کتاب جادوگر (The Witch) رمانی مستقل از فریدا مک فادن است. ناشر آن را ۶ اکتبر ۲۰۲۶ (۱۴ مهر ۱۴۰۵) منتشر کرد. داستان بین یک عمارت قدیمی در ماساچوست و سال ۱۶۹۲ رفتوآمد میکند.
این صفحه از معرفی رسمی کتاب، نقدهای منتشرشده و مصاحبهی نویسنده کمک میگیرد. هیچ گره یا پایانی را لو نمیدهیم.

کتاب جادوگر فریدا مک فادن دربارهی چیست؟
جولیا بارلو، زنی ۲۷ ساله و معلم خصوصی ریاضی، شغل و آپارتمانش در منهتن را از دست میدهد. او به پمبرتون برمیگردد؛ عمارت قرن هفدهمی خانوادهاش در ماساچوست. دلیل رسمی سفر، سر زدن به مادربزرگ پیرش است. دلیل واقعیاش جای پنهانشدن است.
پمبرتون زود آرامش او را میگیرد. ساعت بزرگ خانه هر شب سر ۳:۴۱ بامداد میایستد. چراغها بیدلیل سوسو میزنند. صدایی بیصاحب، بیرون اتاق خواب جولیا کمک میخواهد.
پرسش اصلی کتاب
جولیا در تاریخ خانه میگردد. به زنی میرسد که سال ۱۶۹۲ به اتهام جادوگری اعدام شده است. از اینجا پرسش کتاب شکل میگیرد: خطری که پمبرتون را تهدید میکند، جادوست یا جنون؟
اینها همان اطلاعاتی است که ناشر در معرفی رسمی داده. بقیهاش را عمداً نمیگوییم.
کتاب با چه جملههایی شروع میشود؟
هر راوی با یک جملهی کوتاه وارد میشود. کارولین در پرولوگ میگوید: “I always knew I would die young.” جولیا در فصل ۱ میگوید: “I believe in ghosts.”
این دو جمله لحن کتاب را نشان میدهند. کارولین جدی و تقدیرگراست. جولیا خودش را آدمی منطقی میداند، اما به روح باور دارد. او حتی به مطالعهای اشاره میکند که میگوید ۴۱ درصد مردم به پدیدههای ماورایی باور دارند.
دو زمان، یک عمارت: ساختار روایت
کتاب دو راوی دارد. یکی در زمان حال است و دیگری در ۱۶۹۲. هر دو اولشخصاند. فصلها کوتاهاند و داستان بین دو دوره جابهجا میشود. نقد BookPage همین فصلهای کوتاه و چرخشهای پیاپی را دلیل ورقزدن سریع کتاب میداند.
خانوادهی الدریج پمبرتون را میسازد. نقدها آرچیبالد را سازنده مینامند، اما در متن کتاب پدر او این کار را کرده است.
کارولین الدریج، زنی جوان و همسر آرچیبالد، به جادوگری متهم میشود.
جولیا بارلو به عمارت میرسد و دروغهای قدیمی خانواده کمکم بالا میآیند.
بین ساخت عمارت و ماجرای کارولین ۳۲ سال فاصله است. از ۱۶۹۲ تا امروز ۳۳۴ سال میگذرد. خانه شاهد هر دو دوره بوده است.
سهم هر خط روایی از کتاب
توصیفهای ناشر از «نیمهی ۱۶۹۲» حرف میزنند. شمارش فصلها و صفحهها در نسخهی دیجیتال، سهم ۱۶۹۲ را نزدیک ۴۰ درصد نشان میدهد. اپیلوگ در این شمارش نیامده.
ارقام تقریبیاند و از فهرست مطالب نسخهی دیجیتال محاسبه شدهاند.
دو راوی، دو صدا
| جنبه | جولیا (امروز) | کارولین (۱۶۹۲) |
|---|---|---|
| لحن | شوخ، خودمانی و کمی خودانتقادگر | رسمی، مذهبی و جدی |
| زبان | انگلیسی امروزی؛ از نبودن آنتن موبایل تا Tinder و Spotify | انگلیسی کهن؛ مثل Pray، ’Tis و forthwith |
| زمان فعل | اولشخص و حال | اولشخص و حال؛ فقط پرولوگ به گذشته است |
| میانگین طول فصل | حدود ۴٫۱ صفحه | حدود ۳٫۵ صفحه |
برچسب راوی بالای هر فصل نیست. فقط وقتی راوی عوض میشود، روی صفحه میآید: PRESENT DAY / JULIA یا 1692 / CAROLINE. هیچوقت بیش از چهار فصل پیاپی از یک راوی نداریم. گمشدن بین دو دوره سخت نیست. دو فصل هم شکل نامه دارند.
شخصیت ها و مکان های اصلی
جدول زیر فقط چیزهایی را میگوید که در آغاز داستان روشن میشود. ستون آخر نخستین حضور هر نام را نشان میدهد.
| نام | نقش در آغاز داستان | نخستین حضور |
|---|---|---|
| جولیا بارلو | راوی زمان حال. ۲۷ ساله و معلم خصوصی ریاضیِ بیکارشده. از منهتن به پمبرتون میآید. | فصل ۱، ص ۱۰ |
| لتیشا «لتی» بارلو | مادربزرگ جولیا. ۸۵ ساله و ساکن پمبرتون. در متن انگلیسی Gram هم نامیده میشود. نگرانی دربارهی حافظه و ایمنی او دلیل سفر جولیاست. | فصل ۱، ص ۱۴ |
| اتل | خواهر مادربزرگ. هشتادساله و سختگیر. در آغاز، ادارهی خانه با اوست. | فصل ۱، ص ۱۱؛ حضور مستقیم: فصل ۴، ص ۲۷ |
| میک ویلر | خدمتکار و باغبان قدیمی عمارت. پیر و ضعیف است. | فصل ۱، ص ۱۲ |
| هنری زیگلر | متصدی موزهی وودهاون. پیشنهاد خرید پمبرتون را پیگیری میکند. | فصل ۱۴، ص ۶۶ |
| کارولین الدریج | راوی ۱۶۹۲. زنی جوان که به جادوگری متهم میشود. | پرولوگ، ص ۸ |
| آرچیبالد («آرچی») الدریج | بازرگان ثروتمند، همسر کارولین و ۱۵ سال بزرگتر از او. | فصل ۲، ص ۱۹ |
| مولی هاو | خدمتکار خانهی الدریج در ۱۶۹۲. | فصل ۳، ص ۲۵ |
| هیتی اتکینز | گیاهفروش مسن بازار و دوست نزدیک کارولین. | فصل ۶، ص ۳۷ |
| پمبرتون | عمارت چوبی دوطبقه با اتاق زیر شیروانی. صحنهی هر دو دوره. | فصل ۱، ص ۱۰ |
| شهر Woodhaven و موزهی وودهاون | شهر کوچکی در شمال ماساچوست. موزه میخواهد عمارت را بخرد. | شهر: فصل ۱، ص ۱۰؛ موزه: فصل ۵، ص ۳۴ |
کتاب جادوگر واقعی است یا تخیلی؟ زمینهی تاریخی ۱۶۹۲
کتاب رمان است و شخصیتهای اصلیاش ساختهی نویسندهاند. نام کارولین الدریج هم در فهرست ۲۰ اعدامشدهی محاکمات سیلم نیست. اما سال ۱۶۹۲ و فضای ترس و سوءظن آن واقعی است. ماجرای کارولین هم در شهر کوچک Woodhaven میگذرد، نه در خود سیلم. کتاب این تفاوت را صریح میگوید (فصل ۲۵، ص ۱۱۱).
سیلم ۱۶۹۲ در چند عدد
طبق روایت نشنال جئوگرافیک، محاکمات سیلم ۲۵ نفر را کشت. ۱۹ نفر دار خوردند. گیلز کوری زیر سنگ جان داد، چون حاضر نشد در دادگاه اظهار رسمی کند. پنج نفر دیگر، از جمله یک نوزاد، در زندان مردند.
| زمان | رویداد |
|---|---|
| مه ۱۶۹۲ | فرماندار ویلیام فیپس یک دادگاه ویژه برای رسیدگی به اتهامهای جادوگری تشکیل میدهد. |
| ژوئن تا سپتامبر ۱۶۹۲ | دار زدنها در چهار نوبت انجام میشود. گیلز کوری هم در سپتامبر جان میدهد. |
| ۳ اکتبر ۱۶۹۲ | اینکریس ماتر، رئیس دانشگاه هاروارد، شواهد شبحگونه را محکوم میکند. |
| ۸ اکتبر ۱۶۹۲ | فیپس دستور میدهد دادگاه دیگر شواهد شبحگونه را نپذیرد. |
| ۲۹ اکتبر ۱۶۹۲ | فیپس بازداشت تازه را ممنوع میکند، بسیاری از متهمان را آزاد میکند و دادگاه ویژه را منحل میکند. |
| پس از انحلال | دادگاه عالی جایگزین، شواهد شبحگونه را رد میکند و فقط ۳ نفر از ۵۶ متهم را محکوم میکند. |
| ۱۷۰۲ | دادگاه عمومی ماساچوست محاکمات ۱۶۹۲ را غیرقانونی اعلام میکند. |
| ۱۷۱۱ | قانونگذاران ماساچوست متهمان را تبرئه میکنند و غرامت میدهند. |
| ۱۹۵۷ | ایالت ماساچوست رسماً عذرخواهی میکند. |
«شواهد شبحگونه» یعنی چه؟
این اصطلاح در گزارشهای تاریخی زیاد میآید. یعنی شاهد میگفت روح یا شبح متهم را در خواب یا رؤیا دیده است. دادگاه چنین شهادتی را جدی میگرفت. بیشتر پروندههای سیلم روی همین بنا شد. فهمیدن این مفهوم، فضای ترس در دورهی کارولین را روشنتر میکند.
یک تصادف تقویمی هم هست. کتاب اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شد. اکتبر ۱۶۹۲ ماهی بود که ماجرای واقعی سیلم عملاً تمام شد.
یادتان باشد: رمان سند تاریخی نیست. جزئیات کتاب لزوماً با ثبت تاریخی یکی نیست. در سیلم اعدامها با دار انجام شد.
خود کتاب چقدر تاریخ میگوید؟
در فصل ۲۵ (ص ۱۰۹ تا ۱۱۱) یک شخصیت امروزی ماجرای سیلم را ساده توضیح میدهد. میگوید ناحیهی Salem Village همان Danvers امروزی است. دو توضیح علمی هم میآورد: مسمومیت با قارچ ارگوت و «اختلال تبدیلی» (conversion disorder).
هر دو توضیح واقعیاند و دربارهی هیستری سیلم مطرح شدهاند. نظریهی ارگوت قدیمی است و هنوز محل بحث. کتاب آن را قطعی نمیداند.
فصل ۱ (ص ۱۶) فولکلور «پلههای جادوگر» را میگوید: جادوگرها نمیتوانند از این پلهها بالا بروند. در فصل ۲۹ (ص ۱۲۴) یک شخصیت جواب سادهتری میدهد. پلههای متناوب فضای کمتری میگیرند.
فریدا مک فادن چرا سراغ جادوگر رفت؟
مکفادن در مصاحبه با Mamamia گفته این قصه را سالها میخواسته بنویسد. او در منطقهی بوستون زندگی میکند. خانههایی که در آنها ساکن بوده، همه قدیمی بودهاند و به گفتهی خودش شاید روح هم داشتهاند.
برای بخش تاریخی هم تحقیق کرده است. به سیلم سفر کرده و از موزههای آنجا دیدن کرده. همان رسانه این کتاب را اولین قدم کامل او به دنیای ماورایی مینامد.
در بریتانیا هم خبری هست. به گزارش The Bookseller، این اولین کتاب او در آن کشور است که با جلد گالینگور چاپ میشود. چاپ اول با انحصار واترستونز عرضه میشود.
چه چیزی در این کتاب تازه است؟
| جنبه | چه چیزی تازه است | منبع |
|---|---|---|
| ساختار | دو خط روایی، یکی در ۱۶۹۲ و یکی امروز | ناشر، Kirkus |
| ژانر | ورود به رمان تاریخی و فضای گوتیک | Waterstones، BookPage |
| عنصر ماورایی | ناشر از عمارتی حرف میزند که شاید زنانِ ساکتنشده در آن بمانند | معرفی رسمی کتاب |
| ریتم | فصلهای کوتاه و چرخشهای پیاپی، مثل بقیهی آثار او | BookPage |
اعتبار نویسنده
بیوگرافی چاپشده در خود کتاب (ص ۳۴۴) مکفادن را پزشکِ متخصص آسیب مغزی معرفی میکند. او با خانواده و گربهی خاکستریاش در خانهای سهطبقه و چندصدساله رو به اقیانوس زندگی میکند. او برندهی جایزهی انجمن بینالمللی نویسندگان تریلر (بخش بهترین کتاب پیپربک اصیل) و جایزهی انتخاب خوانندگان گودریدز (بهترین تریلر) است. مجلهی تایم او را در فهرست ۱۰۰ چهرهی تأثیرگذار ۲۰۲۶ آورده. کتابهایش به بیش از ۴۰ زبان ترجمه شده است.
برای زندگینامهی کامل، صفحهی فریدا مکفادن را ببینید. فهرست آثار و ترتیب خواندن هم در راهنمای کتاب های مکفادن آمده است.
نقد و نظر: منتقدان دربارهی کتاب جادوگر چه میگویند؟
همهی نقدهای زیر پیش از انتشار رسمی نوشته شدهاند. امتیاز نهایی خوانندگان هنوز شکل نگرفته است.
| منبع | لحن | خلاصه |
|---|---|---|
| BookPage | مثبت | تنش در هر دو خط روایی جا افتاده است. فصلهای کوتاه و چرخشها خواننده را نگه میدارد. مناسب کسانی که «تاریخ را با معما» میخواهند. |
| Kirkus Reviews | دوپاره | روایت کارولین را بهخاطر ترس و پارانویا جذاب میداند. بخش امروز را ضعیفتر میبیند. جمعبندیاش: “a diverting if largely forgettable trifle”؛ یعنی سرگرمکننده اما کمماندگار. |
| Storizen | مخلوط | ریتم تند و فضای شبحزده را میپسندد. چرخشهای اغراقآمیز و تصمیمهای غیرطبیعی بعضی شخصیتها را نقطهضعف میداند. |
| Bookish Elf | مثبت، با شرط | نیمهی تاریخی را قویتر از بخش خانهی جنزده میداند و ساخت دولایهی کتاب را هوشمندانه میخواند. |
| خوانندگان نسخهی پیشانتشار (Goodreads) | بیشتر مثبت | چند نفر از ساختار دو زمانه راضیاند. چند نفر هم خط ۱۶۹۲ را بهترین بخش کتاب نامیدهاند. |
الگوی مشترک نظرها
وقتی نقدها را کنار هم میگذاریم، یک الگو پیدا میشود. کرکوس، Bookish Elf و چند خواننده، بخش ۱۶۹۲ را از بخش امروز بهتر میدانند.
بخش ۱۶۹۲ کوتاهتر است و حدود ۴۰ درصد صفحهها را میگیرد. یعنی بخشی که منتقدان بیشتر پسندیدهاند، سهم کمتری دارد. اگر برای ۱۶۹۲ میخوانید، بدانید ۶۰ درصد کتاب در زمان حال میگذرد.
همچنین اگر برای خانهی جنزده میخوانید، این را در نظر داشته باشید. شاید نیمهی تاریخی بیشتر از انتظار غافلگیرتان کند.
هشدار محتوا و ردهی سنی
مکفادن در یادداشت آغازین کتاب (ص ۷) مینویسد تا حد ممکن کتابهایش را خانوادگی نگه میدارد، چون اعضای خانوادهاش آنها را میخوانند. صحنهی صریح آزار و خشونت گرافیکی نمیآورد. به گفتهی او، هشدارهای محتوا در سایتش هست و گاهی سرنخ هم میدهد.
توجه: هشدارهای این کتاب ممکن است سرنخ بدهد. خود نویسنده هم همین را گفته است. اگر نمیخواهید چیزی بدانید، فهرست را باز نکنید.
نمایش هشدارهای محتوای کتاب جادوگر
- قتل
- به دار آویختن
- آتش
- آزار و اذیت
- عوارض زایمان
- ناباروری
منبع: صفحهی رسمی هشدارهای محتوای فریدا مکفادن.
یادداشتهایی از متن کتاب
این موارد در فهرست رسمی نیستند یا کامل نیستند. هیچکدام گرهای را لو نمیدهند.
- افت حافظه: مادربزرگ جولیا ۸۵ ساله است و حافظهاش از فصل ۱ میلغزد. گاهی نام آدمها را عوض میگیرد. اگر مراقب سالمندی هستید، این بخشها ممکن است سنگین باشند.
- ناسزای ملایم: مثل damn، hell و crap. یکی دو بار هم shit میآید. فراوان نیست.
- ترس و طنز: ترس بیشتر فضاسازی است: سرما، صدا و چراغهای لرزان. راوی امروز میان ترسها شوخی هم میکند.
نقشهی مطالعه: فصلها و صفحههای جادوگر فریدا مک فادن بدون اسپویل
کتاب ۸۳ فصل دارد. فصلها بین ۲ تا ۹ صفحهاند. بلندترین فصل، فصل ۱ است. جدول زیر کتاب را به سه بخش تقریباً هماندازه تقسیم میکند. هیچ توصیفی از رویدادها در آن نیست.
| بخش | فصلها | صفحهها | یادداشت |
|---|---|---|---|
| پیشصفحهها | — | ۱ تا ۶ | عنوان، حق نشر، اهدا و فهرست مطالب |
| یادداشت نویسنده | — | ۷ | دربارهی هشدار محتوا |
| پرولوگ | ۱۶۹۲ | ۸ تا ۹ | صدای کارولین؛ به گذشته روایت میشود |
| ورود به داستان | ۱ تا ۲۸ | ۱۰ تا ۱۲۲ | معرفی خانه، ساکنان و نخستین نشانهها |
| میانهی کتاب | ۲۹ تا ۵۶ | ۱۲۳ تا ۲۲۹ | هر دو خط روایی شتاب میگیرند |
| بخش پایانی | ۵۷ تا ۸۳ | ۲۳۰ تا ۳۲۸ | پرخطر برای اسپویل؛ دور از نقدهای تفصیلی بمانید |
| اپیلوگ | — | ۳۲۹ تا ۳۳۷ | دو بخش کوتاه |
| ضمیمهها | — | ۳۳۸ تا ۳۴۴ | قدردانی، پسگفتار، گزیدهی کتاب دیگر، دربارهی نویسنده |
اشیای تکرارشونده و نخستین حضورشان
این چهار نشانه از همان فصلهای آغازین پیدا میشوند. فقط محل دیدنشان را میگوییم.
| شیء | نخستین حضور | یادداشت |
|---|---|---|
| کوبهی خرس روی در | فصل ۱، ص ۱۲ | سر خرسی از فلز سیاه با دهان باز. از ساخت اولیهی خانه است. |
| ساعت بزرگ | فصل ۱، ص ۱۳ | ایستادن ساعت روی ۳:۴۱ نخستین بار در فصل ۱۳، ص ۶۳ دیده میشود. |
| پلههای «جادوگر» | فصل ۱، ص ۱۶ | پلههای ناهماندازه که به اتاق زیر شیروانی میروند. |
| شانههای روی میز آرایش | فصل ۱، ص ۱۷ | در اتاق خواب جولیا. |
واژهنامهی انگلیسی کهن در فصلهای ۱۶۹۲
گفتار کارولین و اهالی ۱۶۹۲ رنگ انگلیسی کهن دارد. اگر نسخهی اصلی را میخوانید، این جدول کمک میکند. ستون آخر فصل نخستین دیدن واژه را نشان میدهد.
| واژه | معنی | فصل |
|---|---|---|
| ’Tis | «این است»؛ مخفف it is | ۲ |
| Thou / thee / dost | صورت کهن «تو» و «میکنی» | ۲ |
| Pray | «لطفاً»؛ در Pray tell یعنی «بفرمایید» | ۳ |
| Mistress | «بانو»؛ خطاب محترمانه به زن متأهل | ۳ |
| Goodman / Goodwife | «آقا / خانم»؛ عنوان مردم عادی در جامعهی پیوریتنها | ۱۵ |
| Forthwith | «بیدرنگ» | ۱۱ |
| Henceforth | «از این پس» | پرولوگ |
| Morn / yestermorn | «صبح / صبح دیروز» | ۲ و ۲۰ |
| Yonder | «آنطرف، آنجا» | ۳ |
| Nay / verily | «نه» / «بهراستی» | ۱۸ |
| Fortnight | «دو هفته» | ۱۱ |
| Pottage | خوراکی غلیظ از حبوبات و سبزی؛ شبیه آش | ۲ |
| Doublet | نیمتنهی تنگ مردانه | ۱۵ |
کتاب جادوگر برای چه کسی مناسب است؟
| بخوانید، اگر… | شاید خوشتان نیاید، اگر… |
|---|---|
| خانهی قدیمی، صدای نیمهشب و رازهای خانوادگی دوست دارید. | ترس سنگین و کابوسوار میخواهید. نویسنده خودش آثارش را ملایم توصیف میکند. |
| به تاریخ ۱۶۹۲ و محاکمات جادوگری علاقه دارید. | رمانس کمجان و شخصیتهای منفیِ ساده زود خستهتان میکند. کرکوس همینها را ضعف میداند. |
| فصلهای کوتاه و ریتم تند را میپسندید. | چرخشهای اغراقآمیز را باور نمیکنید. Storizen چند چرخش را دور از باور میداند. |
| از لحن شوخ و خودمانی راوی امروز لذت میبرید. | انگلیسی کهن فصلهای ۱۶۹۲ را سخت مییابید. واژهنامهی بالا کمک میکند. |
BookPage برای طرفداران رمانهای خانهی جنزده، دو کتاب دیگر را هم پیشنهاد کرده است: A Haunting on the Hill نوشتهی الیزابت هند و Home Before Dark نوشتهی رایلی سیجر.
ادامهی مطالعه
منابع این صفحه
جزئیات داخل کتاب، مثل فصلها، شمارهی صفحهها و واژهها، از خواندن متن کامل نسخهی دیجیتال آمده است. اطلاعات بیرونی از منابع زیر است. هیچ گره یا پایانی لو نرفته است.
- متن کامل نسخهی دیجیتال کتاب (فصلها، صفحهها، اطلاعات چاپی و واژهها)
- صفحهی رسمی کتاب جادوگر (سایت نویسنده)
- هشدارهای محتوای رسمی
- نقد Kirkus Reviews (شمارهی ۱ ژوئیه ۲۰۲۶)
- نقد BookPage
- مصاحبهی Mamamia با نویسنده
- گزارش The Bookseller دربارهی چاپ بریتانیا
- نشنال جئوگرافیک: محاکمات سیلم
- ABA Journal: انحلال دادگاه ویژهی سیلم
کاربر مهمان –
چشم انتظار این کتابم. بنظرم این دفعه فریدا مک فادن سبک متفاوتی رو در پیش گرفته
I’m looking forward to this book. I think Freida McFadden has taken a different approach this time.
کاربر مهمان –
خودم این کتاب را ترجمه کردم کمی متفاوت تر از کتب قبلی اش بود چون حس ترس و وحشت هم به داستان اضافه شده بود
I translated this book myself. It was a bit different from her previous books because a sense of fear and horror was added to the story.
کاربر مهمان –
چیزی تا انتشارش نمونده فکر میکنم این یکی خیلی متفاوت بشه
It’s almost out. I think this one will be very different.