توضیحات
چرا کتاب حکمت هری بی جوزف خاص است؟ به خاطر ایدهای به نام «همسانگرایی». یعنی علم و عرفان را کنار هم میگذارد: میدان توروس، غده صنوبری و فرکانس ۴۳۲ هرتز را با چاکراها، چشم سوم و نمادهای مصر تلفیق میکند، آن هم بدون حرف تکراری.
کتاب دو لایه دارد: لایه اول را یک بار میخوانی و میفهمی. لایه دوم را اگر با حوصله بخوانی، یکدفعه میبینی چیزهایی از دانش پنهان را رو راست گفته که در کتابهای دیگر کمتر پیدا میشود.
مثلاً یک جا میگوید ارتباط تو با جهان از یک جای خیلی ساده شروع میشود. آنقدر ساده که اول میگویی «این که همان حرفهای تکراری است». اما همان سادگی یک حس عمیق «خوب بودن» میآورد، بدون اینکه منتظر یک معجزه باشی.
اگر از کتابهایی که فقط وعده میدهند و تمرین عملی ندارند خسته شدهای، این یکی شاید ارزش امتحان داشته باشد. برایتان میگویم جلد اول و دوم چه فرقی دارند، کدام تمرینهایش را امتحان کردم، و اصلاً چرا بعضیها به این کتاب ۵ ستاره دادهاند.

ایدهٔ مرکزی کتاب حکمت (همسانگرایی) چیست؟
کتاب حکمت یک ایدهٔ اصلی دارد و آن «همسانگرایی» یا Syncretism است. یعنی همهٔ شاخههای دانش – چه فیزیک، چه عصبشناسی، چه نمادهای باستانی مصر، چه چاکراهای هندی، چه فرکانس ۴۴۰ هرتز – در اصل یک چیز هستند. فقط از زاویههای مختلف بهشان نگاه شده.
نویسنده میگوید علم و عرفان با هم دعوا ندارند. همان میدان توروسی که یک اتم را شکل میدهد، همان الگو را در کهکشانها و در چاکراهای بدن هم میبینید. یا همان غدهٔ صنوبری که کریستالهای نورافشان دارد، در کتب باستانی مصر با نام «چشم سوم» آمده.
فرق این کتاب با خیلی از آثار دیگر همین است: چیزی را جدا نمیکند. فیزیک را برای فیزیکدانها نمینویسد، عرفان را برای عرفانبافها. همه را کنار هم میگذارد و میگوید نگاه کنید، ریشه یکی است.
وقتی خودم جلد اول را خواندم، در صفحه ۲۳ همان جملهی «ارتباط شما با جهان از یک جای ساده شروع میشود» مرا مجبور کرد کتاب را ببندم و یک ساعت به حرفهای درونم گوش کنم.
نمونه صفحات فایل PDF کتاب Book of Wisdom از هری ب جوزف
راز «روغن حیات» در کتاب حکمت؛ سفری از مغز تا استخوان خاجی و دوباره بازگشت
آن بخش از کتاب که بیش از همه برایم جذاب و تکاندهنده بود، ماجرای «روغن حیات» (Christ Oil) است. هری جوزف در صفحات ابتدایی کتاب (صفحات ۳ تا ۶) ادعایی مطرح میکند که نگاه من به داستانهای کهن را کاملاً عوض کرد. او میگوید بسیاری از روایتهای مقدس و کهن، در اصل یک تمثیلِ زیستشناختی از فرآیندی هستند که درون مغز و ستون فقرات همهی ما اتفاق میافتد.
در این نگاه، ماجرای «عروج» یا «تولد دوباره» یک شخص خاص نیست؛ بلکه اشاره به همان روغن یا مایعی دارد که از دو غدهی کلیدیِ مغز ترشح میشود. کتاب توضیح میدهد که غدهی «پینهال» (صنوبری) یک نوع مادهی انرژیزا تولید میکند و غدهی «هیپوفیز» مادهی دیگری. وقتی این دو ماده در مغز با هم ترکیب میشوند، چیزی به وجود میآید که در متون قدیم به آن «روغن مقدس» یا «جوهر حیات» میگفتند. (جالب است که در کتاب، به این دو ماده، «عسل» و «شیر» هم تشبیه شده که نماد زمینِ موعودِ درونِ مغز است).
این فرآیند در کتاب حکمت، یک سیرِ رفت و برگشت دارد:
- این روغن از مغز (که در نمادشناسیِ کتاب، «آسمان» یا «اورشلیم» در نظر گرفته شده) شروع به حرکت به سمت پایین میکند و از ستون فقرات عبور میکند تا به استخوان خاجی (همان «ساکروم» که تهی ستون فقرات است) برسد. کتاب میگوید این روغن حدود ۲ تا ۳ روز در آن ناحیه میماند و ساکن میشود که در اسطورهها، به «مرگِ موقت» یا «خواب در غار» تعبیر شده است.
- اما ماجرا به اینجا ختم نمیشود. هری جوزف تأکید دارد که با نگهداری از این انرژی (از طریق کارهایی مثل احتباس انرژی جنسی، پرهیز از خوراکیهای اسیدی و مدیتیشنهای خاص)، شما میتوانید این روغنِ ساکن را دوباره به حرکت دربیاورید. اینجا پای «انرژی کندالینی» به میان میآید. کندالینی مانند یک نیروی محرکه، این روغن را از تهی ستون فقرات به سمت بالا هل میدهد.
- نقطهی اوج ماجرا جایی است که این روغن، در مسیر برگشت، از ۳۳ مهرهی پشت (مهرههای ستون فقرات) عبور میکند و از یک عصب مهم به نام «واگ» میگذرد. کتاب معتقد است وقتی این روغن به مغز بازمیگردد، سلولهای خفته یا مردهی مغز را فعال میکند و همین حسِ همان «تولد دوباره» یا «روشنگری» را در انسان ایجاد میکند که در همهی مکاتب عرفانی به آن اشاره شده است.
برای من که تا قبل از خواندن این کتاب، این داستانها را فقط به صورتِ افسانهوار و بیرونی میشنیدم، این بخش مثل یک کلید بود. اینکه متوجه شدم شاید «بهشت» و «معراج»، آنقدرها هم که فکر میکردیم بیرون از ما نیستند و شاید یک فرآیند فیزیک-عرفانیِ درونِ جمجمهی خودمان باشند، خیلی هیجانانگیز بود. این همان نقطهای است که کتاب از یک اثرِ صرفاً تئوریک، به یک دفترچهی راهنمای عملی برای «ساختنِ خود» تبدیل میشود.
کتاب حکمت هری بی جوزف درباره چیست؟ معرفی جلد اول Book of Wisdom
اولش که جلد اول کتاب حکمت را باز میکنید، شاید بگویید «باز هم یک کتاب عرفانی دیگر». سه چهار صفحه بعد، همان شخص میگوید: «چرا هیچکس تا حالا این را اینجوری به من نگفته بود؟»
هری بی جوزف از صفر شروع میکند. اول میگوید مغز انسان دو نیمکره دارد: یکی منطقی و تکهتکهکننده، یکی یکپارچهنگر و شهودی. بعد توضیح میدهد که چرا سیستم آموزشی ما را فقط با نیمکره چپ بار میآورد – تا واقعیت را تکهتکه ببینیم، نه یکپارچه.
یک جای جلد اول، بدون مقدمه میرود سراغ میدان توروس. میگوید هر اتمی در بدن شما همین شکل را دارد: انرژی از یک قطب خارج میشود، دور میزند و از قطب دیگر برمیگردد. همان شکلی که کهکشانها دارند، همان شکلی که یک سیب دارد. بعد میگوید: «دلت همان مرکز این میدان است، و احساساتی که دارید، همان چیزی است که میدان را قوی یا ضعیف میکند.»
یا یک فصل دربارهٔ غدهٔ صنوبری دارد. میگوید این غده کریستالهایی دارد که نور ساطع میکنند، و به همین دلیل به آن «چشم سوم» میگویند.
کتاب حکمت میگوید فلوراید توی آب و خمیردندان غدهٔ صنوبری را کلسیفیه و خاموش میکند. جالب است که یک مطالعهٔ منتشر شده در پایگاه داده PubMed نشان داده در غدهٔ صنوبری افراد مسن، هر جا فلوراید بیشتری انباشته شده، کلسیم بیشتری هم وجود داشته (همبستگی مثبت ۰.۷۳) – یعنی دقیقاً همان الگویی که اگر فلوراید باعث رسوب کلسیم شود، انتظار داریم.
جلد اول را هر کسی میتواند بخواند. حتی اگر هیچچیز از عرفان نمیدانید. نیاز نیست قبلاً کتابی خوانده باشید. فقط کافی است یک سوال توی سرتان باشد: «آیا چیزی بیشتر از این زندگی روزمره وجود دارد؟»
نویسنده کتاب حکمت کیست و چه اعتباری دارد؟
نویسنده کتاب حکمت، هری بلین جوزف (Harry Bellyn Joseph) است که با نام مستعار «Revival of Wisdom» فعالیت میکند. او نویسنده و مدرس حوزه رشد فردی و معنویت کاربردی در بریتانیا است و کتاب حکمت در بریتانیا ثبت کپیرایت شده است. برای اطمینان از اعتبار، میتوانید صفحه رسمی او در اینستاگرام، تیکتاک و یوتیوب را ببینید که با همین نام مستعار فعال است.
برای آشنایی بیشتر با هری بی جوزف وارد این صفحه شوید : هری بی جوزف کیست

سه مفهوم علمی-عرفانی مهم در کتاب book of wisdom کدامند؟
سه مفهوم کلیدی در کتاب:
- میدان مغناطیسی قلب ۵۰۰۰ برابر قویتر از مغز است (واقعیت علمی، نه ادعای عرفانی) – احساسات، واقعیت بیرونی را شکل میدهند.
- غدهی صنوبری با فلوراید کلسیفیه میشود – به همین دلیل بعضیها روی «فعال کردن پینال» تأکید دارند.
- فرکانس ۴۴۰ هرتز (موسیقی امروز) نیمکرهی راست مغز را خاموش میکند؛ قبل از ۱۹۵۰ موسیقی روی ۴۳۲ هرتز بود. یک مطالعهی ۲۰۲۵ که توی مجلهی Rast Musicology Journal منتشر شده، با دستگاههای سنجش امواج مغزی نشان داده که فرکانسهای ۴۳۲ و ۴۴۰ هرتز تأثیرات متفاوتی روی مغز میگذارند. در این مطالعه، وقتی شرکتکنندهها به موسیقی ۴۳۲ هرتز گوش میدادند، هماهنگی امواج مغزی در قسمتهای جلویی و پشتی مغزشان بیشتر از وقتی بود که ۴۴۰ هرتز گوش میدادند. اگر دوست دارید، خودتان اصل مقاله را در Dergipark ببینید؛ ولی از بس که این بحث توی کتاب پررنگ بود، گفتم اشارهای بهش داشته باشم.
تجربهی من با کتابهای عرفانی این بود که پر از وعدههای توخالیاند، اما تمرین «نگاه به خورشید هنگام طلوع» در این کتاب واقعاً حس غدهی صنوبریام را تغییر داد – نه شعار، یک حس فیزیکی.
تمرینهای عملی که در خودِ کتاب آمده؛ بدون نیاز به استاد
در بسیاری از کتابهای عرفانی، فقط با وعده روبرو میشوید، اما هری جوزف در لابهلای فصلها، تمرینهای مشخصی داده که من آنها را از دل کتاب درآوردهام. اگر خواستید خودتان امتحان کنید، این سه تمرین در کتاب به وضوح توضیح داده شده:
مدیتیشن روی نقطهٔ مرکز مغز
نویسنده در صفحهی ۷ کتاب این تمرین را اینطور توضیح داده راحت بنشینید، چشمانتان را ببندید و تمام تمرکزتان را به مرکز مغز (همان جایی که پشت پیشانی و بین دو ابرو حس میشود) ببرید. در این حالت، نفسهای عمیق بکشید و سعی کنید ذهن را از هر فکری خالی کنید. اگر فکری آمد، بدون درگیری با آن، دوباره تمرکز را به مرکز مغز برگردانید. کتاب توصیه کرده این کار را روزانه ۱۰ تا ۳۰ دقیقه انجام دهید تا به مرور حس سنگینی یا گزگز در آن ناحیه را تجربه کنید.
خورشیدنگری یا Sun Gazing
کتاب Book of Wisdom در همان صفحه ۷ تأکید دارد که خورشید منبع اصلی انرژی مغز است و نور آن از طریق چشم وارد بدن میشود. برای فعالسازی غدهٔ پینهال، تمرین خورشیدنگری پیشنهاد شده است. اما با احتیاط کامل! هری جوزف میگوید مبتدیان حتماً در طلوع یا غروب آفتاب (زمانی که شدت نور کم است) شروع کنند و به تدریج زمان را افزایش دهند. (تجربهٔ شخصی من: در روزهای اول، فقط ۲ دقیقه نگاه کردن به خورشید ملایم صبحگاهی، حس گرما و سبکی عجیبی در سرم ایجاد کرد که در هیچ مدیتیشنی تجربه نکرده بودم).
نگه داشتن زبان روی سقف دهان (صفحهٔ ۶ کتاب)
شاید سادهترین تمرینی که کتاب به آن اشاره کرده، همین باشد. در صفحات پایانیِ فصل روغن مسیح، نویسنده میگوید که برای بالا بردن روغن مسیح به مغز، کافی است زبانتان را به سقف دهان بچسبانید. این کار مسیرهای انرژی را در ستون فقرات فعال میکند و به حفظ انرژی کمک میکند. واقعاً ساده است اما وقتی با مدیتیشن همراه شود، تأثیرش چند برابر میشود.
جلد دوم کتاب book of wisdom از هری بی جوزف چه تفاوتی با جلد اول دارد؟
جلد دوم برخلاف جلد اول، مقدمه ندارد و مستقیم میرود سراغ مفاهیمی که در جلد اول فقط اشارهای به آنها شده بود.
یکی از بحثهای اصلی این جلد، «تفکر دوگانه» است. همان عادتی که آدمها را مجبور میکند همه چیز را یا خوب ببینند یا بد، یا سیاه یا سفید. نویسنده میگوید جهان اینطور نیست. ذهن، جسم و جهان بیرونی، سه بازتاب از یک چیز هستند.
جلد دوم برای کسی است که جلد اول را خوانده و میخواهد بداند آن مفاهیم را چطور در زندگی روزمره پیاده کند.
برای دانلود و خرید جلد دوم کتاب حکمت کلیک کنید.
مقایسه کتاب حکمت جلد اول و دوم
جلد اول سراغ مبانی رفته: میدان توروس، دو نیمکرهی مغز، غدهی پینهال و هیپوفیز، و مقدمات چاکراها و کندالینی. یعنی اگر تازهوارد هستید و هیچچیز از عرفان و انرژی نمیدانید، اینجا جای شروعتان است. زبانش ساده است و از صفر شروع میکند.
جلد دوم اما بدون مقدمهچینی، شما را میاندازد وسط کاربرد عملیِ همان مفاهیم: شرح کاملِ فرآیند «تولد دوباره»، سفر به سطوح مختلف آگاهی (ذهن، تخیل، انرژی و فیزیک)، نمادشناسی ساتورن و مفهوم «تلهی روح»، نقد کیهانشناسی رایج، قوانین هفتگانهی هرمس، و تأثیر رژیم غذایی و احتباس انرژی بر آگاهی.
جلد اول برای آشنایی با الفبا است، جلد دوم برای نوشتنِ متنِ زندگی با همان الفبا. اگر حوصلهی مبانی را دارید، از جلد اول شروع کنید؛ ولی اگر دوست دارید بدانید این مبانی به کجا ختم میشوند، جلد دوم را از دست ندهید.
در جلد اول و دوم کتاب حکمت دقیقاً چه میخوانید؟
برای اینکه تصمیمگیری راحتتر شود، اجازه دهید خلاصهای از سرفصلهای ذهنی این دو جلد را برایتان بنویسم. بعضی از این مفاهیم ممکن است برایتان جدید باشد، اما عیناً در کتاب هستند:
جلد اول (مبانی و آشنایی):
- توضیح «همسانگرایی» و تلفیق علم و عرفان
- آناتومی مغز: دو نیمکره، غدهٔ پینهال، هیپوفیز و تالاموس
- آشنایی با میدان توروس (الگوی انرژی اتمها و کهکشانها)
- فرکانس ۴۳۲ هرتز در مقابل ۴۴۰ هرتز و تأثیر آن بر آگاهی
- مقدمات چاکراها و انرژی کندالینی
- تفسیر نمادین داستان حضرت مسیح (ع) و روغن مقدس
جلد دوم (پیشرفته و کاربردی):
- شرح کامل فرآیند «تولد دوباره» و فعالسازی ۱۰۰٪ مغز
- سفر به هواهای فرعی (Mental، Astral، Etheric، Physical)
- نمادشناسی ساتورن (زحل) و مفهوم «تلهٔ روح» یا سیمولیشن
- نقد مدل هلیوسنتریک (خورشیدمرکزی) و اشاره به کیهانشناسی مسطح
- قوانین هفتگانهٔ هرمس (ذهنگرایی، تطابق، ارتعاش، تضاد، ریتم، علت و معلول، جنسیت)
- رژیم غذایی قلیایی، احتباس منی و تأثیر آن بر بالا رفتن آگاهی
اگر به مبانی علاقهدارید، جلد اول کتاب Book of Wisdom کافی است؛ اما اگر دوست دارید بدانید جهانبینی پشت این مبانی چیست و چطور باید تا سطح «آگاهی مسیحایی» بالا بروید، جلد دوم را از دست ندهید.

خوانندگان واقعی کتاب حکمت در وبسایت Revival of Wisdom چه میگویند؟
یک نظر از سایت Revival of Wisdom مستقیماً ترجمه شده:
«کتاب فوقالعادهای است. از هری بی جوزف سپاسگزارم که این آثار ارزشمند را خلق کرده و این دانش را با ما به اشتراک گذاشته است.»
— ری هیز استیونز، ★★★★★
بقیه نظرات هم تقریباً همین حس را دارند:
- اطلاعات شگفتانگیز و زبان ساده (کریستین فمیا).
- چشمبازکن و آموزنده با ارزش واقعی (ون دال).
یکی از خوانندگان در ایتالیا گفته: «هنوز کتاب Book of Wisdom را تمام نکردم، اما کمک کرده چیزهای زیادی درباره زندگی بفهمم. پیشنهاد میکنم بخرید و بخوانیدش.»
همهٔ این نظرات ۵ ستاره هستند و از کشورهای مختلف (آمریکا، ایتالیا، کانادا) ثبت شدهاند. نکتهٔ مشترکشان این است که کتاب را عمیق، ساده و کاربردی توصیف کردهاند.
کتاب حکمت برای چه کسانی است و برای چه کسانی نه؟
این کتاب برای همه نیست و خودِ هری جوزف هم سعی نکرده همه را راضی کند. با توجه به چیزی که خواندم، اگر این ویژگیها را دارید، احتمالاً از کتاب حکمت لذت خواهید برد:
- اگر از کلیشههای مثبتاندیشیِ توخالی (همینطور فکر کن تا همه چیز درست شود!) خسته شدهاید و به دنبال تمرین عملی هستید، این کتاب پر از تمرین است.
- اگر به تلفیق علم و عرفان علاقه دارید و از اینکه یک کتاب فقط به یک حوزه (مثلاً فقط فیزیولوژی یا فقط عرفان) بپردازد، خسته میشوید، این کتاب برای شماست.
- اگر حوصله دارید پای یک پاراگراف چند دقیقه فکر کنید و گاهی یک فصل را دوبار بخوانید تا عمقش را حس کنید، این کتاب ارزش وقتتان را دارد.
- اگر دنبال یک راهنمای عملی برای تغییر نگاهتان به زندگی هستید (نه یک داستان سرگرمکننده)، این کتاب میتواند همراه خوبی باشد.
اما اگر جزو این دستهها هستید، شاید کتاب حکمت برایتان چندان مفید نباشد:
- اگر به دنبال شواهد علمیِ کاملاً همپایهشده و مورد تأیید آکادمیهای پزشکی هستید، باید بگویم این کتاب بیشتر به «تفسیر» و «همافزایی» دانشها پرداخته تا اثبات قطعی. بعضی از ادعاهایش (مثل بحث زمینمسطح در جلد دوم) ممکن است برای خوانندهای که به علم کلاسیک عادت دارد، چالشبرانگیز باشد.
- اگر با مفاهیم عرفان، نمادشناسی و انرژی کاملاً بیگانه هستید و حوصلهٔ مطالعهٔ چندبارهٔ یک پاراگراف را ندارید، شاید در ابتدا گیجکننده به نظر برسد. کتاب زبان سادهای دارد، اما مفاهیمش عمیق است.
- اگر به دنبال یک معجزهٔ یکشبه هستید، نه؛ این کتاب یک ابزار است، نه یک افسونگر. نویسنده خودش در مقدمه تأکید کرده که باید صبور باشید و تمرینها را به مرور انجام دهید.
- اگر نگران چالشهای اعتقادی هستید (مخصوصاً در بخشهایی که به تفسیر دوبارهٔ کتابهای مقدس پرداخته)، بهتر است با ذهنی باز وارد شوید، نه با پیشداوری.
کتاب Book of Wisdom یک همراه است، نه یک نسخه. یک ابزار است، نه یک معجزه. اگر حس میکنید در زندگی روزمره گیر کردهاید و میخواهید نگاه تازهای به چیزها پیدا کنید، ارزش یک فرصت را دارد. ولی اگر به دنبال تأیید باورهای فعلیتان هستید و حوصلهی به چالش کشیده شدن را ندارید، شاید بهتر باشد سراغ کتاب دیگری بروید.
خرید قانونی و دانلود فوری کتابهای هری بی جوزف
نسخهٔ کامل و قانونی کتاب حکمت (جلد اول) بهصورت فایل PDF اورجینال در ورلدکت ارائه شده است.
هیچ بخشی از کتاب حذف یا دستکاری نشده و حقوق نویسنده بهطور کامل حفظ میشود.
همچنین پیشنمایش رایگان (چند صفحه اول) برای آشنایی با سبک نوشتار در دسترس است.
تمام کتابهای زیر نیز به زبان اصلی و با مجوز مستقیم در دسترس شماست.
- PDF جلد دوم کتاب حکمت (Book of Wisdom Vol. 2)
- دانلود کتاب Human Health Guide
- PDF کتاب Vibrational Energy Codes
- کتاب Activating The Inner Eye (۲۰۲۵)
- کتاب Book of Symbolism
- کتاب The Alchemy of Emotions
نکته: همهٔ فایلها اصلی هستند و پس از خرید، لینک دانلود فوری برای شما نمایش داده میشود.

سوالات متداول درباره کتاب Book of Wisdom
کتاب Book of Wisdom اثر هری بی جوزف درباره چیست؟
کتاب دربارهٔ «همسانگرایی» (Syncretism) است؛ یعنی تلفیق فیزیک، عصبشناسی، نمادشناسی باستانی و عرفان در یک علم واحد. نویسنده معتقد است علم و عرفان با هم دعوا ندارند و ریشهٔ همهٔ دانشها یکی است.
تفاوت جلد اول و دوم کتاب حکمت دقیقاً چیست؟
جلد اول مبانی است: میدان توروس، دو نیمکرهٔ مغز، غدهٔ پینهال، چاکراها و مقدمات انرژی کندالینی. جلد دوم پیشرفتهتر است و سراغ کاربرد عملی مفاهیم، کیهانشناسی جایگزین (از جمله بحث ساتورن و قوانین هفتگانه)، رژیم غذایی و روشهای فعالسازی آگاهی میرود. اگر با مفاهیم پایه آشنا نیستید، حتماً از جلد اول شروع کنید.
آیا کتاب فقط جنبهٔ معنوی دارد یا علمی هم هست؟
بیشتر معنوی است، اما از علم هم بهره برده. مثلاً یک جا میگوید میدان مغناطیسی قلب ۵۰۰۰ برابر قویتر از مغز است (که یک واقعیت علمی است)، یا دربارهٔ فرکانس ۴۴۰ هرتز و تأثیر آن بر مغز توضیح داده. البته رویکرد اصلیاش تلفیقی (همسانگرایانه) است، نه صرفاً علمی.
آیا تمرین خورشیدنگری که در کتاب آمده، خطرناک نیست؟
خودِ کتاب هم تأکید کرده که این تمرین را فقط در هنگام طلوع یا غروب آفتاب (زمانی که شدت نور کم است) انجام دهید و با زمانهای کوتاه (مثلاً ۱ تا ۲ دقیقه) شروع کنید. من شخصاً بیش از این کار نکردم و همان حسِ سبکی و گرما در مرکز مغز را تجربه کردم. اگر به چشمهایتان حساس هستید یا شک دارید، میتوانید همان مدیتیشن روی نقطهٔ بین دو ابرو را بدون خورشیدنگری انجام دهید. ایمنی مهمتر از هر تمرینی است.
فرکانس ۴۳۲ هرتز که در کتاب به آن اشاره شده، یعنی چه؟
کتاب میگوید موسیقی امروزی روی ۴۴۰ هرتز تنظیم شده که به اعتقاد نویسنده، نیمکرهٔ راست مغز (بخش خلاقیت و شهود) را خاموش میکند. در مقابل، فرکانس ۴۳۲ هرتز با طبیعت هماهنگتر است و میتواند ذهن را متعادل کند. خودم چند قطعه با این فرکانس را امتحان کردم، حسِ آرامشِ متفاوتی داشت، اما قضاوت نهایی با خودتان است. اگر کنجکاوید، یک جستجوی ساده کنید و خودتان بشنوید و مقایسه کنید.
آیا ادعاهای بحثبرانگیز کتاب (مثل ساتورن یا زمین مسطح) واقعیت دارند؟
صادقانه بگویم، کتاب حکمت یک اثر تلفیقی است و برخی مفاهیم آن (مثل بحث ساتورن به عنوان نماد جهان مادی یا نقد کیهانشناسی رایج) در فضای علمیِ رایج، بحثبرانگیز هستند. به نظر من، نویسنده اینها را بیشتر به عنوان «تمثیل» و «نماد» برای توضیح مفاهیم متافیزیکی مطرح کرده، تا واقعیت فیزیکیِ صرف. اگر با ذهن باز و به عنوان یک نظریهٔ جایگزین بخوانید، جذاب است؛ اما اگر به دنبال حقایق علمیِ قطعی هستید، شاید این بخشها برایتان چالشبرانگیز باشد.
آیا برای خواندن جلد دوم، حتماً باید جلد اول را خواند؟
بله، کاملاً. جلد دوم بدون مطالعهٔ جلد اول خیلی سنگین و بیمعناست، چون مفاهیم پایهای مثل میدان توروس، غدههای مغز و کندالینی در جلد اول توضیح داده شدهاند. ترتیب خواندن را به هم نزنید.
آیا کتاب تمرینهای عملی هم دارد؟
بله، پر از تمرین عملی است: مدیتیشن روی نقطهٔ بین دو ابرو، خورشیدنگری (با احتیاط)، احتباس انرژی جنسی، نگه داشتن زبان روی سقف دهان، و روشهای فعالسازی کندالینی. برخلاف خیلی از کتابهای عرفانی که فقط تئوری میدهند، این یکی دستتان را میگیرد و میبرد توی عمل.
آیا خواندن این کتاب نیاز به دانش قبلی فلسفه یا عرفان دارد؟
نه اصلاً. زبان کتاب حکمت ساده است و نویسنده از صفر شروع میکند. حتی اگر هیچچیزی دربارهٔ نمادگرایی یا عرفان ندانید، میتوانید از آن استفاده کنید. فقط کافی است یک سوال توی سرتان باشد: «آیا چیزی بیشتر از این زندگی روزمره وجود دارد؟»
جدیدترین کتابهای هری بی جوزف کداماند؟
در سال ۲۰۲۵، کتابهای Activating The Inner Eye، Book of Symbolism و The Alchemy of Emotions منتشر شدهاند که همه در ورلدکت موجود هستند و به مباحث تخصصیتری مثل بیداری چشم سوم، قدرت نمادها و مدیریت احساسات میپردازند.
زبان کتابها چیست؟
همه به انگلیسی نوشته شدهاند، اما نثرش سادهتر از خیلی از کتابهای مشابه است. اگر در خواندن متنهای انگلیسی متوسط هستید، با یک دیکشنری کنار دست، بهراحتی پیش میروید. خودم جلد اول را با گوشیِ کنار دستم خواندم و حسابی لذت بردم.


کیانا (مالک تایید شده) –
کتاب هری جوزف عالی بود
ممنون
علی –
کتاب book of symbolism کی منتشر میشه
محدثه اکبری –
من جلد اول رو خوندم، الان دنبال جلد دوم هستم. کسی خونده مقایسه کنه برام؟
داود (مالک تایید شده) –
من کتاب حکمت خرید کردم ولی خارجی نوشته چجوری ایرانی کنم؟
ساناز –
عالی