کتاب The Calamity Club

179,000 تومان

کتاب The Calamity Club از کاترین استاکت ماجراجویی دو زن در دل تاریک‌ترین سال‌های میسیسیپی؛ با قلبی بزرگ و طنزی که ناامیدتان نمی‌گذارد.

نویسنده
Kathryn Stockett
تعداد صفحات
۷۰۹
سال انتشار
5 می 2026
عنوان کتاب :
The Calamity Club: A Novel
فرمت کتاب :
PDF تبدیل شده ( این فایل ها ممکن است از نظر تعداد صفحات متفاوت باشند، اما محتوای کتاب کامل است. تغییر تعداد صفحات به‌خاطر فونت و قالب‌بندی است.)

توضیحات

رمان جدید کاترین استاکت، کتاب The Calamity Club، داستان دختر یازده‌ساله ای در یتیم‌خانه‌ای در میسیسیپیِ رکود بزرگ را روایت میکند که مادرش رفته و برنگشته. ورود خواهری برای نجات خانواده‌اش از ورشکستگی، مسیر زندگی او را تغییر میدهد؛ تا اینکه مادرش زنی که سیستم او را «عقب‌ماندهٔ ذهنی» خوانده و عقیمش کرده برای پس گرفتن دخترش دست به هر کاری میزند. کتاب 709 صفحه‌ای که اگرچه به افت میانی و شخصیتپردازی کاریکاتوریِ شرور داستان متهم شده، اما با دیالوگ نویسی استادانه و شخصیت های به یادماندنی، جایگاه خود را در کنار پرفروش ترین اثر استاکت پیدا کرده است.

استاکت اینبار از زنانی مینویسد که جامعه آنها را در حاشیه قرار داده زنانی که برای بقا، برای عدالت، و برای بازپسگیری آنچه از آنها گرفته شده، میجنگند.

داستان کتاب The Calamity Club از کجا شروع میشود؟

همه‌چیز از یتیم‌خانه‌ی دختران شهرستان لافایت، اواسط رکود بزرگ شروع می‌شود. مگ ۱۱ ساله، باهوش، تیززبان، و تنها. مادرش رفته و برنگشته. گارنت پیتمن، رئیس یتیم‌خانه، او را به اتاقی کوچک تبعید کرده. پنجره تخته‌زده. دیوارها کپک‌زده. مگ در صفحه‌ی ۱۷ می‌گوید:

تنها پنجره‌ی اینجا تخته‌زده است. پنج تخته که از دیدنشان عصبانی می‌شوم. اینکه کسی عمداً این کار را کرده تا منظره‌ام را خراب کند.

در همان حوالی، بردیه کلهون سوار بر قطار به آکسفورد می‌آید (فصل ۴، صفحه‌ی ۳۹). او ۲۴ سال دارد، مجرد است، و برای نجات خانه‌ی مادر و مادربزرگش از شر مالیات به خواهر کوچکترش پناه برده. فرانسیس اما زندگی‌اش را با یک بانکدار ثروتمند ساخته و از ریشه‌های فقیرانه‌اش خجالت می‌کشد. بردیه در یتیم‌خانه با مگ آشنا می‌شود. اتاق کپک‌زده را تمیز می‌کند. پنجره را باز می‌کند. برای مگ بیسکویت می‌آورد (فصل ۱۱، صفحه‌ی ۱۱۹). یک جایی از کتاب، بردیه به مگ می‌گوید: «گاه بهتر است طلب بخشش کنی تا اجازه» (فصل ۱۱، صفحه‌ی ۱۳۸).

اما ماجرا از اینجا تازه شروع می‌شود. چون کمتر از یک‌چهارم کتاب، چارلی از راه می‌رسد. مادر مگ. زنی که به جرم «هم‌صحبتی با یک مرد سیاه‌پوست» به کلنی الیسویل فرستاده شده و در آنجا عقیمش کرده‌اند (فصل ۱۷، صفحه‌ی ۲۳۵). حالا او آمده تا دخترش را پس بگیرد. برای این کار، یک ایده دارد: راه‌اندازی یک باشگاه رقص در خانه‌ی ورشکسته‌ی خانواده‌ی تارت.

منتقدان درباره The Calamity Club چه نظری دارند؟

چهار نقد معتبر خواندم. هر کدام زاویه‌ی متفاوتی داشتند. نیویورک تایمز (3 می 2026) نوشته بود: «سرگرمی محض اما بدون عمق اخلاقی» و اشاره کرده بود به افت ۱۰۰ صفحه‌ای در میانه. کرکوس (2 فوریه 2026) اما گفته بود: «طرفداران کتاب اول استاکت عاشق این دنباله خواهند شد» و در عین حال تأکید کرده بود که گارنت، شخصیت شرور داستان، «آنقدر یک‌بعدی است که اگر سبیل داشت، مدام آن را می‌پیچاند» و پایان‌بندی «عجولانه» است. پابلیشر ویکلی (3 می 2026) ریتم داستان را گاهی کند توصیف کرده بود اما شخصیت‌های رنگارنگ را نقطه‌ی قوت کتاب می‌دانست. بوک ریپورتر (5 می 2026) اما کاملاً مثبت بود و کتاب را «تکان‌دهنده، گیرا و فراموش‌نشدنی» معرفی کرده بود و نوشته بود: «این کتاب مرا به گریه و خنده واداشت.»

هر چهار نقد به نوعی درست هستند. رمان یک‌کم بلند است، شخصیت گارنت واقعاً ساده شده، ولی مگ و بردیه آنقدر دوست‌داشتنی‌اند که از کنار ضعف‌هایش به‌راحتی می‌گذری. یک جایی از کتاب (فصل ۳۷، صفحه‌ی ۵۴۳)، فلاوسی به بردیه می‌گوید: «مراقب باش چه آرزویی می‌کنی» و واقعاً درست می‌گفت.

سه شخصیت اصلی کتاب The Calamity Club که نباید از دست بدهید

مگ؛ دختری که مادرش رفت و هرگز برنگشت

مگ راوی نیمی از کتاب است و صدایش یکی از بهترین چیزهای این رمان است. نیویورک تایمز نوشته که مگ «هوشی تیز، شخصیتی عجیب و ساده‌لوحیِ تعریف‌شده» دارد. جملاتش تند و تیز و خنده‌دار است.

صفحه‌ی ۵۶ می‌گوید: «حتماً یک دانشمند مرده یا یک رومی قدیمی تصمیم گرفته که هر روز تعداد دقیقاً یکسانی دقیقه دارد… تا ساعت ده صبح، قسم می‌خورم چند سال گذشته.»

یک جای دیگر (فصل ۱۳، صفحه‌ی ۱۴۷) وقتی گارنت او را کتک می‌زند، مگ در دلش می‌گوید: «انگار می‌خواهد امید را از من بیرون بزند.» همان صفحه، مگ برای اولین بار دعا می‌کند: «خدایا، به من چیزی بهتر از شش ماه تنهایی در آن اتاق بده.»

بردیه؛ خواهری که برای نجات خانواده به آکسفورد آمد

بردیه ۲۴ سال دارد، مجرد است و همیشه در حال مراقبت از دیگران. پدرش به او یاد داده چطور لوله‌کشی کند و لاستیک ماشین را عوض کند، چون دکتر به او گفته که نمی‌تواند بچه دار شود (فصل ۵، صفحه‌ی ۵۲). بردیه راوی نیمه‌ی دیگر کتاب است و برخلاف مگ، طنزش تلخ‌تر و بزرگ‌سالانه‌تر است.

فصل ۹، صفحه‌ی ۱۰۲ به خودش می‌گوید: «من یک پرنده‌ی عجیب هستم، این را می‌دانم. مردم تمام زندگی‌ام را این را به من گفته‌اند.»

چارلی؛ مادری که برای پس گرفتن فرزندش میجنگد

چارلی مادر مگ است و شاید پیچیده‌ترین شخصیت کتاب. او به جرم «هم‌صحبتی با یک مرد سیاه‌پوست» بازداشت شده، به کلنی الیسویل فرستاده شده، و در آنجا عقیم شده. در یادداشت پایانی کتاب (صفحه‌ی ۷۰۲)، استاکت می‌نویسد که قانون عقیم‌سازی اجباری ۱۹۲۸ میسیسیپی، الهام‌بخش خلق این شخصیت بوده.

چارلی وقتی از کلنی آزاد می‌شود، فقط یک هدف دارد و آن هم پس گرفتن مگ. حتی اگر مجبور باشد یک کاری که نمیخواهد را راه‌اندازی کند.

فصل ۱۷، صفحه‌ی ۲۳۵: «گارنت پیتمن مرا روی میز گذاشت و اندام‌های درونم را با چاقو بیرون کشید تا مطمئن شود دیگر نمی‌توانم بچه دار شوم.»

چرا کتاب The Calamity Club با خدمتکارها تفاوت دارد؟

خدمتکارها از زبان زنان سیاه‌پوست روایت می‌شد و با انتقادات زیادی درباره‌ی «تخصیص فرهنگی» روبه‌رو شد. استاکت این‌بار اما کاملاً از نگاه زنان سفیدپوست فقیر نوشته است. نیویورک تایمز نوشته که او «عمداً از حاشیه‌های نژادی فاصله گرفته». کرکوس هم تأکید کرده که استاکت این‌بار «با توجه به انتقادات کتاب اول، به زنان سفیدپوست جنگجو پرداخته است». در عوض، کتاب به موضوع فقر، بی‌عدالتی جنسیتی، و ظلم نهادینه‌شده علیه زنان می‌پردازد.

یک جای کتاب، بردیه به خواهرش می‌گوید: «می‌خواهم دیگر هر چیزی را که گارنت پیتمن می‌گوید باور نکنی» (فصل ۱۵، صفحه‌ی ۱۹۶). این جمله برای من نشان‌دهنده‌ی تفاوت اصلی این کتاب با «خدمتکارها» بود. استاکت این‌بار نمی‌خواهد از زبان دیگری حرف بزند. می‌خواهد از زبان کسانی بنویسد که خودش می‌شناسد: زنان فقیر سفیدپوست جنوب که سیستم آنها را «عقب‌ماندهٔ ذهنی» خطاب کرده.

چرا انتشار این کتاب ۱۷ سال طول کشید؟

خدمتکارها بیش از 100 هفته در لیست پرفروش نیویورک تایمز قرار داشت و به فیلمی اسکاربرنده تبدیل شد. اما استاکت بعد از آن، با انتقادات گسترده‌ای درباره‌ی نحوه‌ی روایت از زبان زنان سیاه‌پوست روبه‌رو شد. در مصاحبه‌ای با نیویورک تایمز (3 می 2026) گفته: «احساس می‌کردم هر کاری که انجام می‌دهم، شکست می‌خورد». ناشر او را «اخراج» کرد و او برای مدتی به بالی نقل مکان کرد. نسخه‌های اولیه‌ی The Calamity Club را «ملایم و بی‌مزه» توصیف کرده که «گیرایی و جسارت» نداشتند.

وقتی این را خواندم، یک حس عجیبی به من دست داد. اینکه یک نویسنده ۱۷ سال برای بازگشتش صبر کند، یعنی واقعاً به حرف‌های دیگران اهمیت داده. یعنی سعی کرده چیزی بنویسد که نتوانند به راحتی نقدش کنند. شاید به همین دلیل است که این کتاب از نظر منتقدان، اگرچه سرگرم‌کننده است، اما جسارت کتاب اول را ندارد.

چگونه میسیسیپیِ ۱۹۳۳ در The Calamity Club زنده شده است؟

استاکت در یادداشت پایانی کتاب (صفحه‌ی ۷۰۲) می‌نویسد که قانونی در سال ۱۹۲۸ در میسیسیپی به تصویب رسید که عقیم‌سازی هر فرد «عقب‌ماندهٔ ذهنی» را قانونی کرد. مصادیق این قانون نه‌تنها بیماران روانی، بلکه زنان روسپی را هم شامل می‌شد. اکثر قربانیان این قانون زنان بودند. در همان یادداشت، استاکت می‌نویسد که «تعداد کل آمریکایی‌هایی که عقیم‌سازی اجباری را تحمل کردند، هفتاد هزار نفر تخمین زده می‌شود، هرچند برخی منابع عدد را صدها هزار می‌دانند».

این قانون الهام‌بخش خلق شخصیت چارلی و سرنوشت تلخ او شد. خواننده در این کتاب با جامعه‌ای روبه‌روست که پشت نقاب فضیلت، بیرحمی را پنهان کرده است.

نقاط قوت و ضعف کتاب The Calamity Club از نگاه منتقدان

دیالوگ‌نویسی استادانه و شخصیت‌های به‌یادماندنی

نکته‌ای که همه‌ی منتقدان روی آن اتفاق نظر دارند، دیالوگ‌نویسی استادانه و شخصیت‌های به‌یادماندنی است. نیویورک تایمز نوشته: «مگ و بردیه راویانی همدل و به‌غایت خنده‌دار هستند». بوک ریپورتر نیز شخصیت‌ها را «فوق العاده» و «فراموش‌نشدنی» توصیف کرده است. طنز موجود در کتاب به‌ویژه در تلاش‌های چارلی و بردیه برای مخفی نگه داشتن ماهیت باشگاه از نقاط قوت آن است.

یک جای کتاب (فصل ۱۸، صفحه‌ی ۲۷۰)، فرانسیس تهدید به خودکشی می‌کند و بردیه جواب می‌دهد: «موفق باشی. روری همه‌ی اسلحه‌ها را برداشته.»

افت میانی و پایان‌بندی عجولانه

نیویورک تایمز به افت ۱۰۰ صفحه‌ای در میانه‌ی کتاب اشاره کرده. کرکوس نیز نوشته که گره‌گشایی در صفحات پایانی «عجولانه» انجام شده است. شخصیت شرور داستان (گارنت) از نظر برخی منتقدان «یک‌بعدی» و «کاریکاتوری» است. من وقتی به حدود صفحه‌ی ۴۰۰ رسیدم، یک‌کم احساس کردم داستان دارد دور خودش می‌چرخد. اما همان‌طور که بوک ریپورتر گفته، «نقاط قوت کتاب بر این ضعف‌ها می‌چربد».

چه درس هایی از The Calamity Club برای زندگی امروز میتوان گرفت؟

ایستادگی در برابر بی‌عدالتی نهادینه‌شده

گارنت نمایندهٔ سیستمی است که زنان فقیر را به حاشیه می‌راند. شخصیت‌های کتاب با راه‌اندازی یک باشگاه رقصِ غیرمجاز، در مقابل این سیستم می‌ایستند. بوک ریپورتر نوشته: «زنانِ خوب، انعطاف‌پذیرند و برای غلبه بر شر به یکدیگر کمک می‌کنند». یک جای کتاب، چارلی به بردیه می‌گوید: «اگر این کار را نکنم، هرگز مگ را پس نمی‌گیرم. پس به‌جای من، تو هم ریسک می‌کنی» (فصل ۲۴، صفحه‌ی ۳۷۴).

معنای خانواده در شرایط سخت

شخصیت‌ های The Calamity Club، خانواد‌ای از زنانی می‌سازند که جامعه آنها را طرد کرده. از اسمرالدا، زنی که به خاطر رنگ پوستش در هیچ‌کجا پذیرفته نمی‌شود، تا فلاوسی که سال‌ها پیش خواهرش را از دست داده. فلاوسی در فصل ۳۸، صفحه‌ی ۵۲۸ به بردیه می‌گوید: «خواهرم به خاطر کاری که می‌کنم از من متنفر است. فکر می‌کند می‌توانی این کار را از دوازده سالگی شروع کنی و بعد بزرگ شوی و کار دیگری انجام دهی؟ نه، واقعاً نمی‌توانی.»

The Calamity Club برای چه کسانی نوشته شده است؟

اگر از طرفداران «خدمتکارها» هستید، این کتاب را دوست خواهید داشت. کرکوس نوشته: «طرفداران پرفروش‌ترین اثر اول استاکت عاشق این دنباله خواهند شد».

اما این کتاب فقط برای طرفداران کارهای قبلی استاکت نیست. برای کسانی است که از داستان‌های تاریخی با شخصیت‌پردازی قوی لذت می‌برند. زنانی که در دل رکود بزرگ، برای بقا می‌جنگند.

حدود 700 صفحه است. شاید ۱۰۰ صفحه‌ی میانی کشش کمتری داشته باشد. اما همان‌طور که بوک ریپورتر نوشته: «این کتاب مرا به گریه و خنده واداشت».

اگر از خواندن کتاب The Calamity Club لذت بردید، این دو کتاب را هم دوست خواهید داشت:

  • Where the Crawdads Sing : اگر از شخصیت‌های قوی زن و فضای جنوبی خوشتان آمد، این کتاب را از دست ندهید.
  • The Briar Club : اگر به داستان زنانِ سرسخت در موقعیت‌های غیرمنتظره علاقه دارید، این رمان هم انتخاب مناسبی است.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب The Calamity Club”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 5 =

پرفروش‌ترین کتاب‌ها

مشاهده همه

نویسنده‌های محبوب

دسته‌بندی‌ها

مشاهده همه