توضیحات
کتاب The Resilient Leader ، جدیدترین کتاب جان سی. ماکسول ، دربارهی تابآوری در رهبری نوشته شده. این کتاب از دو اثر پرفروش قبلی او گردآوری شده و به رهبران یاد میدهد چطور از شکست، ابزاری برای رشد تیم بسازند. چیزی که این کتاب را متفاوت میکند، صراحت ماکسول در گفتن از اشتباهات خودش است.
قبل تر از ماکسول چندین کتاب خوانده بودم. ولی یک چیزی توی این یکی فرق داشت. شاید چون خودش توی مصاحبهای با Business North Carolina (۱۱ فوریه ۲۰۲۱) گفته بزرگترین چالش رهبریاش «رهبری دیگران نیست؛ رهبری خودم است». این جمله را توی معرفیهای رسمی کتاب نمینویسند، ولی توی خود کتاب حسش میشود.
چرا بعضی رهبران از بحران قویتر بیرون میآیند؟
تفاوت رهبران موفق و معمولی در طرز فکرشان نسبت به سختیهاست. کتاب The Resilient Leader نشان میدهد چطور بعضی افراد از شکست بازده میگیرند و بقیه در همان شکست میمانند.
همهی ما در کار و زندگی با مشکلات روبهرو میشویم. ولی یک سؤال اساسی وجود دارد که ماکسول توی صفحهی ۱۴ فصل ۱ کتاب بهش جواب داده: چرا بعضی رهبران بعد از هر زمینخوردن محکمتر از قبل بلند میشوند، درحالیکه بقیه کمکم از دور خارج میشوند؟
جوابش این است که فرق در تعداد دفعات شکست نیست. فرق در این است که بعد از شکست چه میکنی.
در صفحهی ۱۳ از فصل ۱ کتاب ماکسول نوشته:
ADVERSITY LEADS TO ERRORS when we fail to be resilient. ERRORS BECOME MISTAKES when we perceive them and respond to them incorrectly. MISTAKES BECOME FAILURE if we continually respond to them incorrectly.
خیلی از ما اشتباهات را همان لحظه تبدیل به شکست میکنیم، بدون اینکه فرصت بدهیم به خودمان.
جان سی. ماکسول این بار سراغ چه موضوعی رفته؟
کتاب جدید جان سی ماکسول به رهبران یاد میدهد چطور از سختیها بهعنوان ابزاری برای رشد تیم استفاده کنند. محتوای کتاب از دو کتاب پرفروش قبلی او یعنی Failing Forward و The Difference Maker گردآوری شده.
طبق آمار رسمی سایت harpercollinsleadership تا سال ۲۰۲۶ ماکسول که بیش از ۳۳ میلیون کتاب در ۵۰ زبان فروخته است.
او این بار سراغ موضوعی رفته که توی دنیای پرنوسان امروز بیش از هر چیز بهکار رهبران میآید. The Resilient Leader ترکیبی است از بهترین بخشهای دو کتاب پرفروش قبلی. نتیجه یک کتاب ۲۰۸ صفحهای که هم انگیزشی است و هم عملی.
خود ماکسول هم توی اپیزود ۴۰۰ پادکست Maxwell Leadership Podcast (۲۵ فوریه ۲۰۲۶) گفت این سومین کتابش دربارهی شکست است؛ قبلاً Failing Forward و Sometimes You Win, Sometimes You Learn را نوشته بود. من هر دوی آنها را خوانده بودم، ولی این یکی را بیشتر دوست داشتم. شاید چون ماکسول توی این کتاب صریحتر از قبل حرف زده.

کتاب The Resilient Leader برای چه کسانی نوشته شده؟
برای هر رهبری که از فراوانی مشکلات خسته شده و میخواهد تیمش را به حلکننده مسئله تبدیل کند؛ از مدیران ارشد تا کارآفرینان و هرکسی که دغدغه رشد دارد.
ماکسول در مقدمه نوشته برای «رهبران رویاپرداز، کارآفرینان، تغییردهندگان و جویندگان هدف».
اگر احساس میکنی مدام داری آتشهای جدید را خاموش میکنی و تیمت بیشتر مشکلساز است تا مشکلگشا، این کتاب مال توست.
یک جایی از فصل ۷ (صفحهی ۶۳) ماکسول میگوید تیمها باید یاد بگیرند از تجربههای منفی بیشترین بهره را ببرند. برای من که همیشه دنبال راههای فرار از مشکلات بودم، این یک شوک بود. اینکه بپذیری مشکل قرار است بیاید و به جای فرار، از آن استفاده کنی.
چه چیزی کتاب The Resilient Leader را با کتاب های دیگر فرق میکند؟
بهجای شعارهای تکراری «بیشتر تلاش کن»، این کتاب یک نقشه و چراغ راهنما در اختیار رهبران میگذارد تا در شرایط نامطمئن تصمیمهای درست بگیرند. مسیری که در کتاب High Road Leadership ماکسول نیز بر «انتخاب مسیر اخلاقی» تأکید دارد.
توی صفحهی ۳۴ از فصل ۴ ماکسول نوشته وقتی زمین زیر پایت مدام در حال تغییر است، به یک کتاب «فشار بیار بیشتر» نیاز نداری. کتاب The Resilient Leader هم نقشه است، هم چراغ.
یک مثال از فصل ۴ را خیلی دوست داشتم. داستان Bernie Marcus که از Handy Dan اخراج شد و بعد رفت Home Depot را راه انداخت. ماکسول نوشته: «eliminating problems limits our potential». من همیشه فکر میکردم مشکلات را باید حذف کرد. این کتاب به من نشان داد که شاید بعضی مشکلات را نباید حذف کرد، باید ازشان استفاده کرد.
یک چیز دیگر. توی اپیزود ۴۰۰ پادکست ماکسول گفت:
How we view things is how we do things
این یعنی طرز نگاه ما به شکست، تعیینکنندهی عملکرد ماست. نه خود شکست.
تیم من چه چیزی از این کتاب یاد میگیرد؟
تیمها یاد میگیرند از تجربههای منفی بیشترین بهره را ببرند، از ترس عبور کنند، تغییر را بپذیرند، ریسک کنند و مشکلات را حل کنند؛ نه اینکه خودشان تبدیل به مشکل شوند.
من وقتی این کتاب را میخواندم، مدام به تیمهایی فکر میکردم که با آنها کار کرده بودم. تیمهایی که هر مشکل کوچکی برایشان تبدیل به بحران میشد. ماکسول توی این کتاب شش چیزی را نام برده که تیمها باید یاد بگیرند.
- اول اینکه از تجربههای منفی بیشترین بهره را ببرند.
- دوم اینکه عادتهای واکنشی قدیمی را کنار بگذارند.
- سوم اینکه از ترس عبور کنند.
- چهارم اینکه تغییر را بپذیرند.
- پنجم اینکه مشکلات را حل کنند، نه اینکه خودشان تبدیل به مشکل شوند.
- ششم اینکه ریسک هوشمندانه داشته باشند.
فصل ۸، صفحهی ۷۲. یک جمله از René Auberjonois نقل کرده:
Show me a guy who’s afraid to look bad and I’ll show you a guy you can beat every time.
من بارها به خاطر ترس از قضاوت دیگران، ریسک نکردم. این جمله را که خواندم، یاد چند فرصت از دست رفته افتادم.
اگر احساس میکنید گره اصلی تیمتان در انتقال مفاهیم است، پیشنهاد میکنم حتماً کتاب Everyone Communicates, Few Connect از ماکسول را هم کنار این کتاب بخوانید؛ و برای حفظ روحیهی تیم در مسیر سخت، کتاب The Art of Encouragement ماکسول یک مکمل فوقالعاده است.
چرا در سال ۲۰۲۶ خواندن این کتاب ضروریتر از قبل شده؟
در دنیایی که هر روز یک بحران جدید سراغ سازمانها میآید، تابآوری دیگر یک مزیت نیست؛ یک ضرورت است. The Resilient Leader به رهبران کمک میکند از حالت واکنشی خارج شوند.
ماکسول در مصاحبهای با Business North Carolina (۱۱ فوریه ۲۰۲۱) گفته «یک بحران، بازیکنان واقعی را از ادعاکنندهها جدا میکند» و «رهبران واقعی را هرگز از حرفهایشان نمیشناسی، بلکه از کارشان در شرایط سخت میشناسی».
او هم اعتراف کرده بزرگترین چالش رهبریاش «رهبری دیگران نیست؛ رهبری خودم است». ماکسول خودش را یک رهبر کامل معرفی نمیکند. دارد از تجربههای خودش میگوید، از اشتباهاتش، از چیزهایی که یاد گرفته.
ماکسول چه توصیهای برای شرایط سخت دارد؟
نمیتوانی یک رهبر تابآور باشی و همزمان مقاوم در برابر تغییر.
رهبران واقعی کسانیاند که بتوانند خود را با شرایط جدید تطبیق دهند.
این جملهی کلیدی را ماکسول هم توی مصاحبه گفته، هم توی صفحهی ۹۰ در فصل ۹ کتاب. خیلی از ما فکر میکنیم تابآور هستیم، درحالیکه فقط مقاوم هستیم. فرقش در این است که تابآور یعنی بعد از ضربه برمیگردی. مقاوم یعنی اصلاً ضربه نمیخوری چون تغییر نمیکنی.
ماکسول میگوید واکنش ما به چیزهای بد است که تعیین میکند آیا آن چیزهای بد به چیزهای خوب تبدیل میشوند یا بدتر.
چطور از شکست بازده بگیریم؟
واکنش شما به شکست تعیین میکند که شکست برایتان یک دارایی میشود یا یک بدهی. کتاب The Resilient Leader دقیقاً نشان میدهد چطور از شکست سرمایهگذاری کنیم برای آینده.
ماکسول در اپیزود ۴۰۰ پادکست Maxwell Leadership (منتشرشده در ۲۵ فوریه ۲۰۲۶) سه اصل کلیدی را مطرح کرده.
سه تا نکته توی این اپیزود بود که برام موند. اول اینکه واکنش تو به شکست تعیین میکند که شکست برایت دارایی میشود یا بدهی. دوم اینکه موفقیت و شکست را باید کنار هم نگه داشت. سوم اینکه پیشرفت یعنی یادگیری از اشتباهات و حرکت به جلو با حکمتی بیشتر.
توی همان اپیزود، ماکسول گفت که این کتاب را «با لذت نوشته» و معتقد است «این کتاب در بالای لیست کتابهایی قرار میگیرد که به مردم ارزش اضافه میکند». کتاب پر از مثالهای واقعی از زندگی خود ماکسول و دیگران است.
پنج اصل کلیدی کتاب The Resilient Leader کداماند؟
- سختی اجتنابناپذیر است؛
- شکست یک فرایند است نه یک رویداد؛
- تغییر از درون شروع میشود؛
- مشکلات موقتی و قابلحل هستند؛
- و هیچوقت برای تغییر دیر نیست.
صفحههای مختلف کتاب را که مطالعه میکردم، این پنج اصل برایم شکل گرفت.
البته این اصول، بیارتباط با کیفیتهای بنیادین رهبری نیستند؛ اگر به دنبال ویژگیهای مشخصتری هستید، کتاب The 21 Indispensable Qualities of a Leader از ماکسول و کتاب The Charismatic Leader عمیقاً به همین مؤلفهها پرداختهاند.
اول اینکه سختی اجتنابناپذیر است. ماکسول توی صفحهی ۸ از فصل ۱ کتاب نوشته: «The essence of man is imperfection». این یعنی ما انسانها ذاتاً ناقص هستیم و اشتباه کردن بخشی از وجودمان است.
دوم اینکه شکست یک فرایند است نه یک رویداد. صفحهی ۹ از فصل ۱. ماکسول توضیح داده که موفقیت و شکست هر دو یک شبه به دست نمیآیند؛ نتیجهی کارهای روزمرهی ما هستند.
سوم اینکه تغییر از درون شروع میشود. فصل ۹ از فصل ۱. ماکسول از قول George Bernard Shaw نوشته: «Progress is impossible without change; and those who cannot change their minds cannot change anything».
چهارم اینکه مشکلات موقتی و قابلحل هستند. فصل ۱۰. یک جمله از Mike Leavitt نقل کرده: «There is a time in the life of every problem when it is big enough to see, yet small enough to solve».
پنجم اینکه هیچوقت برای تغییر دیر نیست. صفحهی ۹۰ از فصل ۹. ماکسول یک شعر کوتاه آورده: «Though you cannot go back and make a brand-new start, my friend. Anyone can start from now and make a brand-new end.»
فصل ۴ یک نکتهی دیگر هم دارد که دوستش داشتم. ماکسول نوشته: «In the game of life it’s a good idea to have a few early losses, which relieves you of the pressure of trying to maintain an undefeated season.» این جمله از Bill Vaughan است. یعنی شکستهای اولیه، فشارِ بینقص بودن را از روی دوشت برمیدارند.
چطور از محتوای The Resilient Leader در کار روزمره استفاده کنم؟
کتاب پر از استراتژیهای عملی و داستانهای الهامبخش است که مستقیماً قابل اجرا در تیمهای کاری هستند؛ از تغییر نگرش نسبت به شکست تا آموزش حلکنندههای مسئله به تیم.
The Resilient Leader به رهبران کمک میکند در شرایط مبهم اعتمادبهنفس داشته باشند؛ از ترس به حرکت رو به جلو بروند؛ از هرجومرج به وضوح برسند؛ و از توقف به شتاب.
محتوای کتاب طوری طراحی شده که بتوانی بلافاصله بعد از خواندن هر فصل، یک قدم عملی در تیمت بردار. مثلاً توی فصل ۱۰ (صفحهی ۹۹) یک جمله از Mike Leavitt نقل کرده:
There is a time in the life of every problem when it is big enough to see, yet small enough to solve.
این یعنی به جای اینکه منتظر بمانی مشکل بزرگ شود، همان موقع که تازه پیدایش شده، برو سراغش.
برای شروع از کجای کتاب بخوانم؟
از فصلهایی شروع کن که بیشترین تناسب را با چالش فعلیات دارند؛ کتاب بهگونهای ساختار یافته که هر فصل مستقل و قابلاستفاده است.
نیازی نیست کتاب را از اول تا آخر خط به خط بخوانی. The Resilient Leader طوری نوشته شده که بتوانی بر اساس نیازت، فصل موردنظر را انتخاب کنی.
اگر تیمت از ترس فلج شده، فصل ۸ (غلبه بر ترس) را بخوان.
اگر با تغییر دستوپنجه نرم میکنی، فصل ۹ را ورق بزن. و اگر به دنبال این هستی که تیمت را به حلکنندهی مسئله تبدیل کنی، فصل ۱۰ مال توست.
The Resilient Leader را از کجا تهیه کنم؟
کتاب از ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۶ بهصورت نسخه چاپی و الکترونیکی در دسترس است. میتوانی از کتابفروشیهای آنلاین معتبر یا وبسایت انتشارات HarperCollins سفارش بدهی.
نسخه Hardcover کتاب ۲۰۸ صفحه دارد. نسخه صوتی آن با روایت Henry O. Arnold با مدت زمان ۳ ساعت و ۷ دقیقه نیز منتشر شده. اگر اهل گوش دادن هستی، نسخهی صوتی را توصیه میکنم.
نسخهی الکترونیکی (pdf) کتاب نیز از طریق وبسایت ورلدکت در دسترس است.
یک جای کتاب (فصل ۳) ماکسول از تجربهی خودش با پسرش Joel میگوید. اینکه پسرش وقتی بچه بود دروغ میگفت تا اشتباهش را بپوشاند. ماکسول میگوید من و همسرم خیلی کار کردیم تا این عادت را از او بگیریم. امروز پسرم یک مرد تابآور شده. این بخش برای من که پدر هستم، خیلی شخصی بود.
چرا به یک رهبر تابآور تبدیل شدن، تنها راه پیشرفت است؟
چون هر جادهای به موفقیت از دل سختی میگذرد. کتاب The Resilient Leader به تو نشان میدهد چطور از همان جادهای که دیگران را متوقف میکند، برای جلو رفتن استفاده کنی.
ماکسول با صراحت میگوید تفاوت آدمهای موفق و معمولی در طرز فکرشان نسبت به سختیهاست. آدمهای موفق چالشها را فرصت میبینند، بقیه زیر فشار خرد میشوند. توی صفحهی ۴۱ از فصل ۴ کتاب یک جمله از John Wayne نقل کرده:
You’re going to spend the rest of your life getting up one more time than you’re knocked down, so you’d better start getting used to it.
این یعنی موفقیت یعنی یک بار بیشتر از زمینخوردنهایت بلند بشوی.
The Resilient Leader به تو یاد میدهد چطور آن طرز فکر را در خودت و تیمت ایجاد کنی. همانطور که خود ماکسول میگوید: «رهبران روزبهروز رشد میکنند، نه یکشبه.»
سوالات متداول درباره کتاب The Resilient Leader
چرا ماکسول این کتاب رو الان نوشت؟
توی مصاحبهاش با Business North Carolina (۱۱ فوریه ۲۰۲۱) گفته بود بحران رهبران واقعی رو نشون میده. پنج سال بعدش این کتاب اومد. خودش توی پادکست (اپیزود ۴۰۰، ۲۵ فوریه ۲۰۲۶) گفت با لذت نوشتهش.
چرا اینقدر روی شکست تأکید داره؟
این سومین کتابش دربارهی شکسته. خودش گفته بزرگترین چالش رهبریاش «رهبری خودم است». یعنی خودش هم با شکست دستوپنجه نرم کرده.
فرقش با کتابهای قبلی ماکسول چیه؟
صفحهی ۳۴ در فصل ۴. خودش نوشته هم نقشه است هم چراغ. من که خوندمش، صریحتر از قبلیها حرف زده. مثلاً توی فصل ۳ از اشتباهات شخصیاش با پسرش میگه.
خود ماکسول به حرفهاش عمل میکنه؟
توی مصاحبه گفت بزرگترین چالش رهبریاش «رهبری خودم است». توی پادکست هم گفت همه شکست میخوریم و هیچکس از شکست خوشش نمیاد. یعنی خودش هم جایگاهش رو میدونه.


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.