توضیحات
کتاب The Law of the Sublime حاصل هفت سال نوشتن دستی رابرت گرین پس از سکتهی مغزی است. این کتاب با ۱۲ فصل و ۵۰ تمرین عملی، خواننده را از قید روزمرگی رها کرده و به تجربهای عمیقتر از هستی دعوت میکند. والا در این کتاب یک مفهوم انتزاعی نیست؛ تجربهای عاطفی است که در دل همین زندگی روزمره قابلدستیابی است.
رابرت گرین، نویسندهی پرفروشترین کتابهای ۴۸ قانون قدرت و قوانین طبیعت انسان، پس از هفت سال خاموشی با کتابی بازمیگردد که هیچکدام از آثار قبلیاش را به یاد نمیآورد.
کتاب قانون والا (The Law of the Sublime) نه دربارهی قدرت است، نه دربارهی نفوذ و نه دربارهی جذابیت. این کتاب دربارهی چیز دیگری است: تجربهی عظمت در دل روزمرگی.
گرین در مصاحبهای با نشریهی The Sublime میگوید:
من کتاب قدرت و کتاب اغوا را نوشتهام، اما انسانها پیچیدهاند. من پیچیدهام. وجوه مختلفی در من وجود دارد.
این کتاب حاصل سفری هفتساله است که از یک سکتهی مغزی در سال ۲۰۱۸ آغاز شد و به یکی از شخصیترین آثار این نویسنده تبدیل گشت.
در ادامه، با داستان پشت این کتاب، مفهوم والا، تمرینات عملی آن و تفاوتش با آثار پیشین گرین آشنا میشوید.
۷ سال نوشتن با دست؛ داستان پشت کتابی که از دل سکتهی مغزی زاده شد
کتاب The Law of the Sublime نتیجهی هفت سال نوشتن با دست توسط نویسندهای است که پس از سکتهی مغزی توانایی تایپ را از دست داد. این فرآیند دشوار، خود به تمرینی عملی برای درک والا در دل محدودیت تبدیل شد.
سکتهی ۲۰۱۸؛ لحظهای که مرگ و زندگی در هم آمیختند
در سال ۲۰۱۸، رابرت گرین در حال رانندگی در لسآنجلس دچار سکتهی مغزی شد و همسرش جان او را نجات داد. او میگوید: «خیلی، خیلی نزدیک به مرگ بودم».
گرین تجربهی نزدیک به مرگ نداشت، اما چیزی شبیه به آن را تجربه کرد. او در مصاحبه با Sari Azout در نشریهی The Sublime تاریخ ۱۴ مارس ۲۰۲۶ شرح میدهد:
در آمبولانس در راه بازگشت از بیمارستان، تجربه آنقدر تکاندهنده، عجیب و به نوعی شگفتانگیز بود که احساس کردم سرنوشت یا خدایان به من میگویند وقت نوشتن این کتاب فرا رسیده است.
این تجربه، ارتباط عمیق میان والا و مرگ را برای او به شکل عینی به نمایش گذاشت. خود کتاب نیز با فصلی دربارهی مرگ به پایان میرسد؛ چرا که به گفتهی گرین، «والا و مرگ به شدت به هم مرتبط هستند».
چرا گرین تمام کتاب را با دست نوشت و از تایپ کردن دست کشید؟
گرین که از ۹ سالگی تایپبندی سریعی داشت، پس از سکته توانایی تایپ را از دست داد. او ناچار شد تمام متن ۴۹۶ صفحهای کتاب را با دست بنویسد.
فرآیند نگارش به این شکل بود: نوشتن با دست، دیکته کردن به کامپیوتر، پرینت گرفتن، ویرایش با دست و دیکته کردن دوباره. این چرخهی هفتساله، کاری طاقتفرسا اما سرنوشتساز بود.
خود گرین اعتراف میکند که در ابتدا قصد داشت برای نوشتن این کتاب به بیابانهای گبی و آمازون سفر کند و با دلفینها شنا کند، اما محدودیتهای پس از سکته او را مجبور کرد والا را در همان حیاط خلوت خانه و با نگاه به چشمان گربهاش تجربه کند.
این محدودیت، به گفتهی خودش، «یک نعمت پنهان (blessing in disguise)» بود؛ چرا که به او نشان داد چگونه میتوان والا را در دل محدودیتهای روزمره و بدون هیچ سفر پرهزینهای تجربه کرد.
کتابی که در نهایت منتشر میشود، نه حاصل سفرهای بزرگ، بلکه ثمرهی نشستن در یک اتاق و نگاه عمیق به همان چیزهایی است که همیشه در دسترس بودهاند.
والا چیست و چطور ذهن را از روزمرگی نجات میدهد؟
والا در کتاب رابرت گرین، تجربهای عاطفی و زیستشده است که انسان را از قید ذهن کوچک و روزمره رها کرده و به عظمت هستی متصل میکند؛ نه یک مفهوم فلسفی انتزاعی.
پارادوکس عصر دیجیتال؛ علم بزرگترین رازها را فاش میکند، اما ذهنها کوچکتر میشوند
گرین به پارادوکس شگفتانگیزی اشاره میکند: درحالی که علم مدرن بزرگترین رازهای هستی را فاش میکند تولد جهان، سیاهچالهها، منشأ حیات از انفجار ستارگان ذهن مردم «کوچکتر و کوچکتر میشود و به اندازهی گوشیهایشان منقبض میگردد».
او در مصاحبه با The Sublime میگوید: «ما در جهانی زندگی میکنیم که والا در آن در حال انفجار است، اما ذهن مردم به اندازهی گوشیهایشان کوچک میشود». این تضاد، انگیزهی گرین برای نوشتن این کتاب است.
او از «چیزی عمیقاً بیروح در فرهنگ ما» سخن میگوید و معتقد است که مردم، بهویژه نسل جوان، در حال «خوابزدگی» از میان زندگی عبور میکنند.
کتاب قانون والا پاسخی است به این بحران: راهی برای گشودن دوبارهی چشمها به عظمتی که همیشه آنجا بوده، اما ما از دیدنش بازماندهایم.
والا در کلام گرین؛ تجربهای عاطفی، نه مفهومی انتزاعی
گرین تأکید میکند که والا یک مفهوم انتزاعی یا یک ایدهی فلسفی نیست. او میگوید:
من سعی میکنم از تبدیل والا به یک مفهوم انتزاعی ذهنی در کتاب اجتناب کنم. والا یک تجربه است. یک تجربهی عاطفی از جهان، نه یک ایده.
از منظر علوم اعصاب، تجربهی والا از کهنترین بخشهای مغز (سامانهی لیمبیک) نشئت میگیرد بخشهایی که خارج از کنترل ارادی ما عمل میکنند و سپس توسط نئوکورتکس (بخش شناختی مغز) پردازش میشود.
به گفتهی گرین، ترکیب این دو لایه، همان لحظهی والا را خلق میکند. ریشهی این مفهوم در اندیشهی فیلسوفانی چون ایمانوئل کانت (با اصطلاح «والای ریاضی») و توماس وایسکِل (که کتابش در اواخر دههی ۹۰ گرین را «به شدت تکان داد») قرار دارد.
اما گرین والا را از قفسِ فلسفه بیرون میکشد و به تجربهای زیسته و روزمره تبدیل میکند. کتاب او پر از داستانهای عینی از تجربههای والا است؛ از مواجهه با مرگ تا اکتشافات شگفتانگیز و دگرگونیهای رادیکال در هشیاری.
۶ آموزهی کلیدی کتاب The Law of the Sublime برای گشودن دریچههای تازه به جهان
کتاب The Law of the Sublime شامل شش آموزهی اصلی است که هرکدام مسیری عملی برای گشودن دریچههای تازه به جهان و تجربهی عمیقتر هستی ارائه میدهند: از بازآفرینی نگاه کودکی تا شبیهسازی مرگ و رهایی از قضاوت.
بازآفرینی نگاه کودکی؛ چگونه شگفتیِ از دسترفته را بازیابیم؟
یکی از دوازده فصل کتاب به «والای کودکی» اختصاص دارد. گرین توضیح میدهد که چرا در دو یا سه سالگی همهچیز برایمان جدید و هیجانانگیز بود: چون هنوز از طریق کلمات به جهان نگاه نمیکردیم؛ جهان را بیواسطه و مستقیماً تجربه میکردیم.
او میگوید: «ما به خاطر میآوریم که زمانی این نگاه را داشتیم و آن را از دست دادیم، و این ما را بسیار افسرده میکند». اما این توانایی از بین نرفته است؛ هنرمندان بزرگی چون ولادیمیر ناباکوف، که به دلیل تبعید از روسیه شیفتهی کودکیاش بود، توانستند این نگاه را دوباره زنده کنند.
تمرین عملی این فصل، بازآفرینی نگاه کودکانه است: دیدن اشیا بدون برچسبهای زبانی که بر آنها زدهایم. گرین معتقد است «والا یک چیز ادراکی است. اینطور نیست که خودِ اشیا والا باشند؛ بلکه مغز و هشیاری ما هستند که از آنها آگاه میشوند».
تمرین شبیهسازی مرگ؛ تجربهای که زندگی را از نو تعریف میکند
آخرین فصل کتاب، فصل مرگ است. گرین در این فصل از کارل یونگ الهام گرفته که پس از تجربهای نزدیک به مرگ در دههی ۴۰ گفت: «مرگ از درون، تولدی دوباره است».
تمرین عملی این فصل، شبیهسازی فرآیند مرگ است: خواننده روی زمین دراز میکشد و احساس میکند که در حال مرگ است؛ سپس به عنوان یک «روح» از خانه خارج میشود و برای آخرین بار به جهان به آسمان، به یک پرنده نگاه میکند.
گرین توضیح میدهد: «ناگهان، همهچیز بسیار متفاوت به نظر میرسد. من سعی میکنم مرگ را از یک بحث انتزاعی و خستهکنندهی فلسفی دور کنم و نشان دهم که یک تجربهی فیزیکی و روحی است».
او به این نکته اشاره میکند که بسیاری از افرادی که تجربهی نزدیک به مرگ داشتهاند، میگویند هرگز به اندازهی آن لحظات احساس زندهبودن نکردهاند. «یعنی وقتی زندهای، واقعاً زندگی نمیکنی». این تمرین، مرگ را از یک تابو به ابزاری برای بیداری تبدیل میکند.
رهایی از قضاوت؛ دیدن مورچه و آسمانخراش در یک رتبه
یکی از تمرینات کلیدی کتاب، کنار گذاشتن قضاوت و دیدن همهچیز در یک سطح است. گرین توضیح میدهد: «مورچهها به اندازهی انسانها جالباند؛ مدفوع سگ روی زمین به اندازهی یک ساختمان زیبا جالب است. همهچیز در یک سطح است. اگر از شرِ تمام قضاوتها و درجهبندیهایت دربارهی اینکه چه چیزی “عالی” است خلاص شوی و همهچیز را در یک صفحه ببینی، همهچیز تغییر میکند».
این آموزه، ریشه در نگاه بیطرفانهی دوران کودکی دارد؛ دورانی که هنوز ارزشگذاری اجتماعی بر اشیا سایه نینداخته بود.
گرین معتقد است که والا در دل همین برابریِ نگاه نهفته است؛ وقتی دست از مقایسه و رتبهبندی برداریم، عظمت در کوچکترین و پیشپاافتادهترین چیزها خود را نشان میدهد. این نگاه، نه تنها دریچهای به والا میگشاید، بلکه رهاییبخش از اضطراب همیشگیِ قضاوت شدن و قضاوت کردن است.
تمرینات عملی کتاب The Law of the Sublime؛ چگونه والا را در حیاط خلوت خود تجربه کنیم؟
کتاب قانون والا شامل حدود ۵۰ تمرین عملی در پایان هر یک از دوازده فصل است که به خواننده نشان میدهد چگونه بدون نیاز به سفر یا تغییر زندگی، والا را در دل حیاط خلوت خود تجربه کند. از پیادهروی ادراکی تا شبیهسازی آخرین نگاه به جهان.
پیادهرویِ ادراکی؛ دیدن درخت بدون کلمهی «درخت»
سادهترین تمرین کتاب، تغییر نحوهی نگاه کردن به جهان است. گرین توضیح میدهد: «بخشی از تمرینات به سادگی پیادهروی و تغییر نحوهی نگاه کردن به جهان است، چون والا یک چیز ادراکی است».
مثال عینی او: به یک درخت نگاه کنید و کلمهی «درخت» را از ذهن پاک کنید. «این موجود عظیم را میبینی که از هیچ از زمین بیرون زده و پر از برگ است. این چیز عجیب چیست؟»
یا به آسمان نگاه کنید و کلمهی «ابر» را کنار بگذارید؛ «این چیزهای پشمی سفید در برابر آسمان آبی… عجیباند، دیوانهوارند، عجیبغریبند. احتمالاً هیچ سیارهی دیگری در جهان وجود ندارد که مردم ابرهایی مثل این را ببینند».
این تمرین، بازگشت به نگاه پیشزبانی کودکی است؛ نگاهی که اشیا را بدون برچسب میبیند و از همین رهگذر، عظمت پنهان آنها را آشکار میسازد. گرین تأکید میکند که «بیشتر مردم واقعاً چیزهای اطرافشان را نمیبینند».
۵۰ تمرین برای هر فصل؛ از نگاه به ابرها تا شبیهسازی آخرین نگاه به جهان
گرین در پایان هر یک از دوازده فصل، بخشی با عنوان «تجربهی والا» گنجانده که شامل حدود ۵۰ تمرین عینی است. این تمرینات از نگاه به ابرها و پیادهروی ادراکی تا تمرینات عمیقتری چون شبیهسازی آخرین نگاه به جهان (تمرین مرگ) را در بر میگیرد.
خود گرین اعتراف میکند که در ابتدا قصد داشت والا را از طریق سفرهای بزرگ تجربه کند اما پس از سکته و محدودیتهای جسمی، متوجه شد که «والا» را باید در همان حیاط خلوت خانه تجربه کرد.
او میگوید: «من مجبور بودم آن را در دفتر کارم تجربه کنم. مجبور بودم با تماشای گربهام و نگاه به چشمانش آن را تجربه کنم. مجبور بودم به حیاط خلوت بروم و روی یک صندلی بنشینم و به طبیعتی که همان جا داشتم نگاه کنم، نه در کوهستان».
این تمرینات برای هر کسی حتی کسانی که در بروکلین در یک روز برفی و تاریک گرفتار شدهاند طراحی شده است. تمرینات کتاب، پلی است میان والا و زندگی روزمره؛ نه گریزی از آن.
آیا تمرینات کتاب قانون والا برای زندگی روزمره قابل اجراست؟
بله. گرین تأکید میکند که والا نباید مرزی با زندگی روزمره ایجاد کند؛ بلکه باید در دل همین کارهای بهظاهر پیشپاافتاده جاری شود. تمرینات کتاب دقیقاً برای افرادی طراحی شده که نمیتوانند به سفر بروند یا زندگیشان را تغییر دهند.
چگونه همزمان درگیر عرفان و صفحهگستردهی حقوق و دستمزد باشیم؟
پرسشی که بسیاری از خوانندگان با آن مواجه میشوند این است: چگونه میتوان همزمان درگیر تجربههای والا و امور روزمرهای چون «گریهی نوزاد، حقوق و دستمزد و صفحهگسترده» بود؟
گرین پاسخ روشنی دارد: «والا نباید مرزی با زندگی روزمره ایجاد کند؛ بلکه باید در همین کارهای بهظاهر پیشپاافتاده جاری شود و انسان را در سطحی بالاتر یکپارچه سازد».
او به تجربهی ۱۶ سالهی خود در مراقبهی ذِن اشاره میکند و میگوید وقتی به روشناندیشی (سُتُری) میرسید، کارهای عادی حتی غذا دادن به نوزاد خود بخشی از آن تجربهی والا میشوند.
«وقتی از دغدغهی “آیا مردم دربارهی من فکر میکنند؟” رها میشوی، در واقع در سطح بالاتری عملکرد داری».
پاسخ گرین به دشواری یکپارچهسازی «والا» با مسئولیتهای روزانه
گرین بهخوبی میداند که یکپارچهسازی والا با زندگی روزمره دشوار است. به همین دلیل، تمرینات کتاب را بهگونهای طراحی کرده که در دل همان زندگی روزمره قابلاجرا باشند.
او میگوید: «اگر نوزادت گریه میکند و باید به او غذا بدهی و همهی این کارهای عادی را داری، در واقع کارهای عادی بخشی از روشناندیشی هستند. تو در لحظهای، شاد هستی، با آن روبرو میشوی، به جای اینکه نگران و مضطرب باشی و هزاران فکر تکراری داشته باشی».این نگاه، والا را از یک تجربهی نادر و استثنایی به یک حالت پایدار و همیشگی تبدیل میکند.
به گفتهی گرین، «این کتاب نباید دربارهی یک مرز تیز بین زندگی روزمره و والا باشد؛ بلکه باید تجربهی روزمرهات را در بر بگیرد و تو را در سطحی بالاتر یکپارچه کند». تمرینات کتاب، پاسخی عملی به دشواریِ زندگی در عصر دیجیتال هستند؛ راهی برای یافتن عمق در دل سطح، و عظمت در دل روزمرگی.
چرا کتاب The Law of the Sublime برای جویندگان معنا ضروری است؟ (و برای چه کسانی نیست)
کتاب The Law of the Sublime برای کسانی نوشته شده که از سطحیگری عصر دیجیتال به ستوه آمدهاند و به دنبال عمق و معنا هستند. اما این کتاب برای کسانی که به دنبال تکنیکهای جدید قدرت یا ثروت هستند، نیست.
تفاوت آشکار با ۴۸ قانون قدرت؛ کتابی برای عمق، نه استراتژی
رابرت گرین در آخرین فصل کتاب قوانین طبیعت انسان (که با ۵۰ سنت نوشته شد) پیشتر دربارهی قانون والا و رویارویی با مرگ نوشته بود. با این حال، تفاوت اساسی در نگاه است.
گرین در این کتاب به جای آموزش استراتژیهای قدرت و نفوذ، به دنبال «بیدار کردن مردم» از خوابزدگی عصر دیجیتال است.
او در مصاحبه The Sublime میگوید: «کتاب حس مأموریت دارد. چیزی عمیقاً در فرهنگ ما گم شده است… مردم، بهویژه جوانان، در حال خوابزدگی از میان زندگی عبور میکنند».
این کتاب برای کسانی است که به دنبال «ابعاد و عمقی» هستند که در زندگیشان کم است؛ نه کسانی که صرفاً به دنبال ابزارهای جدید قدرت.
تفاوت دیگر در لحن کتاب است: گرین در این اثر، جنبهی آسیبپذیر و شخصیتر خود را به نمایش میگذارد چیزی که در آثار قبلیاش کمتر دیده میشد.
چه کسانی نباید انتظار تغییر فوری داشته باشند؟
کتاب The Law of the Sublime یک «داروی سریعاثر» نیست. تمرینات آن نیازمند ممارست روزانه و تغییر تدریجی در نگرش هستند.
گرین هشدار میدهد که والا یک تجربهی نادر و استثنایی نیست؛ بلکه حالتی است که باید در دل زندگی روزمره پرورش یابد. افرادی که به دنبال تکنیکهای جدید قدرت، ثروت یا نفوذ اجتماعی هستند، مخاطب اصلی این کتاب نیستند.
خود گرین با صراحت میگوید: «من به جایی رسیدهام که اهمیت نمیدهم کسی این کتاب را بخواند یا نه».
این کتاب یک مأموریت شخصی است پاسخی به بحران معنوی عصر دیجیتال نه یک محصول بازاری برای افزایش قدرت.
همچنین، افرادی که انتظار دارند با یک بار خواندن کتاب، زندگیشان دگرگون شود، باید بدانند که والا یک مسیر است، نه یک مقصد. تمرینات کتاب نیازمند تکرار و صبر هستند؛ درست مانند همان فرآیند هفتسالهای که خود گرین برای نوشتن آن طی کرد.
آیا قانون والا میتواند نگاه ما به زندگی را دگرگون کند؟
بله، اما نه بهعنوان یک راهحل جادویی. کتاب The Law of the Sublime دعوتی است برای کندن از سطح و غوطهور شدن در ژرفای بیکران هستی. گرین با تکیه بر تجربهی زیستهی خود نشان میدهد که والا در دل همین زندگی روزمره، در دل محدودیتها و حتی در دل درد، قابلدستیابی است.
امید گرین به شورشی فرهنگی در نسل جوان
گرین با نگاه به تاریخ، معتقد است جوامع بشری در موجهایی حرکت میکنند؛ دورههای سطحیگری با جنبشهای عمیقگرایانه جایگزین میشوند.
او به رمانتیسیسم قرن هجدهم که واکنشی بود علیه روشنگری و خردگرایی افراطی و جنبش هیپیهای دههی ۱۹۶۰ اشاره میکند. او میگوید: «امید من این است که نسل جوان که تغییر را در این جهان ایجاد میکنند، نه دایناسورهایی مثل من آنقدر از بیتجربگی و کسالتآوریِ فرهنگی که نسل بومر به آنها داده احساس محرومیت کنند که دست به شورش بزنند».
به باور او، «شورش جوانی یک چیز زیباست. ما به شدت به آن نیاز داریم». این شورش، اگر رخ دهد، میتواند سطح جدیدی از هشیاری را به ارمغان بیاورد؛ هشیاریای که در آن مردم «به تجربه و ذهنهای باز بیشتر نیاز دارند».
تجربهای که فراتر از کلمات است؛ سخن پایانی نویسنده
کتاب The Law of the Sublime در ۱۰ نوامبر ۲۰۲۶ (۱۹ آبان ۱۴۰۵) توسط انتشارات Viking با ۴۹۶ صفحه منتشر میشود. نسخهی صوتی آن به مدت ۱۶ ساعت و با صدای خود گرین در دسترس است. اما خود کتاب، فراتر از هرگونه توصیف است.
کتاب The Law of the Sublime بیش از هر چیز، یک تجربه است نه یک مفهوم. تجربهای که خواننده را دعوت میکند تا از سطحِ روزمره فراتر رود و به عمق هستی دست یابد. همانطور که خود گرین میگوید: «اگر واقعاً به این فکر کنیم که چقدر بعید است که تو، ساری، وجود داشته باشی با همهی اتفاقاتی که در تکامل رخ داده و والدینت همدیگر را ملاقات کردهاند معابد و کنیسه میساختیم فقط برای عبادتِ این حقیقت که اینجا هستیم».
این، شاید سادهترین و در عین حال عمیقترین خلاصهی کتاب باشد: زندگی خود، والاترین تجربهای است که در اختیار داریم.
آیا شما هم تجربهای داشتهاید که ناگهان جهان را طور دیگری دیده باشید؟ لحظهای که همهچیز عادی ناگهان عظیم به نظر رسید؟ خوشحال میشویم تجربهی شما را در بخش نظرات بخوانیم. همچنین اگر سوالی دربارهی تمرینات کتاب یا مفهوم والا دارید، میتوانید بپرسید؛ تا جایی که اطلاعات موجود اجازه دهد، پاسخ میدهیم.
بیشتر بخوانید از رابرت گرین:
- قوانین طبیعت انسان (The Laws of Human Nature) : سفری به اعماق روان انسان با ۱۸ قانون برای شناخت انگیزهها و رفتارهای پنهان خود و دیگران. این کتاب راهنمای رمزگشایی از پیچیدهترین رفتارهای انسانی است.
- ۴۸ قانون قدرت (The 48 Laws of Power) : اثر کلاسیک و جنجالی رابرت گرین که ۳۰۰۰ سال تاریخ قدرت را در ۴۸ قانون عملی و بیپرده خلاصه کرده است. کتابی برای درک بازی قدرت در تمام ابعاد زندگی.
- چیرگی (Mastery) : راهنمای عملی برای یافتن رسالت درونی و رسیدن به بالاترین سطح تسلط در هر زمینهای. گرین با بررسی زندگی نوابغ تاریخ، مسیر تبدیل شدن به استاد را نشان میدهد.
- قوانین روزانه (The Daily Laws) : ۳۶۶ مدیتیشن روزانه برای یک سال کامل، برگرفته از تمام آثار رابرت گرین. هر روز با یک ایده تازه، یک یادآوری جدی و یک زاویه نگاه متفاوت به سراغ زندگی بروید.

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.