توضیحات
کتاب Unleashed نوشتهی جیمی گودریچ، روشی علمی و بدون تنبیه برای اصلاح رفتار سگهای ترسیده و مضطرب ارائه میده. کتاب با سه علت اصلی (بدرفتاری، کمبود اجتماعیسازی، ژنتیک) و تکنیکهای عملی مثل «باران پارمزان» و «آستانهی تحمل»، به شما یاد میده چطور بدون کتک و داد، سگتان را آرام کنید و پیادهروی و فرمانپذیری را به تجربهای لذتبخش تبدیل کنید.
پدرو یه سگ کوچولوی نجاتیافته بود که صاحبهای قبلیش بهش گفته بودن «نیمی از مغزش رو گم کرده». چون نمیتونست یاد بگیره. ولی گودریچ توی همون جلسه ی اول، با چند تا خوراکی، نشون داد که پدرو نه تنها میتونه یاد بگیره، بلکه عاشق یادگیریه. این برای من کلی سوال ایجاد کرد که چرا بعضی سگها اینقدر عجیب رفتار میکنن؟ و مهمتر، چطور میشه بهشون کمک کرد بدون اینکه اذیتشون کنیم؟
چرا سگتان مثل یک غریبه رفتار میکند؟
صفحه ی ۹ کتاب یه جمله داره: «سگها با توانایی ذاتی برای زندگی در خانه های انسانی به دنیا نمی آیند.» یعنی اون چیزی که ما فکر میکنیم «طبیعی» یا «غریزی» است مثل آرام نشستن موقع ورود مهمون یا نپریدن روی کانتر آشپزخانه در واقع باید به سگ یاد داده بشه. و خیلی از ماها این رو نمیدونیم.
داستان پدرو؛ سگ کوچولویی که نصف مغزش را گم کرده بود
این داستان را در صفحه ی ۴-۵ کتاب رو خوندم. پدرو، یه نژاد اسکاتلندی-پودل، توی یه آپارتمان لوکس در بورلی هیلز زندگی میکرد. ولی هر بار که از خونه بیرون میرفت، به همه حمله میکرد: همسایه ها، آسانسور، دربان، هر سگ دیگه ای. مربی قبلیش به صاحباَش گفته بود از قلادهی پرونگ (همون قلاده های دندانه دار) استفاده کنن و هر وقت پدرو شروع به پرخاشگری کرد، محکم بکشن.
نتیجه این شد که پدرو بدتر شد. چون سگی که میترسید، حالا ترسش با درد همراه شده بود. گودریچ توی کتاب Unleashed توضیح میده که این دقیقاً عکسِ کاریست که باید انجام داد. وقتی ترس با درد همراه بشه، مغز یاد میگیره که اون محرک واقعاً خطرناکه. این شد که پدرو تبدیل به یک سگِ بهظاهر «غیرقابلآموزش» شد در حالی که مشکلش ترس بود، نه ناتوانی ذهنی.
سه دلیل علمی برای رفتارهای عجیب سگهای نجاتیافته در کتاب Unleashed
گودریچ توی فصل سوم کتاب (صفحه ۲۶-۲۸) به سه دلیل اصلی برای رفتارهای مشکلدار اشاره میکنه:
- سابقه ی بدرفتاری یا بی توجهی : سگ هایی که کتک خوردن یا سال ها توی حیاط پشتی زندانی بودن، مغزشون همیشه در حالت آماده باشِ جنگ یا گریزه. این یعنی سیستم عصبی سمپاتیکشون دائماً فعاله و نمیتونن منطقی فکر کنن.
- کمبود اجتماعی سازی : اگه سگ توی چهار ماه اول زندگیش با آدمها، سگ های دیگه، صداها و مکان های جدید آشنا نشده باشه، هر چیز جدیدی براش تهدید محسوب میشه. حتی یه پله ی مارپیچ یا یه کیسه ی خاک توی فروشگاه.
- ژنتیک : بعضی نژادها ذاتاً مضطربتر یا پرخاشگرتر هستن. مثلاً سگ های گله ذاتاً تمایل به گاز گرفتن مچ پا دارن. یا شیواواها بیشتر از گلدنرتریورها خجالتی هستن.
توی نقد Publishers Weekly در تاریخ ۸ می ۲۰۲۶ هم دقیقاً به همین نکته اشاره شده که «مشکلات رفتاری معمولاً ریشه در ترس و اضطراب دارند.» این یعنی گودریچ تنها کسی نیست که به این نتیجه رسیده و یه منبع معتبر دیگه هم حرفش رو تأیید میکنه.
این سه تا دلیل رو که خوندم، یه چیزی برام روشن شد که سگ من موکا «لجباز» نیست. سگ من ترسیده. و این تغییر زاویه ی دید، همه چیز رو عوض کرد.
اگه از این بخشِ علمیِ Unleashed خوشتون اومد و دوست دارید عمیقتر بدونید سگ ها چطور فکر میکنن و یاد میگیرن، کتاب Puppy Brain رو از دست ندید. کری نیکولز توی این کتاب علمِ یادگیری و تفکر سگ ها رو با جزئیات بیشتری بررسی کرده. تفاوتش با Unleashed اینه که بیشتر روی توله سگ ها متمرکزه، ولی از نظرِ رویکردِ علمی و عملی، خیلی شبیه هم هستن.
فرق بین سگِ «لجباز» و سگِ «ترسیده» را بلدید؟
این یه سوالیه که خودم بارها از خودم پرسیدم. مگه نه اینکه وقتی سگ پشت در پارس میکنه یا موقع پیاده روی به سگ دیگه حمله میکنه، داره لجبازی میکنه؟ گودریچ توی صفحه ی ۳۱-۳۲ این رو کاملاً میشکونه. میگه اکثر رفتارهایی که ما «سلطه جویی» مینامیم، در واقع ترس یا برانگیختگی بیش از حد هستن.
مثلاً سگی که موقع دیدار مهمون میپره بالا، نمیخواد بهتون نشون بده که «رئیس» است. میخواد بگه «سلام! خوشحالم دیدمت!» ولی بلد نیست چطور این کار رو درست انجام بده. یا سگی که جلوی در پارس میکنه، نمیخواد «قلمروش رو پس بزنه». داره میگه «یه چیزی اون بیرونه که من ازش میترسم و میخوام بره!» و جالب اینکه وقتی پارس میکنه و اون آدم یا سگ میره، یاد میگیره که پارس کردن جواب میده. پس این رفتار رو تکرار میکنه.
بنابراین دیگه به سگم به چشم یه «دشمنِ سرکش» نگاه نمیکردم. بهش نگاه میکردم مثل یه موجودِ مضطرب که نیاز به کمک داره.
اگه این تغییرِ نگاه براتون جذاب بود، کتاب Your Dog Is Your Mirror دقیقاً همین موضوع رو از یه زاویه ی دیگه بررسی میکنه. کوین بهان میگه سگ ها آیینه ی احساساتِ ما هستن ترس، اضطراب، و حتی عصبانیتِ صاحب رو منعکس میکنن. این کتاب برای کسایی که میخوان بفهمن چطور احساسات خودشون روی سگشون تأثیر میذاره، یه مکملِ عالیه.
چطور بدون کتک و داد، یک سگِ پرخاشگر را آرام کنیم؟
صفحه ی ۱۷۷-۱۷۸ از فصل ۱۵ کتاب یه تکنیک داره که بهش میگه «باران پارمزان». شاید اسمش خنده دار باشه، ولی ایده ش سادست: هر وقت سگ با یه محرک ترسناک مواجه میشه مثلاً زنگ در یا یه سگ دیگه شروع میکنی به ریختن پنیر روی زمین. (نه اینکه واقعاً پنیر بپاشی، یعنی خوراکی های فوق العاده خوشمزه بهش بدی.)
تکنیک «باران پارمزان»؛ وقتی ترس با پنیر جایگزین میشود
چرا این کار جواب میده؟ چون مغز سگ نمیتونه همزمان هم احساس ترس کنه و هم لذتِ خوردن یه خوراکیِ خوشمزه رو تجربه کنه. این همون «شرطی سازی کلاسیک»ه. همون کاری که پاولوف با سگها کرد. کمکم سگ یاد میگیره که «هر وقت اون سگ ترسناک میاد، پنیر هم میاد. پس شاید اون سگ اونقدرها هم ترسناک نباشه.»
صفحه ی ۱۸۰ یه نکته داره که به نظرم ارزش خوندن داره: «به سگ اجازه بده به محرک نگاه کنه.» خیلی از مربیا میگن «چشمات رو بدزد از اون سگ!» ولی گودریچ میگه این اشتباهه. چون سگ توی محیطِ ناآشنا نیاز داره اطلاعات جمع کنه. اگه بهش اجازه بدی یه نگاه سریع به اون سگ دیگه بندازه و بعد برمیگرده به سمتت و خوراکی میگیره، کم کم یاد میگیره که اون سگ خطری نداره. این یعنی کنترلِ آگاهانه ی ترس، نه سرکوبِ ناآگاهانه اش.
آستانهٔ تحمل سگ را با یک خوراکی پیدا کنید
مبحث «آستانه ی تحمل» در صفحه ۴۸-۴۹ کتاب هست . گودریچ میگه هر سگ یه نقطه ی بحرانی داره که اگه ازش رد بشه، دیگه غذا نمیخوره. چون وقتی سیستمِ جنگ یا گریز فعال میشه، دستگاه گوارش تعطیل میشه. پس ساده ترین راه برای فهمیدن اینکه سگ چقدر میتونه تحمل کنه اینه که یه خوراکی بهش بدی.
اگه خورد، یعنی زیر آستانه ست و میتونه یاد بگیره. اگه نخورد، یعنی از آستانه رد شده و باید عقب تر بری و دوباره امتحان کنی. این یه ابزار عملیِ فوق العادس که من هر روز توی پیاده روی با سگم ازش استفاده میکنم.
خانهتان را طوری بچینید که سگ، آرام بگیرد
توی کتاب Unleashed گودریچ فقط روی «آموزش» تمرکز نداره. یه فصل کامل (فصل ۷ صفحه ۷۰-۸۴) رو به محیط خانه اختصاص داده. میگه اگه محیط خونه پر از استرس و بینظمی باشه، هیچ آموزشی جواب نمیده.
چرا کاسهٔ غذا را باید دور بریزید؟
صفحه ی ۷۹ یه توصیه داره : «غذای سگ رو توی کاسه نریزید. بذاریدش توی یه کُنگ (Kong) و فریز کنید و بهش بدید.» چون سگها ذاتاً علاقه دارن برای غذا «جستجو» کنن. وقتی غذا رو توی یه اسباب بازیِ پُر از خوراکی میذارین، سگ مجبور میشه ۲۰-۳۰ دقیقه روش کار کنه.
این کار هم ذهنش رو درگیر میکنه، هم اضطرابش رو کم میکنه. گودریچ حتی میگه که سگ های مضطرب با این روش آرومتر میشن چون تمرکزشون میره روی یه کارِ ساده و لذتبخش.
باکس، زندان نیست؛ پناهگاه است
گودریچ صفحه ی ۷۷-۷۸ میگه جعبه باید پناهگاه باشه. جایی که سگ میره تا آروم بگیره. نه اینکه تنبیه بشه و به زور توش بندازنش. برای این کار، باید جعبه رو با خوراکی ها و اسباب بازی های خوب پر کنی و درِ اون رو همیشه باز بذاری تا سگ خودش تصمیم بگیره که بره توش یا نه.
از کتاب Unleashed چه مهارتهایی یاد میگیرید که جای دیگری نیست؟
کتاب Unleashed پر از تکنیک های عملیه. ولی سه تا ازشون برام موندگار شدن.
فرمانی که پیادهروی با سگ را از جهنم به بهشت تبدیل میکند
صفحه ی ۱۱۰-۱۱۱: گودریچ میگه پیاده روی با سگ نباید مثل یه جنگِ تمام عیار باشه. تکنیکش سادست. سگ رو بذار سمت چپت، طوری که شونه اش هم راستای درزِ شلوارت باشه. بعد هر چند قدم یه خوراکی بهش بده نه از دستت، بلکه بذار روی زمین، تقریباً پشت پاشنه ی چپت. این کار باعث میشه سگ یاد بگیره که همیشه یه قدم از تو عقبتر باشه. و وقتی این عادت شکل بگیره، دیگه نیازی به کشیدن افسار نیست.
بازی قایمموشک؛ راز فرمان «بیا»ی ماندگار
یکی از سختترین چیزا برای هر صاحب سگی، فرمان «بیا»ست. مخصوصاً وقتی سگ داره یه سنجاب رو تعقیب میکنه. گودریچ صفحه ی ۱۵۴ یه بازی پیشنهاد میده که بهش میگه «فراخوانی سریع» (Fast Recalls).
یه نفر یه خوراکیِ فوق العاده رو نشون سگ میده و ۳۰ متر اونورتر میره. نفر دوم افسار سگ رو گرفته. وقتی نفر اول فریاد میزنه «بیا!»، نفر دوم افسار رو رها میکنه. اینجوری سگ یاد میگیره که «بیا» یعنی «برو یه مهمونی بزرگ!» نه «بیا که دیگه مجبوری برگردی خونه.»
جیمز گودریچ چه کسی است و چرا باید Unleashed را بخوانیم؟
صفحه ی پشت جلد کتاب میگه گودریچ بیش از ۲۵ سال سابقه ی کار با سگ های مشهور هالیوود رو داره. ولی چیزی که برام مهمتر بود، این بود که خودش توی کتاب (صفحه ۵۵) گفت:
من مربیگری سگ ها رو توی زندان آموزش میدم. زندانیهایی که محکوم به حبس ابد هستن رو یاد میدم چطور سگ تربیت کنن.
کسی که میتونه به زندانی ها یاد بده چطور با سگ ها مهربون باشن، قطعاً چیزهایی میدونه که بقیه نمیدونن. توی صفحه ی ۵۷ یه نکته ی جالب دیگه هم هست: برای قبولی در برنامه ی تربیت سگ، زندانی ها باید با «صدای بچگانه» (baby voice) خودشون رو معرفی کنن. این کار نشون میده که میتونن ملایم و قابل دسترس باشن. سگ ها عاشق این صدا هستن.
کتاب Unleashed برای چه کسانی نوشته شده؟
این کتاب برای هر کسی که سگ داره مفیده. ولی به نظرم برای این سه گروه طلاییه:
- کسانی که سگِ نجاتیافته دارن : سگ هایی که پیشینه شون رو نمیدونید و رفتارهای عجیبی ازشون میبینید. کتاب پر از مثال های واقعی از سگ های نجاتیافته ست که با روش های غیرتنبیهی درمان شدن.
- کسانی که سگِ مضطرب یا پرخاشگر دارن : اگه سگتون پارس میکنه، گاز میگیره، یا فرار میکنه، این کتاب بهتون میگه چطور بدون تنبیه، ریشه ی مشکل رو پیدا کنید.
- کسانی که از روش های سنتی خسته شدن : اگه امتحان کردین قلاده ی پرونگ، اسپری آب، یا داد زدن و نتیجه نگرفتین، این کتاب بهتون نشون میده که راهِ دیگه ای هم هست.
یه نقل قول از صفحه ی ۶ کتاب:
اگه کاری کنی که سگ از درد یا ترس رفتارش رو سرکوب کنه، ممکنه مشکل موقتاً حل بشه. ولی دلیل اصلی چرا اون کار رو میکنه هرگز برطرف نمیشه. درست مثل این میمونه که روی یه سقفِ کج، کاشی های نو بذاری. ممکنه ظاهراً درست بشه. ولی یه طوفانِ بزرگ میتونه کل ساختمون رو فرو بریزه.
چطور از درسهای کتاب Unleashed در زندگی روزمره استفاده کنیم؟
این کتاب رو که تموم کردم، یه عالمه ایده ی عملی داشتم که میتونم هر روز استفاده کنم. اینجا سه تاش رو مینویسم:
سه تمرین عملی که امروز میتوانید با سگتان شروع کنید
۱. تمرین «نگاه کن» (صفحه ۶۴-۶۵)
هر بار که سگت اسمش رو شنید و نگاهت کرد، بهش یه خوراکی بده. این کار رو تا جایی تکرار کن که سگت یاد بگیره اسمش یعنی «یه چیز خوب در راهه». این ساده ترین راه برای جلب توجه سگه.
۲. تمرین «رها کن» (صفحه ۸۹-۹۰)
یه خوراکیِ خیلی خوشمزه (مثل تکه های سوسیس) بردار و به سگت یه اسباب بازیِ کسل کننده (مثل یه هویج) بده. بعد خوراکی رو نشونش بده و بگو «رها کن». وقتی اسباب بازی رو رها کرد تا خوراکی رو بگیره، بهش جایزه بده. این کار رو با چیزهای باارزش تر تکرار کن تا سگت یاد بگیره که «رها کن» یعنی «چیزِ بهتری در راهه».
۳. تمرین «لمس کن» (صفحه ۶۸)
یه کم پنیر یا مرغ رو کف دستت بمالمون و بذار سگ بو کنه. هر وقت با بینیش به دستت زد، بگو «آره» و یه خوراکی بهش بده. چند بار این کار رو تکرار کن. بعدش دیگه نیازی به بو کردن نیست فقط دستت رو جلو میگیری و میگی «لمس کن»، سگ با بینیش به دستت میزنه و جایزه میگیره. این فرمان رو توی موقعیت های استرس زا میشه استفاده کرد تا توجه سگ رو برگردونی به سمت خودت.
سوالات متداول درباره کتاب Unleashed
آیا روش های کتاب Unleashed برای همه نژادها یکسان جواب میده؟
در صفحه ی ۲۷-۲۸ گودریچ به تفاوت های نژادی اشاره میکنه.میگه که روش ها یکسانن، ولی ممکنه بعضی نژادها به تمرینِ بیشتری نیاز داشته باشن.
چطور بفهمم سگم داره رفتارش رو سرکوب میکنه یا واقعاً تغییر کرده؟
اگه سگ بتونه به محرک نگاه کنه و بعد به سمتت برگرده و خوراکی بگیره، یعنی داره یادمیگیره. ولی اگه فقط چشماش رو میدزده و سعی میکنه نگاه نکنه، یعنی هنوز ترسیده و فقط داره سرکوب میکنه.(صفحه ی ۱۸۰)
تفاوت قلادهی پرونگ و مارتینگیل چیه و چرا گودریچ یکی رو توصیه میکنه؟
مارتینگیل یه قلادهی ضدفراره که فقط یه فشارِ ملایم ایجاد میکنه نه درد. پرونگ باعث درد میشه و وقتی ترس با درد همراه بشه، مغز یاد میگیره که محرک واقعاً خطرناکه. به همین دلیل گودریچ مارتینگیل رو به پرونگ ترجیح میده. (صفحه ی ۱۱۳-۱۱۴)
بازی «کدوم یکی» چیه و به چه دردی میخوره؟
ه بازیِ فکری برای سگ است که دو تا شیء (مثلاً توپ و سیب) رو جلوش میذاری و میگی «توپ کدومه؟». سگ باید با بینیش به توپ بزنه تا جایزه بگیره. این بازی تمرکز رو بالا میبره و برای سگ های بیش فعال یا مضطرب عالیه. (صفحه ی ۱۴۱-۱۴۲)

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.