جای خودش را در ذهن شما باز میکند. آن باد، آن خزه، آن درخت تنها – همه بعداً به نمادهایی تبدیل میشوند که بدون آنها داستان معنی خودش را از دست میدهد.
کتاب Land در ابتدا کمی سرد و دور به نظر میرسد. اما بهمرور آنچنان در شما ریشه میدواند که نمیتوانید از فکر کردن به آن دست بکشید.
پس اگر حوصله دارید، بروید سراغش. اگر هم ندارید، شاید وقتش نرسیده. فقط بدانید که ارزش صبر کردن را دارد. و اینکه نقدها آن بخش سخت کتاب را به شما نگفتهاند – حالا ما گفتیم.
این کتاب داستانی نیست که بتوان یکنفس خواند. اما اگر به خودتان فرصت دهید، تا هفتهها بعد هم در ذهنتان میماند – نه به خاطر هیجان، به خاطر عمق.
سه صحنهای که منتقدان را واقعاً شگفتزده کرد
برخورد توماس با درخت (اوایل کتاب)
همان اوایل داستان، توماس به درختی پیر میرسد. درخت حرف میزند؟ توماس دارد دیوانه میشود؟ اوفارل هیچ توضیحی نمیدهد. همین ابهام باعث شده فردیا لنون بگوید: «پس از تمام کردن کتاب، حس نکردم کتابی خواندهام، بلکه درون آن زندگی کردهام.» و یائل ون در وودن این صحنه را «بهاندازه یک رمان میتواند زنده و ملموس» توصیف کرده است. لوئیز کندی هم میگوید: «کتاب لند به سادگی بهترین رمان سالهای اخیر است.»
📖 «کتاب Land رمانی است با تخیل و قدرتی شگفتانگیز، تسخیرکننده و بنیادین. پس از تمام شدنش، حس نکردم کتابی خواندهام، بلکه درون آن زندگی کردهام.»
— فردیا لنون
📖 «نقشهبرداری عمیق از یک مکان و مردمش، داستانی دلبازکن از تابآوری و عشق. بهترین رمانی که سالهاست خواندهام.»
— لوئیز کندی
لحظهای که لیام نقشه را تمام میکند (نیمه دوم)
لیام ده ساله، بدون پدر و با یک سگ، باید نقشه منطقه را به سربازان انگلیسی تحویل دهد. اما او جای خالی مزرعههای سوخته را با نقطهچین نشان میدهد و اسمهای پاکشده را با حروف ریز برمیگرداند. ایمی جفز درباره همین لایههای پنهان مینویسد: «داستانهایی که در ناممکانها و نقشههای سانسور شده پنهان بودند، بعد از خواندن کتاب در زندگی روزمره من ملموس شدند.» و شارلوت مک کاناگی میگوید: «این کتاب زیبا مرا یکسره در خود بلعید.»
📖 «کتاب لند بیشهزاری پنهان است. پس از ترک کردن صفحاتش، داستانهایی که در ناممکانها و نقشههای تحریفشده پنهان شده بودند، در زندگی روزمره من ملموس شدند.»
— ایمی جفز
📖 «گسترده و صمیمی، این کتاب زیبا مرا یکسره در خود بلعید. عاشقش شدم و شخصیتهایش را به شدت دلتنگ خواهم شد.»
— شارلوت مک کاناگی
آخرین پاراگراف کتاب (بدون اسپویل)
پایانبندی کتاب Land آنقدر سنگین است که آلیس وین میگوید: «فارل نه تنها گذشته را روشن میکند، بلکه زمان حال ما را هم زیر سوال میبرد.» خودمان بعد از خواندن آن پاراگراف چند لحظه فقط به دیوار خیره ماندیم. راستین اودانل آن را «سفر عاطفی ویرانگر و در عین حال غیرقابل سرکوب زندگیبخش» نامیده است. بابی پالمر هم میگوید: «دستاوردی خیرهکننده. جاهطلبانهترین و شاید تاثیرگذارترین رمان مگی فارل. من آن را ستایش میکنم.»
📖 «کتاب لند رمانی عظیم و جادوییِ تاریک از نویسندهای استاد است. داستان تاریخی مگی فارل نه تنها گذشته، بلکه لحظه حال ما را نیز روشن میکند.»
— آلیس وین
📖 «خواندن این رمان یعنی سفری عاطفی، گم شدن در صفحات داستانی که در عین ویرانگری، به شکلی غیرقابل سرکوب زندگیبخش است.»
— راستین اودانل
اگر این سه صحنه را از دست بدهید، انگار نیمی از کتاب Land را نخواندهاید. پس وقتی به آنها رسیدید، آهسته پیش بروید و اجازه دهید اثرشان بنشیند. تمامی نقد ها از صفحه کتاب در سایت آمازون برداشته شدهاند.
حالا نوبت شماست
نوشتن از کتاب Land سخت بود؛ چون هرچه بیشتر درموردش گفتیم، باز هم چیزهایی باقی ماند که باید خودتان کشفشان کنید. اگر اهل داستانهای آرام و پر از لایههای پنهان هستید، این کتاب حتماً شما را شگفتزده خواهد کرد.
بعد از خواندنش نگاهمان به نقشههای قدیمی و حتی درختهای کنار جاده کمی تغییر کرد. شاید برای شما هم همینطور باشد.
آیا پیش از این چیزی از مگی اوفارل خوانده بودید؟ فکر میکنید این کتاب را به چه کسی پیشنهاد بدهید؟ خوشحال میشویم تجربهتان را (حتی اگر هنوز نخواندهاید) در بخش دیدگاهها با ما و دیگر خوانندهها به اشتراک بگذارید.
برای سفارش کتاب، از دکمه «افزودن به سبد خرید» در بالای همین صفحه استفاده کنید.
پرسش و پاسخ: هر چیزی درباره کتاب Land
سوالهایی که شاید در نقدهای رسمی جوابشان را پیدا نکنید.
آیا نسخهی صوتی (کتاب گویا) خوبی برایش هست؟
بله. کتاب صوتی منتشر شده است. بعضی شنوندهها گفتهاند که با گوش دادن، آن حس باد و نم اقیانوس بهتر منتقل میشود.
واقعاً آن قدرها که گفتید کند است؟ بیشتر از مثلاً «صد سال تنهایی»؟
کتاب لند کندتر از «صد سال تنهایی» نیست. فقط جنس کندیاش فرق میکند. آن یکی پر از اسم تکراری و شاخهشاخه شدن داستان است. این یکی اما کندیاش به خاطر جزئیات طبیعت و توصیفهای حسی است. اگر از گابریل گارسیا مارکز خسته نشدید، از این هم خسته نمیشوید.
بعد از تمام کردن کتاب Land، چه کتابی پیشنهاد میدهید؟
اگر دلتان هنوز با همان فضای ایرلند و حافظهی زمین گرم است، «چیزهای کوچک مثل این» از کلر کیگان را امتحان کنید. کوتاه است اما سنگین. اگر میگویید بس است، بروید سراغ یک کتاب پلیسی سبک.
آیا برای نوجوانان هم مناسب است؟
برای نوجوان زیر ۱۴ سال شاید زود باشد. نه به خاطر صحنهی نامناسب، که به خاطر درک تاریخی و تحمل کندی روایت. یک نوجوان ۱۶ ساله که اهل خواندن باشد، میتواند از آن لذت ببرد. بهتر است اول یک فصل را خودش بخواند و ببیند حوصله دارد یا نه.
سوال دیگری دارید؟ توی بخش نظرات بپرسید. خوشحال میشویم جواب دهیم.

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.