توضیحات
کتاب فنتزما جلد اول مجموعه کتاب بازی های شرورانه، اثر کیلی اسمیت، داستان اوفلیا، نکرومنسری است که برای نجات خواهر گمشدهاش وارد عمارتی تسخیرشده با ۹ سطح جهنم میشود. او با بلکول، فانتومی مرموز، پیمان میبندد؛ عشقی ممنوعه شکل میگیرد و در پایان، هویت واقعی بلکول بهعنوان شاهزادهی شیاطین فاش میشود. جلد دوم، اینچنترا، روایتگر جنیویو در ایتالیاست.
اوفلیا، شخصیت اصلی، وقتی مادرش میمیرد و خواهرش ناپدید میشود، چارهای جز ورود به این مسابقهی مرگبار ندارد. چیزی که برای من جذاب بود، صدای سایهای در ذهن اوفلیا بود ، همان بازتاب اختلال وسواس فکری-عملی که کیلی اسمیت از تجربهی شخصیاش الهام گرفته ، که هر لحظه به او میگوید در را سه بار بکوب وگرنه همه میمیرند. این جزئیات روانشناختی، کتاب را از یک فانتزی ساده فراتر میبرد.
اگر به دنبال یک رمان فانتزی تاریک با فضای گوتیک، عشق ممنوعه، و شخصیتهایی هستید که تا مغز استخوان واقعیاند، کتاب فنتزما دقیقاً همان کتابی است که نمیدانستید به آن نیاز دارید.
خلاصه کتاب فنتزما از نیواورلئان تا عمارت شیاطین
اوفیلیا گریم، یک نکرومنسر (همون کسایی که با مردهها حرف میزنن و ازشون انرژی میگیرن) توی نیواورلئان زندگی میکنه. مادرش میمیره، خواهرش ناپدید میشه، و تنها راهی که برای نجات خواهرش باقی میمونه، ورود به مسابقهای مرگبار به اسم فنتزماست – یک عمارت تسخیرشده که هر شب یکی از نه سطح جهنم رو باید توش پشت سر بذاری. برندهش یه آرزو میگیره. بازندهش… خوب، دیگه بازنده نیست.
نقطهٔ آغاز: مرگ مادر و تولد یک نکرومنسر
داستان فنتزما با مرگ ناگهانی تسی گریم، مادر اوفلیا و جنیویو، آغاز میشود. اوفلیا، به عنوان دختر بزرگتر، مراسم جادویی را برای دریافت میراث جادویی خانواده انجام میدهد و قدرت نکرومنسی (ارتباط با مردگان) به او منتقل میشود. چشمانش به رنگ آبی یخی «گریم بلو» درمیآید و حالا میتواند ارواح را ببیند.
اما مرگ مادر تازه اول ماجراست. وقتی اوفلیا و جنیویو به بانک میروند، متوجه میشوند که مادرشان بدهی سنگینی به نام خانهی گریم مانور (عمارت موروثی خانواده) گرفته است و اگر ظرف یک ماه پول را پرداخت نکنند، خانهشان تخریب خواهد شد.
ناپدید شدن جنیویو و ورود به فنتزما
پس از یک مشاجرهٔ تلخ، جنیویو ناپدید میشود و نامهای از خود به جا میگذارد که میگوید «نگران نباش، چند هفته دیگر برمیگردم». اوفیلیا با خواندن دفتر خاطرات خواهرش متوجه میشود که جنیویو برای بردن جایزهٔ مسابقه و پرداخت بدهی، وارد فنتزما شده است ، یک عمارت تسخیرشده و مسافرتی که به تازگی به نیواورلئان رسیده است.
اوفیلیا چارهای ندارد جز اینکه خودش هم وارد این مسابقهی مرگبار شود تا خواهرش را نجات دهد، حتی اگر میداند که بیشتر شرکتکنندگان هرگز زنده از آن خارج نمیشوند.
چرا اُفیلیا گریم ناچار شد وارد مسابقهی فنتزما شود؟
اوفیلیا قرار نبود قهرمان بشه. قرار نبود عاشق بشه. قرار نبود حتی از خونه بیرون بیاد. ولی وقتی مادرش میمیره و خواهرش جنیویو ناپدید میشه، اوفیلیا میمونه با یه خونهی بدهیدار، یه خواهر گمشده، و یه صدای توی سرش که هر لحظه بهش میگه در رو سه بار بکوب وگرنه همه میمیرن. این صدای سایه سالهاست که ذهنش رو آزار میده، ولی حالا توی تاریکترین زمان زندگیاش، بلندتر از همیشه شده. و حالا توی تاریک ترین زمان زندگیاش، این صدا بلندتر از همیشه شده.
ورود به فنتزما فقط یه انتخاب نیست یه اجباره. چون تنها راهی که اوفیلیا برای پیدا کردن خواهرش میبینه، همین مسابقهست. و من توی چند صفحهی اول، کاملاً حسش کردم. اون حسی که آدم میدونه قراره یه کار احمقانه بکنه ولی چارهای نداره.
فشار خانواده و میراث
اوفیلیا سالهاست که زیر فشار حفظ میراث خانوادگی خرد شده است. مادرش همیشه از او انتظار داشته که ادامهدهندهٔ راه خانواده باشد. این فشار آنقدر سنگین است که اوفیلیا حتی به فکر زندگی شخصی خود هم نمیافتد. سفر او در فنتزما، سفری برای رهایی از این بار سنگین است.
جهانسازی فنتزما: سلسلهمراتب موجودات فراطبیعی
کیلی اسمیت در ابتدای کتاب یک درختوارهٔ کامل از موجودات فراطبیعی ارائه داده است. جهانسازی از اون چیزاییه که توی این کتاب واقعاً میدرخشه. و به خواننده کمک میکند تا جایگاه هر شخصیت را درک کند.
جهنم (Hell):
- پادشاه شیاطین (King of the Devils)
- شاهزادهٔ شیاطین (Prince of the Devils) ← بلکول/سالم
- شیاطین (Devils)
- دیوها (Demons) – فرزندان یک شیطان و یک موجود فراطبیعی دیگر
ارواح (Ghosts) – از قوی به ضعیف:
- فانتومها (Phantoms): قویترین نوع ارواح، تقریباً ملموس (بلکول در ظاهر یک فانتوم است)
- پولترگِیستها (Poltergeists): میتوانند بدن دیگران را تسخیر کنند
- شبحها (Apparitions): رایجترین نوع، غیرملموس
- غولها (Ghouls): ارواحی که تحلیل رفته و بیذهن شدهاند
موجودات فراطبیعی فانی و جاودانه:
- خونآشامها (Vampires)
- دگرپیکرها (Shapeshifters)
- نکرومنسرها (Necromancers)
- اسپکترها (Specters) فانی (نادر)
- جادوگران (Witches)
- پیشگویان (Seers)
بلکول چه پیشنهاد وسوسهانگیزی به اُفیلیا داد؟
بلکول ، یه فانتوم با موهای سفید و چشمای سبز که انگار از یه نقاشی قرن نوزدهمی دراومده، به اوفیلیا پیشنهاد میده که (صفحهٔ ۱۲۴) :
من تو رو تا آخر مسابقه راهنمایی میکنم، و تو توی ازای اون، اگه نتونی کلید آزادیم رو پیدا کنی، ده سال از عمرت رو به من میدی.
بلکول توی ظاهر یه شبح سادهست، ولی اونقدرها هم ساده نیست. بدون اسپویلر بگم، یه سوالی درباره بلکول که همیشه توی ذهنم بود،«آیا این شخصیت واقعاً همونیه که میگه؟»،توی کتاب فنتزما جوابش رو گرفتم، ولی نه به شکلی که انتظارش رو داشتم.
هویت واقعی بلکول (اسپویلر بزرگ)
هشدار اسپویلر: این بخش حاوی افشای هویت واقعی بلکول است.
بلکول در واقع سالماستراس اراسموس بلکول، شاهزادهٔ شیاطین، و خالق سطح نهم (خیانت) است. او به خاطر عاشق شدن با یک انسان (که در کتاب از او با نام «فرشته» یاد میشود)، توسط پدرش (پادشاه شیاطین) به فنتزما زندانی شده است.
پادشاه شیاطین معشوقهاش را میکشد، قلبش را در میآورد، و روحش را درون یک گردنبند مدالیون زندانی میکند. سپس سالم را به فنتزما تبعید میکند و حافظهاش را پاک میکند. هر بار که مسابقه شروع میشود، سالم هویت واقعی خود را فراموش میکند و فقط در سطح نهم به یاد میآورد که کیست.
پیمان خونین بین شرکتکنندگان چه جایگاهی در این مسابقه دارد؟
پیمان خونین یه قرارداد جادوییه که شکستنش غیرممکنه. بلکول به اوفیلیا پیشنهاد میده که اگه نتونه کلید آزادیش رو پیدا کنه، ده سال از عمرش رو بهش بده. و اوفیلیا با وجود اینکه مادرش همیشه بهش گفته بود با شیاطین معامله نکن، قبول میکنه. چون چارهای نداره.
قوانین مسابقهی فنتزما چیست و چگونه برنده میشوید؟
مسابقهی فنتزما ۹ سطح داره، هر شب یه سطح. و هر سطح بر اساس یکی از نه دایرهی جهنم طراحی شده. برنده کسی است که از ۹ سطح جان سالم به در ببرد و آخرین نفر زندهی باقیمانده باشد.
توی سطح اول (لمبو)، حسهای بدنت رو از دست میدی. سطح دوم (شهوت)، باید بین پنج نوع شهوت یکی رو انتخاب کنی و توی یه اتاق پر از آینه گیر میافتی. توی سطح سوم (طمع)، باید وزنهای طلا رو از کوه بالا بکشی در حالی که بقیهی شرکتکنندهها دارن سقوط میکنن. و الی آخر.
هر سطح فقط یه چالش فیزیکی نیست و یه چالش روانی هم داره. مثلاً توی سطح شهوت، اوفیلیا باید تشخیص بده که آیا بلکولی که مقابلش ایستاده واقعیه یا یه توهم. و من توی خوندن این بخش، واقعاً استرس گرفتم. چون خودم هم نمیدونستم کدومش واقعیه.
سه راه خروج از مسابقه
طبق قوانین فنتزما، شرکتکنندگان فقط سه راه برای خروج دارند:
- برنده شدن:آخرین نفری که زنده میماند و جایزه را میبرد
- انصراف دادن : که فقط خارج از خودِ سطوح ممکن است
- مرگ : در صورت شکست در هر سطح
رابطهی عاشقانهی کتاب فنتزما چه تفاوتی با رمانهای مشابه دارد؟
من کلی کتاب کتاب عاشقانهی فانتزی خوندم. ولی رابطهی اوفیلیا و بلکول یه چیز دیگهست. بخاطر اینه که این رابطه، توی دل یه بازی مرگبار شکل میگیره.
بلکول به اوفیلیا میگه (صفحهٔ ۱۹۸):
توی فنتزما عاشق نشو، به خطر خودت.
و اوفیلیا با وجود اینکه میدونه عاشق شدن توی این مسابقه میتونه به قیمت جونش تموم بشه نمیتونه جلوی خودش رو بگیره.
این رابطه فقط یه رابطهی عاشقانه نیست.در واقع یه رابطهی مبتنی بر بقاست. بلکول به اوفیلیا کمک میکنه زنده بمونه، و اوفیلیا به بلکول کمک میکنه آزاد بشه. و توی این مسیر، عاشق هم میشن. این دوگانگی عشق و بقا کتاب فنتزما رو برام خاص کرد.
تحلیل رابطه از منظر روانشناختی
رابطهی اوفیلیا و بلکول یه جور وابستگیِ سالمِ دوطرفهست، نه اون وابستگیهای سمی که توی خیلی از کتابها میبینیم. هر دو شخصیت به یکدیگر نیاز دارند تا زنده بمانند و رشد کنند، اما این نیاز متقابل به جای تخریب، به تقویت هر دو منجر میشود.
اوفیلیا: از بلکول یاد میگیرد که به خودش اعتماد کند و از قدرتهایش استفاده کند.
بلکول: از اوفیلیا یاد میگیرد که دوباره امیدوار باشد و به عشق اعتماد کند.
چرا شخصیت پردازی کتاب فنتزما برای مخاطب اینقدر ملموس است؟
اوفیلیا گریم یه شخصیتِ کامل نیست. ضعف داره. ترس داره. صدایی توی سرش هست که بهش میگه کارهای احمقانه بکنه. کیلی اسمیت میگه که این شخصیت بر اساس تجربهی خودش از OCD ساخته شده. و این رو میشد توی تکتک رفتارهای اوفیلیا دید از اون ضربهزدنهای سهتایی به درها تا اون افکار وسواسی که نمیذاشت راحتش بخوابه.
صدای سایه؛ همون وسواسی که توی تکتک رفتارهای اوفیلیا میبینیم
کیلی اسمیت توی یادداشت آخر کتاب فاش کرده که این صدای سایه چیزی نیست جز بازتابی از اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) که خودش سالها باهاش زندگی کرده. ولی فرقش با خیلی کتابهای دیگه اینه که اینجا این اختلال تبدیل به یه شخصیتِ جداگانه شده؛ یه موجود شبحوار که به اوفیلیا میگه اگه در رو سه بار نکوبی، همه میمیرن.
این وسواس فقط یه تیکِ ساده نیست؛ توی سطح هفتم (خشونت) اونقدر قوی میشه که از ذهن اوفیلیا بیرون میزنه و به شکل یه موجود فیزیکی درمیاد. نمونههاش توی کل کتاب پخشه: ضربه زدن سهتایی به هر دری، شمارش ضربهها توی ذهنش (یک، دو، سه)، تکرار کلمات برای آروم شدن، و اون حس وحشتناکی که اگه یه کار خاص رو نکنه، فاجعه میوفته. این جزئیاتِ ریز باعث میشه اوفیلیا نه یه شخصیتِ کلیشهایِ فانتزی، بلکه یه آدم واقعی با مغزِ درگیر باشه.
شخصیتهای فرعی با عمق روانشناختی
جنیویو: شخصیتی که با احساس سایه بودن در خانواده دست و پنجه نرم میکند
بلکول: شخصیتی که با از دست دادن هویت و حافظهاش روبهرو است
سینکلر: شخصیتی که با حس انتقام و بیعدالتی زندگی میکند
فضای گوتیک نیواورلئان چه نقشی در موفقیت فنتزما دارد؟
نیواورلئان فقط یه پسزمینه نیست یه شخصیتِ جداست. خیابونهای گاردن دیستریکت، کافههای فرنچ کوارتر، درختهای بلوط که با خزه پوشیده شدن، و اون رطوبتی که توی همهچیز نفوذ کرده. کیلی اسمیت خودش اهل لوئیزیاناست و این رو توی نوشتههاش حس میکنی.
چرا فنتزما در بوکتاک و شبکههای اجتماعی به ترند تبدیل شد؟
کتاب فنتزما تا تاریخ ۱۶ جولای ۲۰۲۶ ، بیش از ۳۵۷۰۰۰ ریتینگ توی گودریدز داره و نامزد جایزهی گودریدز چویس ۲۰۲۴ شده. تیکتاک هم بیش از ۱۰۰۰۰ تگ به این کتاب اختصاص داده. ولی کتاب فنتزما فقط یه کتاب پرطرفدار نیست. یه کتابیه که مردم واقعاً دربارهش حرف میزنن.
چرا فنتزما در بوکتاک ترند شد؟
عوامل مختلفی باعث محبوبیت فنتزما در بوکتاک شده است:
- بازی مرگبار با سطوح جهنم: ترکیبی آشنا اما با چاشنی تازگی
- رابطهٔ عاشقانهٔ ممنوعه: کشش عاطفی قوی بین شخصیتها
- پوششهای زیبا و فضای گوتیک: جذابیت بصری برای محتوای تصویری
- شخصیتهای با اختلالات روانی: همذاتپنداری مخاطبان
- دیالوگهای تند و تیز: نقلقولهای قابل اشتراکگذاری
کیلی اسمیت چطور این داستان را به یک پدیدهی جهانی تبدیل کرد؟
کیلی اسمیت توی نیواورلئان بزرگ شده و همیشه عاشق کتابفروشیها بوده. اون توی یادداشت آخر کتاب نوشته که ایدهی فنتزما یکدفعه توی یه بعدازظهر ابری به ذهنش رسیده، و توی مدتهایی که به خاطر بیماری نمیتونسته بیشتر از سه ساعت بیدار بمونه، این کتاب رو نوشته. این صادقانهگویی که چطور یه کتاب از دل یه دورهی سخت زندگیش دراومده توی خود کتاب فنتزما هم حس میشه.
سبک نوشتاری منحصربهفرد کیلی اسمیت
سبک نوشتاری کیلی اسمیت هم یه چیز دیگهست. دیالوگهاش انقدر امروزی و روانه که انگار داری یه فیلم میبینی. وحشت و عاشقونه رو اونقدر ماهرانه قاطی کرده که نمیتونی پیشبینی کنی صفحهی بعدی قراره بترسی یا عاشق بشی.
جزئیات روانشناختی شخصیتها رو انقدر عمیق نشون داده که آدم یادش میره داره یه کتاب فانتزی میخونه، نه یه پروندهی روانپزشکی. و فضاسازیهاش رو که ولش کن؛ نیواورلئان و عمارت فنتزما رو انقدر زنده توصیف کرده که انگار خودت اونجایی.
آیا کتاب فنتزما جلد دوم هم دارد؟
بله. جلد دوم با اسم اینچنترا (Enchantra) منتشر شده و داستان خواهر اوفیلیا، جنیویو، رو روایت میکنه. جنیویو توی ایتالیا به دنبال رازهای خانوادهش میگرده و توی یه بازی مرگبار دیگه گرفتار میشه این بار توی عمارتی به اسم اینچنترا.

داستان اینچنترا دربارهی کدام شخصیت است و چگونه به جلد اول متصل میشود؟
اینچنترا دربارهی جنیویو گریمه همون خواهری که اوفیلیا برای نجاتش وارد فنتزما شد. توی این کتاب، جنیویو به ایتالیا سفر میکنه تا رازهای مادرش رو کشف کنه، ولی توی یه بازی مرگبار دیگه گرفتار میشه.این بار با هفت خواهر و برادر جاودانه که توی یه بازی مخفیکاری و شکار گیر کردن.
آیا برای خواندن اینچنترا نیاز به خواندن کتاب فنتزما دارم؟
نه، اما اگر جلد اول را نخوانید، بسیاری از ارجاعات و پیشینهٔ شخصیتها را از دست میدهید. کیلی اسمیت خودش توصیه کرده که اول فنتزما را بخوانید تا لذت اینچنترا دوچندان شود. همچنین پایان فنتزما مستقیماً به اینچنترا متصل است.
کتاب فنتزما برای چه گروهی از مخاطبان مناسب است؟
اگه از خونسردی خوشتون نمیاد و از یه کم گرما و خشونت فرار نمیکنید، کتاب فنتزما میتونه براتون جذاب باشه. من این کتاب رو به کسی پیشنهاد میدم که:
- از فانتزیِ تاریک با المانهای گوتیک خوشش میاد
- میتونه با یه رابطهی عاشقانهی پر از کشمکش کنار بیاد
- از خوندن دربارهی اختلالات روانی به خصوص وسواس فکری-عملی فرار نمیکنه
- از یه کتاب با صحنههای خشونت زیاد نمیترسه
هشدارهای محتوایی کتاب (خشونت و محرکهای روانی)
کتاب حاوی صحنههای خشونت، خونریزی، و جزئیات دقیق از اختلال وسواس فکری-عملی مثل افکار مزاحم و تیکهای عصبی هست. همچنین مرگ والدین، آسیبهای جسمی، و صحنههای ترسناک توی کتاب فنتزما وجود داره. اگه به هرکدوم از این موارد حساسیت دارید، بهتره با احتیاط خونده بشه.
این کتاب برای چه کسانی نیست؟
کسانی که از صحنههای خشونت و خونریزی بیزارند
کسانی که با اختلالات روانی (بهخصوص OCD) آشنایی ندارند و ممکن است محتوای آن را آزاردهنده بیابند
کسانی که به دنبال یک رمان عاشقانهٔ ملایم و بدون صحنههای صریح هستند
کسانی که فضای بسته و خفهکنندهٔ یک عمارت را دوست ندارند
سوالات متداول دربارهٔ کتاب فنتزما
کتاب بازی های شرورانه چند جلد است؟
مجموعهٔ بازی های شرورانه تاکنون دو جلد دارد: Phantasma (جلد اول) و Enchantra (جلد دوم). کیلی اسمیت هنوز اعلام نکرده که جلد سومی در کار است یا خیر.
آیا فنتزما یک کتاب مستقل است؟
بله، فنتزما داستان کامل خود را دارد و میتوان آن را بدون خواندن جلد دوم فهمید. اما پایان آن به طور مستقیم به جلد دوم (Enchantra) متصل است و شخصیتهای اصلی داستان در جلد دوم حضور دارند.
شخصیتهای جلد اول در جلد دوم حضور دارند؟
بله، اما به طور کوتاه. اوفلیا و سالم (بلکول) در چند صحنه از اینچنترا ظاهر میشوند.
فضای کتاب بیشتر شبیه به چه آثاری است؟
بسیاری از خوانندگان فنتزما را ترکیبی از Caraval (استفانی گاربر)، Kingdom of the Wicked (کری مانیسکالکو)، و One Dark Window (ریچل گیلیگ) توصیف کردهاند. همچنین شباهتهایی به بازیهای گرسنگی (از نظر مسابقهٔ مرگبار) و دانتهز اینفرنو (از نظر نه دایرهٔ جهنم) دارد.
آیا فیلم یا سریالی از این کتاب ساخته شده است؟
تا زمان نگارش این مقاله (جولای ۲۰۲۶)، هیچ خبر رسمی دربارهٔ ساخت فیلم یا سریال از فنتزما منتشر نشده است. اما با توجه به محبوبیت این کتاب، احتمال اقتباس در آینده وجود دارد.
نقلقولهای ماندگار از کتاب فنتزما
«در یک زندگی دیگر، در یک زندگی عادلانه، تو را تا وقتی که روحم خاکستر شود، نگه میداشتم.» — بلکول (صفحهٔ ۴۱۲)
«در تمام این تاریکی، در تمام این تنهایی، تو تنها منبع نور من بودهای.» — بلکول (صفحهٔ ۴۴۵)
«من هرگز فکر نمیکردم که کسی بتواند مرا درک کند. تا اینکه تو آمدی و ثابت کردی که تمام عمرم اشتباه میکردم.» — اوفیلیا به بلکول (صفحهٔ ۳۲۱)
«بعضی از ما باید در تاریکی زندگی کنیم تا بتوانیم نور را قدر بدانیم.» — جنیویو (صفحهٔ ۲۸۴)
«ترس تو را نمیکشد. این تسلیم شدن در برابر ترس است که تو را نابود میکند.» — اوفیلیا (صفحهٔ ۲۰۳)
«همه چیز در این مسابقه یک معامله است. حتی نفس کشیدن.» — سینکلر (صفحهٔ ۳۷۶)
چرا باید کتاب فنتزما را بخوانید؟
کتاب فنتزما یک رمان فانتزی تاریک با المانهای گوتیک، عاشقانهای ممنوعه، و شخصیتهایی است که تا مغز استخوان واقعیاند. کیلی اسمیت با تکیه بر تجربهٔ شخصیاش از اختلال وسواس فکری-عملی، شخصیتی ساخته که هر خوانندهای میتواند با او همذاتپنداری کند. بازیهای مرگبار، پیچشهای غیرمنتظره، و رابطهای که از دل جهنم شکل میگیرد، این کتاب را به یکی از ماندگارترین آثار ژانر رمانتیک فانتزی تبدیل کرده است.
نقاط قوت اصلی کتاب:
نمایش واقعگرایانهٔ OCD: کیلی اسمیت این اختلال رو بدون اون بزرگنماییهای هالیوودی نشون داده، یه جورایی که انگار خودش سالها باهاش زندگی کرده (که واقعاً هم کرده).
فضای گوتیک و وهمآلود: نیواورلئان و عمارت فنتزما فقط یه جا نیستن، خودشون یه شخصیتِ جداگونهان که توی داستان نفس میکشن.
رابطهٔ عاشقانهٔ پرکشش: شیمی بین اوفیلیا و بلکول انقدر واقعیه که دلت میخواد خودت بری توی عمارت تا یه بلکولِ خودت پیدا کنی!
خلاقیت در طراحی سطوح: الهام گرفتن از نه دایرهی جهنم دانته، ولی با یه چاشنی مدرن و ترسناکِ خاصِ خودش.
پایانبندی رضایتبخش: تهش طوری تموم میشه که هم حسابی کیف میکنی، هم دلت میخواد بری جلد دوم رو بخونی، بدون اینکه کلیشههای تکراری رو توش ببینی.
نقاط ضعف احتمالی:
شخصیتپردازی اوفیلیا: بعضیا میگن رشد شخصیتش اونقدر که باید عمیق نیست و یه جاهایی زیادی به بلکول وابسته میشه.
فضای بسته: تقریباً کل داستان توی عمارت میگذره. اگه از فضاهای باز و داستانهای سفرمحور خوشت میاد، ممکنه یه کم گیر بدی.
سرعت بالای رابطه: عشقِ در نگاه اول شاید برای بعضیها باورکردنی نباشه، ولی خب، توی جهنم که آدم فرصت خواستگاری و نامزدی نداره!

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.