کتاب The Odyssey

99,000 تومان

کتاب The Odyssey داستانِ مردی که بیست سال از خانه دور بوده و حالا تلاش می‌کند راهِ بازگشت به زن و پسرش را پیدا کند. منبعِ الهامِ فیلم جدید کریستوفر نولان با بازی مت دیمون، اما با عمقی که فقط در کتاب پیدا می‌شود.

نویسنده
Homer
تعداد صفحات
۶۰۷
سال انتشار
۶ نوامبر ۲۰۱۸
عنوان کتاب :
The Odyssey
مترجم :
Emily Wilson
فرمت کتاب :
PDF تبدیل شده ( این فایل ها ممکن است از نظر تعداد صفحات متفاوت باشند، اما محتوای کتاب کامل است. تغییر تعداد صفحات به‌خاطر فونت و قالب‌بندی است.)
موضوع :
داستانِ مردی که بیست سال از خانه دور بوده و حالا تلاش می‌کند راهِ بازگشت به زن و پسرش را پیدا کند.

توضیحات

کتاب The Odyssey کتابی که از یک مرد می‌گوید که بیست سال از خانه دور بوده. ده سال جنگیده، ده سال سرگردان، و وقتی برمی‌گردد، خانه‌اش پر از غریبه‌هایی است که چشم طمع به زن و ثروتش دوخته‌اند. اودیسه را خیلی‌ها با هیولاها و طوفان‌هایش به یاد می‌آورند، اما قصه‌اش در واقع چیزی بیش از یک ماجراجوییِ دریایی است.

این کتاب، شاید اولین روایتِ غربی از یک مردِ میانسال باشد که دارد تلاش می‌کند جایِ ازدست‌رفته‌اش را در زندگی پیدا کند. همین موضوع، آن را از یک حماسه‌ی باستانی به داستانی همیشگی تبدیل کرده است. در این صفحه، از تجربه‌ی خواندن این اثر می‌گویم. اینکه چطور ۱۲۰۰۰ سطر شعرِ حماسی، می‌تواند در عینِ کهنگی، تازه باشد، و چرا هنوز هم آدم‌ها درباره‌اش حرف می‌زنند.

کتاب The Odyssey درباره‌ی چیه؟ (خلاصه‌ای که اسپویل نداره)

اودیسه، پادشاه ایثاقا، بعد از ده سال جنگ تروا، ده سال دیگر را در دریا سرگردان است. می‌خواهد برود خانه، پیشِ زن و پسرش. اما راهش را گم کرده، خدایِ دریا با او دشمنی دارد، و هر جا که پا می‌گذارد، یا هیولا است یا جادوگر یا طوفان.

در خانه هم، پنه‌لوپه (زنش) با ۱۰۸ خواستگارِ سمج دست و پنجه نرم می‌کند که هرکدام منتظرند بمیرد تا یکی از آنها را انتخاب کند. تلماخوس، پسرشان، هم مانده که چه کار کند.

کتاب از جایی شروع می‌شود که هیچ‌کس نمی‌داند اودیسه زنده است یا مرده. اما این را بدانید: «اودیسه» داستانِ بازگشت نیست. داستانِ تلاش برای بازگشت است. و این، فرقش را با همه‌ی داستان‌های ماجراجویی می‌گذارد.

اودیسه کیه؟ قهرمانی با عیب‌های واقعی

به نظرم بزرگ‌ترین اشتباهی که می‌شود درباره‌ی اودیسه کرد، این است که او را یک قهرمانِ ساده‌ی شکست‌ناپذیر تصور کنیم. یک جای کتاب (صفحه‌ی ۲۷۰)، وقتی از دستِ سیکلوپِ یک‌چشم فرار می‌کند، می‌ایستد و اسمِ واقعی‌اش را فریاد می‌زند:

«بگو اودیسه، غارتگر شهرها، پسر لائرتس، دیدگانت را نابود کرد.»

چرا؟ برای افتخار. برای اینکه اسمش در تاریخ بماند. و این یعنی او مثلِ خودمان است: گاهی عقل را کنار می‌گذارد برای یک لحظه‌ی غرور.

هومر، در اولین سطرِ این رمان کلاسیک، با کمکِ ترجمه‌ی امیلی ویلسون، او را «مردی پیچیده» خطاب می‌کند. یعنی اودیسه باهوش است اما گاهی احمقانه تصمیم می‌گیرد، شجاع است اما می‌ترسد، به خانواده‌اش وفادار است اما با دو الهه رابطه دارد، دروغ می‌گوید اما همیشه برای زنده ماندن.

پنه‌لوپه و تلماخوس: دو نفری که منتظر موندن

یکی از چیزهایی که این کتاب را از «ایلیاد» متمایز می‌کند، نقشی است که به زن و پسرِ قهرمان می‌دهد.

پنه‌لوپه، همسر اودیسه، ۲۰ سال است که منتظر مانده. اما منتظرِ منفعل نیست. او با حیله‌ی بافتن و گشودنِ یک کفن، خواستگاران را سه سال سرکار گذاشته.

در صفحه‌ی ۱۲۴، آنتینوئوس، رئیسِ خواستگاران، می‌گوید: «او به همه امید می‌دهد، برای هرکس پیام می‌فرستد، اما در تمام این مدت ذهنش جای دیگری می‌رود.»

و تلماخوس، پسرشان، باید از یک نوجوانِ کم‌رو به مردی تبدیل شود که می‌تواند پدرش را پیدا کند و خانه را از شرِ مهمان‌های ناخوانده نجات دهد. روایتِ این سه نفر، با سه نوعِ متفاوت از «صبر»، چیزی است که کتاب را تا آخرین صفحه جذاب نگه می‌دارد.

کدوم ترجمه‌ی انگلیسی The Odyssey رو بخرم؟

قبل از اینکه شروع کنم به خواندن، یک ساعت وقت گذاشتم تا بفهمم کدام ترجمه را انتخاب کنم. این انتخاب، تجربه‌ی شما را کاملاً عوض می‌کند. من هر دو ترجمه‌ی معروفِ اخیر را بررسی کردم و در نهایت یکی را انتخاب کردم.

ترجمه‌ی امیلی ویلسون: اولین زنی که اودیسه را به انگلیسیِ شعرگونه برگرداند

ویلسون، استاد دانشگاه پنسیلوانیا، در سال ۲۰۱۷ ترجمه‌ای منتشر کرد که بیش از یک میلیون نسخه فروش داشته و در کلاس‌های درس آمریکا تدریس می‌شود.

خودش در مقدمه کتاب می‌گوید:

نمی‌خواستم هومر بدوی به نظر برسد، بلکه می‌خواستم نشان دهم که شکوه‌نماییِ سبکی، کاملاً غیرهومری است.

زبانِ ویلسون ساده است اما ساده‌انگارانه نیست.

صفحه‌ی ۱۸۷ را باز کنید، جایی که اودیسه در جزیره‌ی کالیپسو نشسته: «چشمانش همیشه پر از اشک بود؛ زندگیِ شیرین را با گریه می‌گذراند، در آرزوی بازگشت به خانه…». این جمله را که خواندم، احساس کردم یک مردِ واقعی را می‌بینم، نه یک مجسمه‌ی باستانی.

اگر اولین بار است که سراغ اودیسه می‌روید، ترجمه‌ی ویلسون را پیشنهاد می‌کنم. زبانش با دهه‌ی ۱۴۰۰ خورشیدی حرف می‌زند، بدون اینکه از زیباییِ شعر بکاهد.

متن انگلیسی این نقل‌قول در ترجمه‌ی امیلی ویلسون از کتاب ۵، سطرهای ۱۵۱ تا ۱۵۸ چنین است:

His eyes were always tearful; he wept sweet life away, in longing to go back home, since she no longer pleased him. He had no choice. He spent his nights with her inside her hollow cave, not wanting her though she still wanted him. By day he sat out on the rocky beach, in tears and grief, staring in heartbreak at the fruitless sea.

ترجمه‌ی دنیل مندلزون : نسخه‌ی تازه‌ی ۲۰۲۴ با نگاهی امروزی

مندلزون، منتقد و کلاسیک‌ شناس سرشناس، در سال ۲۰۲۴ ترجمه‌ی جدیدی منتشر کرد که خیلی زود سر و صدا کرد. او در مقدمه می‌گوید «اودیسه» به غرب «کل ژانرها» را بخشیده از علمی‌تخیلی تا کمدی رمانتیک. اگر به دنبال نثری روان‌تر با توضیحاتِ مفصل‌تر درباره‌ی بافتِ تاریخی و فرهنگی هستید، مندلزون انتخابِ بهتری است.

من هر دو را خواندم. اول ویلسون، بعد مندلزون. و به نظرم هر دو ارزشمندند. اما اگر یک کتاب می‌خواهید که شب‌ها قبل از خواب بخوانید و لذت ببرید، ویلسون را انتخاب کنید.

چرا بعد از ۲۸۰۰ سال هنوز کتاب اودیسه می‌خوانیم؟

کتاب اودیسه داستانِ یک مردِ تنهاست که می‌خواهد به خانه برگردد. ساده. اما در همین سادگی، همه‌ی ما چیزی پیدا می‌کنیم.

من در بخشِ هشتم کتاب، جایی که اودیسه در مهمانیِ فئاسیان نشسته و داستانِ اسبِ چوبی را می‌شنود، آنقدر گریه کردم که مجبور شدم کتاب را بگذارم زمین. چون هومر، در یک جمله، اودیسه را با زنی که دارد شوهرش را در جنگ از دست می‌دهد مقایسه می‌کند.

یک قهرمانِ جنگی، در حالِ گریه مانند یک زنِ بازمانده از جنگ. این یعنی همدلی. یعنی نه فقط قدرت، بلکه ضعف. و این، چیزی است که هر کتابِ خوبی باید داشته باشد.

موضوعاتی که هنوز توی زندگی‌مان هست

اودیسه با پول، قدرت، عشق، خیانت، ایمان، و سختی‌های زندگی دست و پنجه نرم می‌کند. مرگ ایوان ایلیچ هم دقیقاً از همین زاویه به زندگی نگاه می‌کند؛ جایی که یک انسانِ معمولی در مواجهه با مرگ، ناگهان همه‌چیز را زیر سوال می‌برد.

خواستگارها نماینده‌ی آدم‌هایی هستند که از غیبتِ تو سوءاستفاده می‌کنند.

سفرهای دریایی، استعاره‌ای از عدم‌قطعیتِ زندگی.

و بازگشت به خانه، آرزوی همیشگیِ هر آدمِ سرگردانی.

یک جای کتاب (صفحه‌ی ۲۲۲)، اودیسه به شاهِ فئاسیان می‌گوید: «شکم درست مثل سگی است که ناله می‌کند: التماس می‌کند و آدم را مجبور می‌کند به آن توجه کند، با وجود خستگی یا عمق اندوه.»

این جمله، با وجود سادگی‌اش، برای من عمیق‌تر از بسیاری از کتاب‌های فلسفی بود. شاید چون یادم آورد که انسان، مهم نیست چقدر بزرگ باشد، همیشه اسیرِ نیازهای اولیه‌اش است.

فیلم Odyssey کریستوفر نولان چه ربطی به کتاب داره؟

۱۷ تیرِ ۱۴۰۵، فیلم اودیسه با بازی مت دیمون، تام هالند و آن هتوی اکران می‌شود. من هم مثلِ خیلی‌ها هیجان‌زده‌ام. اما یک چیز را نباید فراموش کنیم: فیلم، یک اقتباس است. و اقتباس، همیشه با اصل فرق دارد.

تفاوت کتاب The Odyssey با فیلم نولان در چیست؟

امیلی ویلسون، همان مترجمی که اشاره‌اش کردم، در نقدی تند برای لندن ریویو آو بوکز نوشت که فیلم نولان فاقد «عمق روان‌شناختی، عاطفی، سیاسی و اخلاقی» است و «هیچ حرفِ قانع‌کننده‌ای برای گفتن ندارد».

این نقد واکنش‌های تندی در پی داشت. جویس کارول اوتس در شبکه اجتماعی X، نویسنده‌ی سرشناس، از فیلم دفاع کرد.

اما خودِ نولان  در مصاحبه‌ با مجله‌ی Empire در تور تبلیغاتی فیلم گفته از ترجمه‌ی ویلسون به عنوان یکی از منابعِ الهام‌بخش فیلمش استفاده کرده. یعنی خودِ او هم می‌داند که کتاب، منبعی تمام‌نشدنی است.

فیلم ۲ ساعت است، کتاب ۲۴۰ صفحه. فیلم می‌تواند اکشن را نشان دهد، اما نمی‌تواند صداهای درونِ سرِ اودیسه را به تصویر بکشد.

آن لحظه‌ای که اودیسه در ساحلِ ایثاقا بیدار می‌شود و وطنش را نمی‌شناسد (صفحه‌ی ۳۴۱)، در فیلم شاید یک نگاهِ گیج‌کننده باشد، اما در کتاب، یک بحرانِ هویتیِ عمیق است که چندین صفحه طول می‌کشد.

اگر فیلم را می‌بینید، کتاب را هم بخوانید. این دو، مکملِ هم هستند، نه جایگزینِ هم.

چطور از درس‌ های کتاب The Odyssey توی زندگیِ واقعی استفاده کنیم؟

یک جای کتاب، اودیسه به خودش می‌گوید: «صبور باش، قلب من. بدتر از این را هم تحمل کردی.» (صفحه‌ی ۴۷۲).

زندگیِ پر از شکست، تلاش، و شروعِ دوباره. اودیسه به ما یاد می‌دهد که گاهی، بهترین کار این است که صبر کنیم، فریب دهیم، منتظر بمانیم، و در زمانِ مناسب وارد شویم.

هنرِ صبر کردن (و اینکه چرا اودیسه صبورترین قهرمانِ تاریخ ادبیات است)

اودیسه را با لقب polytlas صدا می‌زنند: «بسیار-رنج‌کشیده». این یعنی کسی که خیلی تحمل کرده، اما همچنین کسی که می‌تواند خیلی تحمل کند.

او در غارِ سیکلوپ صبر می‌کند تا زمانِ مناسب برسد. وقتی به ایثاقا می‌رسد، به جای اینکه خودش را معرفی کند، لباسِ گدایی می‌پوشد و روزها منتظر می‌ماند تا بهترین لحظه را پیدا کند.

در دنیای امروز که همه‌چیز فوری می‌خواهیم، این صبر، کمیاب‌ترین مهارتی است که از این کتاب می‌شود یاد گرفت. شاید اودیسه به من یادآوری کرد که همیشه لازم نیست اول باشید؛ گاهی درست‌ترین کار، منتظر ماندن است.

مهمان‌نوازیِ هوشمندانه (و تشخیصِ آدم‌های درست)

کتاب The Odyssey پر است از صحنه‌هایی که قهرمان یا وارد خانه‌ی کسی می‌شود یا کسی وارد خانه‌اش می‌شود. کتاب به ما یاد می‌دهد که از روی رفتارِ آدم‌ها با مهمان‌ها، شخصیتِ واقعی‌شان را تشخیص دهیم.

خواستگارها، که در خانه‌ی اودیسه جشن می‌گیرند و به یک گدایِ ناشناس توهین می‌کنند، در نهایت سزای خودشان را می‌گیرند. در مقابل، اومائوس، خوک‌چرانِ فقیر، که به اودیسه (در لباسِ گدایی) غذا می‌دهد و از او مراقبت می‌کند، پاداشِ وفاداری‌اش را می‌گیرد.

این برای من یک درسِ ساده اما مهم داشت که رفتارِ آدم‌ها با کسانی که از آنها پایین‌تر هستند، شخصیتِ واقعی‌شان را نشان می‌دهد.

کتاب The Odyssey برای چه کسانی است؟

اگر داستان‌های اساطیری دوست دارید، اگر به روان‌شناسیِ شخصیت‌ها علاقه‌مندید، اگر فیلم‌های ماجراجویی می‌بینید و می‌خواهید بدانید اصلِ داستان چیست، یا اگر فقط می‌خواهید یکی از کهن‌ترین و در عین حال مدرن‌ترین داستان‌های جهان را تجربه کنید، کتاب The Odyssey انتخاب عالیست.

برای چه کسانی مناسب نیست؟

این کتاب برای کسانی که به دنبالِ داستانی سریع و سرراست هستند، ممکن است خسته‌کننده باشد.

بعضی بخش‌ها، مخصوصاً در کتاب‌های ۱۱ تا ۱۳ (سفر به دنیای مردگان)، کند و توضیحی می‌شوند.

همچنین، اگر با خشونت و صحنه‌های خونین مشکل دارید، باید بدانید که کتاب پر از جنگ، قتل، و صحنه‌های تکان‌دهنده است (مثل به دار آویختنِ کنیزان در کتاب ۲۲).

هومر در توصیفِ خشونت دریغ نمی‌کند. اما اگر این‌ها را بپذیرید، یک تجربه‌ی غنی و بی‌نظیر در انتظار شماست.

سؤال‌هایی که قبل از خرید کتاب The Odyssey باید بپرسید

آیا خواندنِ اودیسه سخت است؟

نه  اگر ترجمه‌ی مناسبی انتخاب کنید. ترجمه‌ی ویلسون و مندلزون هر دو با زبانی روان و امروزی نوشته شده‌اند. خودِ داستان هم پر از اکشن، هیولا، عشق و تعلیق است. من که در عرض سه روز خواندمش.

به کدام ترجمه اعتماد کنم؟

اگر زبانِ ساده و شعرگونه می‌خواهید که شب‌ها قبل از خواب لذت ببرید، ویلسون. اگر به نثرِ روان‌تر با توضیحاتِ مفصلِ تاریخی علاقه دارید، مندلزون. من هر دو را خواندم و هر دو را دوست داشتم، اما ویلسون برای اولین بار، انتخابِ بهتری است.

آیا فیلم نولان جای کتاب را می‌گیرد؟

نه فیلم یک اقتباسِ ۲ ساعته است. کتاب، یک تجربه‌ی ۲۴۰ صفحه‌ای است که شما را با شخصیت‌ها هم‌نفس می‌کند. خودِ نولان هم گفته از ترجمه‌ی ویلسون برای نوشتنِ فیلمنامه الهام گرفته. پس این دو را مکملِ هم ببینید، نه رقیب.

آیا برای خواندنِ این کتاب به دانشِ یونان باستان نیاز است؟

نه فقط به یک صندلی راحت، یک فنجان چای یا قهوه، و کمی وقتِ آزاد نیاز دارید. مقدمه‌ی کتاب (حدود ۱۰۰ صفحه) همه‌چیز را توضیح می‌دهد. من بدون هیچ دانشِ قبلی شروع کردم و لذت بردم.

قیمت این کتاب چقدر است؟

نسخه‌ی الکترونیک (Kindle) نزدیک ۱۰۰ هزار تومان است. نسخه‌ی صوتی (Audiobook) که با روایتِ آنتون لسر (بازیگرِ بازیِ تاج‌وتخت) منتشر شده، نزدیک ۳۸۹ هزار تومان قیمت دارد. هر نسخه مزایای خودش را دارد. من نسخه‌ی الکترونیکی را خواندم.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب The Odyssey”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده − پنج =

پرفروش‌ترین کتاب‌ها

مشاهده همه

نویسنده‌های محبوب

دسته‌بندی‌ها

مشاهده همه