کتاب اینچنترا (جلد دوم مجموعه کتاب بازی های شرورانه)

99,000 تومان

کتاب اینچنترا جلد دوم کتاب فنتزما است؛ ماجرای جنیویو که در یک بازی مرگبار گرفتار می‌شود و برای زنده ماندن مجبور به ازدواج اجباری با روئین سیلور می‌شود. عاشقانه‌ای پرتنش در دنیایی تاریک و جادویی.

 

نویسنده
Kaylie Smith
ناشر
Forever
تعداد صفحات
502
سال انتشار
۸ آپریل ۲۰۲۵
عنوان کتاب :
Enchantra
فرمت کتاب :
PDF تبدیل شده ( این فایل ها ممکن است از نظر تعداد صفحات متفاوت باشند، اما محتوای کتاب کامل است. تغییر تعداد صفحات به‌خاطر فونت و قالب‌بندی است.)
موضوع :
بررسی داستانی درباره عشق، اعتماد و رقابت در دنیایی پر از رمز و راز و زیبایی

توضیحات

کتاب اینچنترا جلد دوم مجموعه کتاب بازی های شرورانه است، اما برخلاف جلد اول (فنتزما) که روایت‌گر اوفلیا و ماجرای عمارت تسخیرشده بود، این بار داستان از چشم‌های جنیویو، خواهر کوچک‌تر و سرکش خانواده‌ی گریما روایت می‌شود. اگر کتاب فنتزما را دوست داشتید، این کتاب با همان جهان، اما با فضایی پرانرژی‌تر، شخصیتی جسورتر، و رابطه‌ای که از نفرت شروع می‌شود، شما را غافلگیر خواهد کرد. اگر هم جلد اول را نخوانده‌اید، باز هم می‌توانید از اینجا شروع کنید، اما بدانید که پایان Phantasma مستقیماً به این داستان متصل است.

وقتی فهمیدم کتاب Enchantra درباره‌ی جنیویو است، کنجکاو شدم. در فنتزما او فقط یک شخصیت فرعی بود که گاهی اسمش می‌آمد. اما اینجا، او ستاره‌ی اصلی است و چه فرق بزرگی با خواهرش دارد. جنیویو تندتر، بی‌پرواتر، و عملاً نقطه‌ی مقابل اوفلیاست. اگر اوفلیا با وسواس‌های ذهنی‌اش دست و پنجه نرم می‌کرد، جنیویو همان کاری را می‌کند که دلش می‌خواهد، بدون فکر کردن به عواقب. و این دقیقاً همان چیزی است که کتاب را از همان صفحه‌ی اول پرشتاب می‌کند.

اما چیزی که واقعاً اینچنترا را از فنتزما متمایز می‌کند، تمرکز آن بر خانواده است. در جلد اول، اوفلیا تنها بود و به دنبال خواهر گم‌شده‌اش می‌گشت. اما اینجا، جنیویو وارد یک خانواده‌ی بزرگ و درگیر می‌شود: هفت فرزند سیلور که هرکدام قدرت‌های متفاوتی دارند و مجبورند در یک بازی مرگبار سالانه به نام «شکار» (The Hunt) شرکت کنند. این پویایی خانوادگی، کتاب را انسانی‌تر کرده است. چون وقتی روئین مجبور می‌شود گردن خواهرش را بشکند، این یک بازی نیست. این یک فاجعه‌ی خانوادگی است که تکرار می‌شود.

اگر کتاب فنتزما رو خوندید، بدونید که کتاب Enchantra ادامه‌ی همون دنیاست، اما از چشم‌های جنیویو. اگر نخوندید، باز هم می‌تونید این رو بخونید، ولی خیلی از ارجاعات و پیشینه‌ها رو از دست می‌دین. من خودم به کسایی که هنوز جلد اول رو نخوندن، پیشنهاد می‌کنم اول اون رو بخونن، چون لذت اینچنترا دوچندان می‌شه وقتی بدونید پشت پرده‌ش چیه.

مجموعه کتاب بازی های شرورانه

خرید و دانلود کتاب فنتزما زبان اصلی

چرا کتاب اینچنترا دنباله‌ای بر کتاب فنتزما محسوب می‌شود؟

کتاب فنتزما داستان اوفلیا بود، خواهر بزرگ‌تر و نکرو‌منسر. کتاب اینچنترا درباره‌ی جنیویو، خواهر کوچک‌تر و اسپکتر. هر دو کتاب در یک جهان اتفاق می‌افتند، اما با دو نگاه کاملاً متفاوت.

تفاوت اصلی در لحن است. فنتزما وهم‌آلود و روان‌شناختی بود. اوفلیا با وسواس‌های ذهنی‌اش دست و پنجه نرم می‌کرد، و بلکول یه Phantom مرموز بود که نمی‌دونستی بهش اعتماد کنی یا نه. اما اینچنترا سریع‌تر و سرزنده‌تر است. جنیویو آدمی نیست که بنشیند و به فکر فرو رود. او همان کاری را می‌کند که ذهنش می‌گوید، بدون فکر کردن به عواقب. این ویژگی، کتاب را از همان صفحات اول پرشتاب می‌کند.

چیز دیگری که اینچنترا رو از فنتزما متمایز می‌کنه، تمرکزش روی خانواده است. در فنتزما، اوفلیا تنها بود. مادرش مرده بود و خواهرش گم شده. اما در کتاب اینچنترا، جنیویو وارد یک خانواده‌ی بزرگ و درگیر می‌شود: هفت فرزند سیلور که هرکدام قدرت‌های متفاوتی دارند و مجبورند در یک بازی مرگبار شرکت کنند. این پویایی خانوادگی، کتاب را انسانی‌تر کرده است.

کتاب اینچنترا در تاریخ ۲۷ آوریل ۲۰۲۵ در لیست پرفروش‌های نیویورک تایمز قرار گرفت؛ یعنی ارزش وقت گذاشتن را دارد.

تفاوت دنیای Enchantra با دنیای Phantasma در چیست؟

در کتاب فنتزما شما وارد عمارتی می‌شوید که پر از توهم و خطر است. نه سطح مشخصی وجود دارد، نه قانون روشنی. تنها چیزی که می‌دانید این است که باید از نه سطح عبور کنید و زنده بمانید. اما در کتاب اینچنترا، با یک بازی سالانه به نام «شکار» (The Hunt) روبرو هستید که توسط یک شیطان به نام ناکس برگزار می‌شود. قوانین آن مشخص است، اما دقیقاً به همین دلیل ترسناک‌تر است.

تفاوت بزرگ دیگر این است: در فنتزما شما با توهمات ذهنی می‌جنگید. اما در کتاب اینچنترا با اعضای یک خانواده که مجبورند یکدیگر را بکشند تا زنده بمانند. این تغییر، کتاب را انسانی‌تر می‌کند. چون درد واقعی است. وقتی روئین مجبور می‌شود گردن خواهرش الین را بشکند، این یک بازی نیست. این یک فاجعه‌ی خانوادگی است که تکرار می‌شود. این را در فنتزما نداشتیم.

آیا برای خواندن کتاب اینچنترا نیاز به خواندن کتاب فنتزما دارید؟

نه، اما اگر جلد اول را نخوانید، خیلی از ارجاعات و پیشینه‌ی شخصیت‌ها را از دست می‌دهید. مثلاً اینکه جنیویو قبلاً به خاطر یک عشق شکست‌خورده در یک فاجعه‌ی آتش‌سوزی گیر کرده بود، یا اینکه خواهرش اوفلیا با شاهزاده‌ی شیاطین زندگی می‌کند. اینها در کتاب اینچنترا توضیح داده می‌شوند، اما نه با جزئیات.

خود کتاب این موارد را توضیح می‌دهد، اما نه با جزئیات. اگر اهل دنیای فانتزی‌های رمانتیک هستید و می‌خواهید سریع وارد ماجرا شوید، می‌توانید از این جلد شروع کنید. ولی اگر مثل من اهل کامل‌گرایی هستید، اول کتاب فنتزما را بخوانید. ارزشش را دارد. ضمناً، پایان فنتزما مستقیماً به این کتاب متصل است، پس اگر نمی‌خواهید اسپویل شوید، حتماً اول جلد اول را بخوانید.

جنیویو گریما در اینچنترا به دنبال چه چیزی بود؟

جنیویو از نیواورلئان به ایتالیا می‌رود چون نامه‌ای از بارینگتون سیلور پیدا می‌کند که خطاب به مادر مرده‌اش نوشته شده. او فکر می‌کند بارینگتون یک نکرو‌منسر است و می‌تواند به او در کشف رازهای خانوادگی کمک کند. اما حقیقت این است: جنیویو به دنبال جایی می‌گشت که در آن احساس تعلق کند.

او همیشه سایه‌ی خواهرش بوده، همیشه «اوفلیا»ی دوم. مادرش هرگز به او توجهی نداشت. در دفتر خاطراتش، جنیویو نوشته بود که می‌خواهد «بار مسئولیت را برای یک بار هم که شده به دوش بکشد» تا خواهرش را از فشار خانواده نجات دهد. اما او در واقع به دنبال چیزی بیشتر بود: اثبات اینکه به تنهایی هم می‌تواند کاری از پیش ببرد. و چه کاری از پیش برد؟ ازدواج اجباری با یک غریبه، ورود به یک بازی مرگبار، و در نهایت، جان دادن برای نجات کسانی که تازه آنها را شناخته بود.

جنیویو در طول داستان به دنبال هویت خودش است. او نمی‌داند که یک اسپکتر است (می‌تواند نامرئی شود) و این قدرت را از پدرش به ارث برده. او نمی‌داند که مادرش چرا او را نادیده گرفته. و نمی‌داند که چرا همیشه احساس کرده یک غریبه در خانواده‌ی خودش است. پاسخ این سوالات، او را به اینچنترا کشانده.

خانواده سیلور چه کسانی هستند و در کتاب اینچنترا چه نقشی دارند؟

خانواده‌ی سیلور، هفت فرزند هستند که همگی «رَیث» (Wraith) هستند – موجوداتی نیمه‌دیو که قدرت‌های خاصی دارند. پدرشان بارینگتون، فامیلیار ناکس است و مادرشان ویرا، به بیماری پوسیدگی زرشکی مبتلاست. به خاطر همین بیماری، ناکس آنها را مجبور به بازی The Hunt کرده است: هر سال یک نفر برنده می‌شود و یک سال آزادی می‌گیرد، بقیه به جهنم می‌روند.

چیزی که برای من جذاب بود، پویایی این خانواده است. گریو (برادر بزرگ) از همه خشن‌تر است، اما عاشق مادرش است. سِوین شوخ‌طبع است اما زیرک. روئین سرد و حسابگر است، اما عمیقاً احساساتی. این خانواده مثل یک تله‌موش است که اعضایش مجبورند همدیگر را تکه‌پاره کنند، اما در خلوت، همدیگر را دوست دارند. این تناقض، کتاب را جذاب می‌کند.

در صفحه‌ی ۲۵۰، سِوین به جنیویو می‌گوید:

هیچ‌چیزی که درون بازی اتفاق می‌افته رو شخصی نگیر. ما باید یه مقدار اجرا کنیم، وگرنه ناکس مطمئن می‌شه که تنبیه‌مون می‌کنه.

این نشان می‌دهد که حتی خشونت‌هایشان هم بخشی از یک نمایش اجباری است.

ناکس چه هدفی از برگزاری سالانه The Hunt دارد؟

ناکس یک شیطان است که از تماشای رنج دیگران لذت می‌برد. اما هدف اصلی او سود است. او روی هر دور شرط‌بندی می‌کند و تماشاگران از سراسر جهنم برای دیدن این نمایش خونین پول می‌پردازند. علاوه بر این، ناکس از این بازی به عنوان اهرم فشاری برای کنترل بارینگتون و خانواده‌اش استفاده می‌کند.

یک جایی از کتاب (صفحه‌ی ۳۹۹)، ناکس می‌گوید:

وقتی من می‌بازم، همه می‌بازند.

این جمله نشان می‌دهد که او حتی حاضر نیست یک بار هم شکست بخورد. برای او، این بازی فقط سرگرمی نیست، یک ابزار قدرت است. جنیویو در اواخر کتاب متوجه می‌شود که ناکس خودش بیماری مادر روئین را ساخته تا آنها را وادار به بازی کند. این افشاگری، شخصیت ناکس را از یک شیطان معمولی به یک شرور واقعی تبدیل می‌کند.

قدرت هر یک از هفت فرزند سیلور چیست؟

هر هفت فرزند سیلور یک نوع ریث با قدرتی منحصربه فرد هستند؛ از کنترل زمان تا التیام زخم.

  • گریو (Grave): قدرت خلا (Void) – می‌تواند زمان را متوقف کند. این قدرت آنقدر قوی است که حتی ناکس هم نمی‌تواند در برابر آن مقاومت کند (صفحه‌ی ۴۵۰).
  • کاوین (Covin): قدرت خون (Blood Wraith) – خونش قدرت دارد و باید مرتب آن را تخلیه کند. در صحنه‌ای، جنیویو او را می‌بیند که با چاقو خودش را می‌برد تا خون اضافی را خارج کند (صفحه‌ی ۱۱۰).
  • روئین (Rowin): قدرت سایه (Shadow Wraith) – می‌تواند به سایه تبدیل شود و آنها را کنترل کند. در Enchantra، او از این قدرت برای محافظت از جنیویو استفاده می‌کند.
  • رمی (Remi): همانند روئین، قدرت سایه (دوقلوی اوست). اما برخلاف روئین، رمي احساسی‌تر و ضعیف‌تر است.
  • سِوین (Sevin): قدرت خون، اما برخلاف کاوین، از خون دیگران تغذیه می‌کند. او همیشه یک آبنبات چوبی قرمز در دهان دارد که در واقع خون است (صفحه‌ی ۱۸۷).
  • ولز (Wells): قدرت سایه. او در اولین دور بازی حذف می‌شود و کمتر دیده می‌شود.
  • الین (Ellin): قدرت نور (Light Wraith) – می‌تواند نور ایجاد کند و زخم‌ها را التیام بخشد. او تنها کسی است که می‌تواند جنیویو را بعد از مجروحیت‌های شدید درمان کند.

هرچقدر هم این قدرتها متنوع هستند، در طول بازی The Hunt، همه‌ی آنها غیرفعال می‌شوند و تنها شمشیر بازی می‌تواند کسی را بکشد. این یعنی همه در شرایط یکسانی قرار می‌گیرند. شاید این عادلانه‌ترین بخش بازی باشد.

ازدواج اجباری جنیویو و روئین چگونه شکل گرفت؟

وقتی جنیویو وارد عمارت می‌شود، روئین سعی می‌کند او را بیرون کند. اما وقتی می‌فهمد که جنیویو یک «اسپکتر» است (می‌تواند نامرئی شود)، متوجه می‌شود که او می‌تواند از دروازه‌های جادویی عبور کند و این یعنی اگر ناکس او را پیدا کند، خواهد کشتش.

تنها راه نجات جنیویو این است که به عنوان همسر یکی از اعضای خانواده وارد بازی شود. روئین این پیشنهاد را می‌دهد، نه از روی عشق، بلکه از روی منطق: اگر با هم بازی کنند و برنده شوند، هر دو برای همیشه آزاد می‌شوند. اما اگر ببازند، جنیویو برای همیشه در بازی گیر می‌کند و می‌میرد.

جنیویو قبول می‌کند، اما با اکراه. در مراسم عروسی، وقتی بارینگتون می‌گوید «تا ابد»، جنیویو در ذهنش می‌گوید (صفحه‌ی ۱۲۴):

هیچ‌چیزی واقعاً ابدی نیست.

و روئین در گوشش زمزمه می‌کند: «به کلمه‌ی ابدی گیر نده. هیچ‌چیز ابدی نیست، حتی وقتی که آرزو می‌کنی ابدی باشد.»  این جمله، کلید درک رابطه‌ی آنهاست.

روئین در ابتدا جنیویو را «بار» خود می‌نامد (صفحه‌ی ۹۷ کتاب اینچنترا)، اما به تدریج این نگاه تغییر می‌کند و او را «شریک» خود می‌بیند. این تحول، یکی از نقاط قوت کتاب است.

بازی مرگبار The Hunt در کتاب Enchantra چگونه کار می‌کند؟

هر دور، یک نفر به عنوان «شکارچی» انتخاب می‌شود و باید بقیه را با یک خنجر جادویی به نام «تیغه‌ی شکار» بکشد. کشته‌شده‌ها به جهنم فرستاده می‌شوند و تا سال بعد زنده نمی‌شوند. تنها راه نجات، پیدا کردن توکن‌های ایمنی در اتاق‌های جادویی عمارت است که یک دور مرخصی می‌دهند.

چیزی که این بازی را از سایر داستان‌های مشابه متمایز می‌کند، جنبه‌ی روانی آن است. شخصیت‌ها مجبورند کسانی را بکشند که دوستشان دارند. الین، خواهر کوچک، وقتی گردنش را می‌شکنند، اشک می‌ریزد (صفحه‌ی ۴۲۲). گریو که قرار است روئین را بکشد، در آخرین لحظه مکث می‌کند (صفحه‌ی ۴۴۱). این بازی فقط یک مسابقه‌ی مرگ نیست، یک آزمایش اخلاقی است.

علاوه بر این، هر اتاق در عمارت می‌تواند به یک دنیای خیالی تبدیل شود: یک چمنزار، یک جنگل آینه‌ای، یک بیابان. این اتاق‌ها حاوی توکن‌هایی هستند که اگر پیدا شوند، ایمنی یک دور را تضمین می‌کنند. جنیویو در یکی از این اتاق‌ها (چمنزار) برای نجات اومبرا (روباه روئین) وارد رودخانه‌ای پر از ماهی‌های گوشت‌خوار می‌شود و به شدت مجروح می‌شود (صفحه‌های ۲۹۸-۳۰۱). این صحنه، یکی از پرتنش‌ترین بخش‌های کتاب است.

چرا رابطه جنیویو و روئین در این جلد باورپذیرتر از کتاب فنتزما است؟

در فنتزما، رابطه‌ی اوفلیا و بلکول سریع و غرق‌کننده بود. اما اینجا، جنیویو و روئین از نفرت شروع می‌کنند. جنیویو روئین را «دامن‌باز بی‌ادب» خطاب می‌کند و روئین او را «مشکل‌ساز» می‌نامد. اما در طول بازی، مجبور می‌شوند به هم اعتماد کنند.

نقطه‌ی عطف برای من، جایی بود که روئین به جنیویو می‌گوید: «سایه‌ها فقط در حضور نور دیده می‌شوند. نگرانم که وقتی تو بروی، کسی نباشد که مرا ببیند.» (صفحه‌ی ۴۲۴) این دیالوگ نشان می‌دهد که روئین نه فقط به عنوان یک عاشق، بلکه به عنوان انسانی که در تاریکی گم شده، به جنیویو نیاز دارد.

علاوه بر این، جنیویو در طول داستان سه بار به روئین می‌گوید که به او اعتماد ندارد (صفحات ۱۴۳، ۲۶۸، ۳۷۴). این بی‌اعتمادی، ریشه در تجربه‌ی تلخ او با فارو دارد و باعث می‌شود که رابطه‌شان واقع‌گرایانه‌تر باشد. روئین هم برای جلب اعتمادش تلاش می‌کند، اما این روند تدریجی و پر از فراز و نشیب است.

چه درس‌هایی از رابطه این دو شخصیت می‌توان گرفت؟

اول، اینکه اعتماد یک شبه ساخته نمی‌شود. جنیویو تا آخرین لحظات کتاب، به روئین شک دارد. و این شک منطقی است، چون او بارها فریب خورده. دومی اینکه عشق گاهی انتخاب است، نه احساس. روئین عاشق جنیویو نمی‌شود، تصمیم می‌گیرد که عاشقش باشد. حتی وقتی می‌داند ممکن است خاطراتش را از دست بدهد. سوم، اینکه فداکاری در عشق به معنای از دست دادن خودت نیست، بلکه به معنای پیدا کردن خودت در دیگری است.

در صفحه‌ی ۴۶۷، روئین در نامه‌اش به جنیویو می‌نویسد: «من برای همیشه به دنبال راهی برای برگرداندن خاطراتت خواهم گشت. چون آنها به تو تعلق دارند.» این نشان می‌دهد که عشق واقعی یعنی تلاش برای بازگرداندن آنچه از دست رفته، حتی به قیمت از دست دادن خودت.

نقشه جنیویو برای فریب ناکس چه بود و چگونه اجرا شد؟

نقشه‌ی جنیویو یکی از هوشمندانه‌ترین بخش‌های کتاب است. او از بازدیدش از گنجینه‌ی ناکس، یک قفل روح (Soul Lock) می‌دزدد (صفحه‌ی ۴۰۷). این قفل می‌تواند روح یک نفر را در خود نگه دارد. نقشه‌اش این است که ناکس را متقاعد کند که به جای کشتن او، روحش را بگیرد. چون ناکس عاشق نمایش است، این پیشنهاد را می‌پذیرد.

سپس جنیویو با کمک روئین و گریو، ناکس را فریب می‌دهد که فکر کند روئین به او خیانت کرده است. در لحظه‌ی اوج (صفحه‌ی ۴۵۲)، جنیویو خنجر را به قلبش فرو می‌کند (با کمک روئین) و روحش وارد قفل می‌شود. سپس سِیلِم (شوهر اوفلیا) روح را به بدنش برمی‌گرداند.

اما هزینه‌اش این است که خاطرات جنیویو از روئین پاک می‌شود. این پایان‌بندی، هم تلخ است و هم شیرین. تلخ چون عشقشان را فراموش می‌کند، شیرین چون برای نجات دیگران این کار را کرده است. در صفحه‌ی ۴۶۴، روئین در نامه‌اش می‌نویسد: «این بی‌رحمانه است که توسط کسی که تو را بهتر از هر کس می‌شناسد، به عنوان یک غریبه نگاه شوی.»

از خواندن کتاب اینچنترا چه انتظاری باید داشت؟

این کتاب، یک فانتزی عاشقانه با سرعتی بالا است. اگر به دنبال ادبیات عمیق و فلسفی هستید، اینجا نیست. اما اگر به دنبال یک داستان گیرا با شخصیت‌های خاکستری، دیالوگ‌های تند و تیز، و رابطه‌ای که از نفرت به عشق می‌رسد، هستید، این کتاب را دوست خواهید داشت.

کیلی اسمیت در کتاب اینچنترا نشان می‌دهد که می‌تواند یک داستان عاشقانه‌ی پرتنش را با یک بازی مرگبار ترکیب کند، بدون اینکه هیچ‌کدام قربانی دیگری شود. من خودم در برخی صفحات با جنیویو همذات‌پنداری کردم، در برخی دیگر از دستش عصبانی شدم. اما هیچ‌وقت خسته نشدم. و این یعنی کیلی اسمیت کارش را درست انجام داده است.

این کتاب را به همه‌ی کسانی که فنتزما را دوست داشتند، و حتی به کسانی که نخواندند، پیشنهاد می‌کنم. اگر کتاب فنتزما را دوست داشتید، حتماً این را بخوانید. اگر نه، باز هم این کتاب می‌تواند برای شما جذاب باشد، چون شخصیت اصلی جدید و داستان مستقلی دارد.

نقل‌قولی که برایم ماندگار شد:

عشق. تنفر. همان شور و شوق، با اسم‌های متفاوت.
(صفحه‌ی ۱۲، دیالوگ روئین به جنیویو در اولین رویارویی‌شان)

این جمله برای من نشان‌دهنده‌ی تمام کتاب است. جنیویو از روئین متنفر است، اما نمی‌تواند انکار کند که حضورش در او شور و شوق ایجاد می‌کند. این پارادوکس، کل داستان را پیش می‌برد. در انتهای کتاب، وقتی جنیویو خاطراتش را از دست می‌دهد، این جمله را دوباره به یاد می‌آورد و می‌فهمد که تنفر و عشق چقدر به هم نزدیک هستند (صفحه‌ی ۴۴۹).

نکات کمتر گفته شده:

بیشتر نقدها روی رابطه‌ی عاشقانه تمرکز کرده‌اند، اما برای من تصویر خانواده‌ی سیلور هیجان انگیز بود. کیلی اسمیت نشان می‌دهد که حتی در یک خانواده‌ی نفرین‌شده، عشق وجود دارد. گریو که می‌خواهد روئین را بکشد، در نهایت به او کمک می‌کند (صفحه‌ی ۴۵۱). الین که گردنش شکسته می‌شود، باز هم خواهر روئین است (صفحه‌ی ۴۴۲). سِوین که همیشه شوخی می‌کند، عمیق‌ترین دیالوگ‌های کتاب را می‌گوید (صفحه‌ی ۴۰۳). این خانواده، شبیه بسیاری از خانواده‌های واقعی است: آشفته، زخمی، اما در نهایت، به هم گره‌خورده.

مورد بعدی که کمتر به آن پرداخته شده، نقش «امید» در این کتاب است. روئین پانزده سال است که به دنبال درمان مادرش می‌گردد، اما هر بار ناامید می‌شود. جنیویو به او امید می‌دهد، نه با یافتن درمان، بلکه با باور کردن به اینکه امکان‌پذیر است. در صفحه‌ی ۳۵، روئین می‌گوید: «من ترجیح می‌دهم امید داشته باشم که درمان وجود دارد.» این امید، موتور محرک داستان است.

سوالاتی که بعد از خواندن کتاب اینچنترا برایم ماند:

چرا ناکس اصرار داشت بازی ادامه پیدا کنه؟

برای قدرت و ثروت. خودش بیماری مادر روئین رو ساخته بود تا خانواده رو کنترل کنه.

آیا پایان کتاب رضایت‌بخش بود؟

بله، اما نه کلیشه‌ای. عشق با بهای از دست دادن خاطرات همراهه.

کتاب فنتزما چند جلد دارد؟

دو جلد (Phantasma و Enchantra) داره.

آیا جنیویو خاطراتش رو به دست می‌آره؟

بله، با خوندن نامه‌های روئین و دیدن حلقه‌اش.

آیا شخصیت‌ های جلد اول در کتاب اینچنترا حضور دارند؟

بله، اما کوتاه. اوفلیا و سِیلِم در چند صحنه ظاهر می‌شن.

کیلی اسمیت که این کتاب رو نوشته، کیه؟

کیلی اسمیت یه نویسنده‌ی پرفروش نیویورک تایمز که عاشق فانتزیه. مجموعه Wicked Games بیش از یه میلیون نسخه فروش داشته و از ۱۳ سالگی نوشتن رو شروع کرده.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب اینچنترا (جلد دوم مجموعه کتاب بازی های شرورانه)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه + یازده =

پرفروش‌ترین کتاب‌ها

مشاهده همه

نویسنده‌های محبوب

دسته‌بندی‌ها

مشاهده همه