99,000 تومان

+

کتاب Sunrise on the Reaping (کتاب طلوع در درو)

عنوان کتاب :
Sunrise on the Reaping (A Hunger Games Novel) (The Hunger Games)
نویسنده
Suzanne Collins
تعداد صفحات
400
سال انتشار
18 مارس 2025
فرمت کتاب :
فایل PDF تبدیل شده ( این فایل ها ممکن است از نظر تعداد صفحات متفاوت باشند، اما محتوای کتاب کامل است. تغییر تعداد صفحات به‌خاطر فونت و قالب‌بندی است.)
موضوع :
به مبارزه هیمچ ابرنثی برای بقا و حفظ هویت در برابر بی‌رحمی‌های Quarter Quell و فساد سیستماتیک پانم می‌پردازد.

آخرین به‌روزرسانی:

نماد اعتماد الکترونیکی
پرداخت امن زرین‌پال
دانلود آنی
ضمانت اصالت فایل‌ها

کتاب Sunrise on the Reaping روایتی است از پنجاه‌امین دوره‌ی بازی‌های گرسنگی که از نگاه هایمیچ ابرنثیِ شانزده‌سال، پیش از آنکه تبدیل به مربیِ بداخلاقِ کتنیس شود، تعریف می‌شود. داستانی که نشان می‌دهد گاهی برنده‌ترینِ بازی‌ها، بازنده‌ترینِ زندگی‌ها هستند.

کتاب Sunrise on the Reaping، پنجاه‌امین دوره‌ی بازی‌های گرسنگی را از نگاه هایمیچ ابرنثی، یک پسر شانزده‌ساله از فقیرترین محله‌ی منطقه‌ی دوازده، روایت می‌کند. داستان در روز تولد او و هم‌زمان با قرعه‌کشی دومین «نوبت‌چهارم» آغاز می‌شود؛ جایی که به‌دلیل دوبرابر شدن تعداد قربانی‌ها، هایمیچ به‌جای یک پسرِ فراری، وارد بازی می‌شود. سوزان کالینز در این کتاب با جزئیات عاطفی و نشان دادن «چطور» ماجرا، یک تراژدی که پایانش را می‌دانیم را به داستانی پرتعلیق تبدیل کرده و همزمان، پروپاگاندا و «تسلیمِ ضمنی» را در پانِم به چالش کشیده است.

این نوشتار، تجربه‌ی شخصی من از خواندن کتاب، مقایسه‌اش با سایر آثار مجموعه، نقدهای معتبر، شخصیت‌های کلیدی، پایانِ تلخ و سوالاتی که بعد از خواندن برایم ماند را دربرمی‌گیرد.

۲۴ سال قبل از کتنیس؛ نگاهی تازه به هایمیچ ابرنثی

این کتاب، پنجاه‌امین دوره‌ی بازی‌های گرسنگی را از نگاه هایمیچ ۱۶ ساله روایت می‌کند. داستان در روز تولد او و هم‌زمان با قرعه‌کشی دومین «نوبت‌چهارم» آغاز می‌شود. روایتی که نشان می‌دهد چطور یک نوجوان معمولی به نماد مقاومت تبدیل شد.

چیزی که این کتاب را از بقیه‌ی مجموعه متمایز می‌کند، نه فقط زاویه‌ی روایت، که لحنِ راویِ آن است. ههایمیچِ ۱۶ ساله، برخلاف کتنیس که همیشه محتاط و سرد بود، یک پسرِ معمولیِ محله‌ی «سیم» است. شاگرد یه زنِ تقطیرکننده‌ی نوشیدنی غیرمجاز به اسم هتی مینی. شب‌ها برای مادرش هیزم می‌شکند و صبح‌ها قبل از مدرسه برای دوستش لنور داو ذرت می‌برد تا غازهایش را غذا بدهد.

در صفحه‌ی ۲۰، هایمیچ برای اولین‌بار لنور داو را می‌بیند. آن روز، بورداک اوردین (همان پدر کتنیس که بعداً در معدن می‌میرد) هایمیچ را برده بود در جنگل. یک دختر ۱۰-۱۱ ساله از بالای درخت سیب به آن‌ها گفت «کی دارد پرنده‌های من را اذیت می‌کند؟» و از آن لحظه، زندگی هایمیچ عوض شد.

سوزان کالینز این صحنه رو با جزئیاتِ حسیِ عجیبی نوشته: «موهای کجِ بافته‌شده، پاهای برهنه‌ی کثیف، یه کتابِ پارچه‌ایِ کوچیک توی دستش.» این جزئیات، برای من یادآوری کرد که چرا کتاب‌های کالینز اینقدر ماندگار شده‌اند. او به شخصیت‌هایش به‌عنوان آدم‌های معمولی نگاه می‌کند که در شرایطِ غیرمعمول گیر افتاده‌اند.

خلاصه کتاب طلوع در درو

داستان کتاب Sunrise on the Reaping از کجا شروع می‌شود؟

صبح روز قرعه‌کشی، هایمیچ در محله‌ی «سیم» منطقه‌ی دوازده از خواب بیدار می‌شود. در این سال، به مناسبت دومین «نوبت‌چهارم»، تعداد قربانی‌ها از هر منطقه دو برابر شده است. پس از کشته شدن یکی از قربانیان پسر، هایمیچ جایگزین او می‌شود.

صبح روز قرعه‌کشی، هایمیچ در رختخواب دراز کشیده و سید، برادر ده‌سال‌ه‌اش، بیدارش می‌کند. مادرش، ویلامی، که سی‌وپنج سالش است اما پنجاه سال به نظر می‌رسد، در حیاط لباس‌های معدنچی‌ها را در یک دیگِ بزرگ می‌شوید. پدر هایمیچ چند سال پیش در آتش‌سوزی معدن مرده و حالا مادرش با شستنِ لباس‌های دیگران، خرج زندگی را درمی‌آورد. هایمیچ برای اینکه به خانواده کمک کند، سه بار نامش را برای تسِرا (غذا و روغن اضافی) ثبت کرده و الان بیست بار نامش در قرعه‌کشی هست.

اما امسال، اوضاع فرق می‌کند. دومین «نوبت‌چهارم» یعنی دو برابر قربانی. و وقتی وودبین چنس، یک پسر دوازده‌ساله از خانواده‌ی معروفِ شورشیِ منطقه، فرار می‌کند و جلوی چشم همه تیر می‌خورد، هایمیچ جایگزینش می‌شود. در صفحه‌ی ۵۸، درو سیلا (همان همراه‌کننده‌ی بی‌رحمِ منطقه) نام هایمیچ را از درون کاسه برمی‌دارد و می‌گوید: «و پسر دوم ما… هایمیچ ابرنثی!» و هایمیچ در ذهنش می‌گوید: «فقط ایستادم تا ببینم این یک کابوس نیست و قرار است در تختم بیدار شوم.»

چرا روایت هایمیچ اینقدر اهمیت دارد؟

این کتاب نشان می‌دهد که هایمیچ صرفاً یک مرد شکست‌خورده نیست. او قربانیِ سیستمی است که با تبلیغات، مقاومت را سرکوب می‌کند. روایت او تصویری انسانی از هزینه‌های شورش ارائه می‌دهد.

در صفحه‌ی ۱۸۲، هایمیچ در مصاحبه با پلوتارک می‌گوید: «می‌خواهم به مردم یادآوری کنم که من اینجا هستم چون پایتخت جنگ را برده و فکر می‌کند، ۵۰ سال بعد، این یک راهِ عادلانه برای تنبیه مناطق است. ولی دوست دارم آن‌ها در نظر بگیرند که ۵۰ سال کافی است.

هایمیچ نمی‌خواهد قهرمان باشد. می‌خواهد فقط یک یادآوری باشد. یک پوسترِ انسانی که نشان دهد «ما حیوان نیستیم.

کتاب طلوع در روز درو در مقایسه با سایر کتاب‌ های مجموعه بازی های گرسنگی

این دومین پیش‌درآمد مجموعه است، اما برخلاف تصنیف پرندگان آوازخوان و مارها که صعود اسنو را نشان می‌داد، این کتاب سقوط یک قهرمان را روایت می‌کند. هر دو به ریشه‌های قدرت و پروپاگاندا می‌پردازند، اما از دو زاویه‌ی متفاوت.

تصنیف از چشم‌های کوریولانوس اسنو، آن پسرِ ۱۸ ساله‌ای که بعداً تبدیل به دیکتاتور می‌شود، روایت می‌شود. ما شاهدیم که چطور یک پسرِ جاه‌طلب و فقیر، با دیدنِ ظلم و بی‌عدالتی، به‌جای اینکه علیه سیستم قیام کند، تبدیل به بخشی از آن سیستم می‌شود. اما طلوع در روز درو، از چشم‌های یک قربانیِ معمولی روایت می‌شود. کسی که قرار است هزینه‌ی تمامِ انتخاب‌های بدِ سیستم را بپردازد.

به‌قولِ خودِ کالینز، که در مصاحبه با اسکالاستیک در سال ۲۰۲۵ گفته است:

با طلوع در روز درو، از ایده‌ی تسلیم ضمنیِ دیوید هیوم الهام گرفتم. سهولتی که با آن جمعیتِ زیاد توسط جمعیتِ کم حکومت می‌شوند.

این جمله، تفاوتِ دو کتاب را به‌خوبی نشان می‌دهد. یکی از بالا به پایین نگاه می‌کند (اسنو)، یکی از پایین به بالا (هایمیچ).

آیا برای خواندن کتاب Sunrise on the Reaping باید سه‌گانه اصلی را خوانده باشم؟

نه اجباری، اما توصیه می‌شود. آشنایی با سرنوشت نهایی هایمیچ در سه‌گانه، لایه‌ی دوم تراژدی را برایتان آشکار می‌کند. بدون آن، داستان یک ماجراجویی مستقل و خواندنی است.

برای مثال، در صفحه‌ی ۴۶۵، هایمیچ به یاد می‌آورد که مگز، برنده‌ی منطقه‌ی ۴، به او گفته بود: «در بازی‌های اولیه، از قربانی‌ها نمی‌پرسیدم چه می‌خوانند چون جواب مشخص بود. تو می‌خواهی زنده بمانی. اما بعد فهمیدم آرزوهایی فراتر از آن هست. مال من به شریک منطقه‌ام مربوط می‌شد. محافظت از او.» اگر این جمله را با سرنوشت هایمیچ در سه‌گانه مقایسه کنید، عمقِ تراژدی را بهتر درک می‌کنید.

نقد و بررسی؛ کتاب Sunrise on the Reaping از نگاه منتقدان چه امتیازی گرفت؟

هر سه منبع معتبر نیویورک تایمز، یواس‌ای تودی و مجله‌ی کتابخانه‌ای، کتاب را تحسین کرده‌اند. منتقدان بر انسانیت شخصیت‌ها، تعلیقِ نفس‌گیر، و افشای پروپاگاندا تأکید دارند.

نیویورک تایمز چه نظری دارد؟

این کتاب را «یک پیش‌درآمد پرکشش و بی‌رحمانه» و «عالی» توصیف کرده است. نیویورک تایمز معتقد است که کالینز با «انسانیتِ سرسختانه» جلوی تبدیل داستان به یک اثر صرفاً نمایشی را گرفته است.

در نقدِ نیویورک تایمز (۱۸ مارس ۲۰۲۵)، جنیفر هارلان نوشته است:

وقتی اعلام شد کالینز کتاب پنجمی در این مجموعه نوشته، ترسیدم که این فرنچایز به سرنوشت بسیاری از ملک‌های محبوب پیش از خود دچار شده باشد: باد کردنِ صرفاً سودمحور. پس با کمال مسرت گزارش می‌دهم که طلوع در روز درو افزوده‌ای پرکشش و دلخراش به دنیای بازی‌های گرسنگی است.

این جمله، دقیقاً حسِ من بود. وقتی خبرِ کتاب جدید را شنیدم، فکر کردم «باز هم یک پیش‌درآمدِ دیگر؟» اما بعد از خواندنِ ۵۰ صفحه‌ی اول، نظرم عوض شد

نگاه یواس‌ای تودی به این کتاب چیست؟

این کتاب را «هر آنچه طرفداران می‌خواهند و بیشتر» معرفی کرده. بر جنبه‌های احساسی و نوستالژیک داستان و اطلاعات جدید درباره‌ی شخصیت‌ها تأکید دارد.

یواس‌ای تودی، در تاریخ ۱۲ مارس ۲۰۲۵، کتاب را «هر آنچه طرفداران می‌خواهند و بیشتر» معرفی کرده و بر جنبه‌های احساسی و نوستالژیک داستان تأکید داشته است. در این نقد، به رابطه‌ی هایمیچ و لنور داو اشاره شده و این که لنور داو «در جمع خاموش اما در خلوت بسیار پرحرف» است.

مجله‌ی کتابخانه‌ای School Library Journal چه خوانشی از کتاب دارد؟

کتاب را برای طرفداران سه‌گانه «الزامی» و برای کتابخانه‌ها «ضروری» می‌داند. بر افشای دروغ‌های تبلیغاتی پایتخت از طریق روایت هایمیچ تأکید کرده است.

مجله‌ی کتابخانه‌ای School Library Journal، که مخصوص کتابداران و متخصصان حوزه‌ی کودک و نوجوان است، کتاب را برای طرفداران سه‌گانه «الزامی» و برای کتابخانه‌ها «ضروری» می‌داند. نقدِ اِمی نیل (۴ آوریل ۲۰۲۵) میگه که: «روایتِ غیرقابل‌اعتماد کتنیس در بازی‌های گرسنگی باعث شد خوانندگان حقایقی را باور کنند که دروغ‌های اسنو بودند. حالا این پروپاگاندا در روایت هایمیچ افشا می‌شود.»

کالینز با این کتاب، نه فقط یک داستانِ جدید اضافه می‌کند، بلکه دارد روایتِ قبلی را هم بازنویسی می‌کند. دارد به ما می‌گوید که چیزی که تا حالا می‌دانستید، همه‌ی حقیقت نبود.

شخصیت‌های کلیدی کتاب Sunrise on the Reaping؛ از لنور داو تا بورداک اوردین (حاوی اسپویل)

هایمیچ تنها شخصیت مهم نیست؛ لنور داو (دوستِ کاوی‌تبارش)، بورداک اوردین (پدر کتنیس)، مایسیلی دونر (صاحب اصلی سنجاق زاغ‌مقلد)، و شخصیت‌های جدیدی مانند آمپرت و لو لو هرکدام یک نقش تعیین‌کننده دارند.

لنور داو، مهم‌ترین شخصیتِ فرعیِ کتاب است. به خاطر نمادی که یدک می‌کشد. کاوی‌ها، در دنیای پانِم، خانواده‌های موسیقیدانِ سرگردانی هستند که بعد از جنگِ تاریک، مجبور شدند در منطقه‌ی دوازده ساکن شوند. لنور داو، مانند لوسی گری برد (شخصیتِ تصنیف)، عاشقِ موسیقی و شعر و طبیعت است. اما برخلاف لوسی گری که در نهایت ناپدید می‌شود و سرنوشتش مبهم می‌ماند، لنور داو تا آخرِ داستان، یک حضورِ ثابت و تأثیرگذار دارد.

در صفحه‌ی ۲۲، هایمیچ برای اولین‌بار اسمش را می‌شنود: «لنور داو. داو مثل پرنده؟ نه، داو مثل رنگ. چه رنگی؟ همان رنگی که پرنده دارد.» این دیالوگِ کوتاه، همه‌چیز را درباره‌ی شخصیتِ لنور داو می‌گوید. یک دخترِ مرموز که در کلمات بازی می‌کند و دنیا را از زاویه‌ای متفاوت می‌بیند.

لنور داو کیست و چه ارتباطی با لوسی گری برد دارد؟

لنور داو، از طایفه‌ی «کاوی» و مانند لوسی گری برد، روحیه‌ای سرکش و عاشقِ موسیقی دارد. نامش از شعر «کلاغ» ادگار آلن پو گرفته شده و هر دو نماد مقاومتِ فرهنگی در برابر پایتخت هستند.

در صفحه‌ی ۱۰۴، هایمیچ می‌گوید که برای تولد لنور داو، تمامِ شعر را حفظ کرده است: «عمیق در آن تاریکی خیره شدم، مدت‌ها آنجا ایستادم و حیران و ترسان…» این شعر، که در سراسر کتاب تکرار می‌شود، به نوعی پیش‌بینی‌کننده‌ی سرنوشتِ لنور داو هم هست. او هم مانند شخصیتِ شعر، قرار است که «هرگز بیشتر» دیده نشود.

اما برخلاف لوسی گری که ناپدید می‌شود و سرنوشتش مبهم می‌ماند، لنور داو تا آخرِ داستان با هایمیچ همراه است و مرگش، یکی از تلخ‌ترین صحنه‌های کتاب است.

چه شخصیت‌های آشنا و جدیدی در کتاب حضور دارند؟

شخصیت‌های آشنا: بورداک (پدر کتنیس)، مایسیلی دونر، مگز و وایرس. شخصیت‌های جدید: لوئلا مک‌کوی، آمپرت (پسر ۱۲ ساله از منطقه ۳)، و لو لو (جایگزین مرموز لوئلا). هرکدام بر سرنوشت هایمیچ تأثیر می‌گذارند.

هرکدام از این شخصیت‌ها، یک نقشِ کلیدی در سرنوشت هایمیچ دارند. برای مثال، آمپرت در صفحه‌ی ۴۴۱، قبل از رفتن به تونل‌های زیرزمینی برای منفجر کردنِ مخزن آب، به هایمیچ می‌گوید: «بهترین متحدِ تاریخ.» و هایمیچ در جوابش، موهای آمپرت را به هم می‌ریزد، مانند کاری که با برادرِ خودش سید می‌کرد. این صحنه، برای من یکی از دردناک‌ترین لحظاتِ کتاب بود، چون از همان اول می‌دانستم که آمپرت قرار است بمیرد.

چطور سوزان کالینز یک تراژی ازپیش‌معلوم را به تعلیقی نفس‌گیر تبدیل می‌کند؟

خواننده‌ها از قبل می‌دانند که هایمیچ برنده می‌شود و خانواده‌اش کشته می‌شوند. اما کالینز با جزئیاتِ روابط عاطفی و نشان دادن «چگونگی» این وقایع، تعلیق و غافلگیری تازه‌ای خلق می‌کند.

برای مثال، در صفحه‌ی ۳۵۲، هایمیچ با لنور داو تماس تلفنی دارد. او در بازداشتگاهِ صلح‌بانان منطقه‌ی دوازده است و هایمیچ از پایتخت با او تماس گرفته است. لنور داو به او می‌گوید: «من نمی‌خواهم در این دنیا بدون تو باشم.» و هایمیچ جواب می‌دهد: «ما همیشه با هم خواهیم بود. نمی‌دانم چطور و کجا، اما این را در قلبم حس می‌کنم. تو و من، ما همدیگر را پیدا خواهیم کرد، هر چند بار که لازم باشد.»

ما می‌دانیم که این حرف، دروغ از آب درمی‌آید. می‌دانیم که لنور داو قرار است بمیرد. اما کالینز با تکیه بر احساساتِ لحظه‌ای، باعث می‌شود ما فراموش کنیم که پایان را می‌دانیم.

پایان کتاب و آنچه در سه‌گانه از هایمیچ می‌دانستیم

پایان کتاب کاملاً با آن چیزی که در «زاغ مقلد» شنیدیم همخونی دارد. اما این بار، ما خودمان شاهد هر لحظه‌ی کشته‌شدن مادر، برادر و دوست‌های هایمیچ به دستور اسنو هستیم. تصویری که در سه‌گانه تنها به‌اختصار به آن اشاره شده بود.

در صفحه‌ی ۶۳۲، هایمیچ به خانه‌اش برمی‌گردد و می‌بیند که خانه در آتش سوخته است. مادر و برادرش در خانه بودند. هایمیچ فریاد می‌زند: «مادر! سید!» و بورداک، که جلویش را گرفته، می‌گوید: «خیلی دیر است، هایمیچ. تلاش کردیم.» این صحنه، برای من، یکی از سخت‌ترین صحنه‌های کل مجموعه بود. چون کالینز نشان می‌دهد که هایمیچ، علی‌رغم تمامِ تلاش‌ش برای شورش، در نهایت هیچ کاری نمی‌تواند بکند. سیستم، قوی‌تر از آن است.

هایمیچ دقیقاً چطور بازی را می‌برد؟

هایمیچ با استفاده از میدان نیروی عرصه، تبر حریف را به سمت خودش برمی‌گرداند. این پیروزیِ هوشمندانه، خشم بازی‌سازان را برمی‌انگیزد و اسنو را مصمم می‌کند که خانواده‌اش را نابود کند. پیروزی در بازی، سرآغاز شکست‌های زندگی‌ش می‌شود.

دنیای پانِم در کتاب Sunrise on the Reaping چقدر گسترده‌تر شده است؟

این کتاب لایه‌های تازه‌ای به اسطوره‌شناسی پانِم اضافه می‌کند. برای اولین بار شاهد شکل‌گیری ائتلافی از مناطق مختلف علیه «نیروهای حرفه‌ای» هستیم. همچنین با شخصیت‌هایی مانند پدر کتنیس آشنا می‌شویم که تأثیری عمیق بر مسیر داستان دارند.

در صفحه‌ی ۲۱۳، آمپرت، پسرِ ۱۲ ساله‌ی منطقه‌ی ۳، به هایمیچ می‌گوید: «نیروهای حرفه‌ای فقط یک‌چهارمِ قربانی‌ها هستند. ما سه برابرِ آنها هستیم. ایده این است که بقیه را جمع کنیم و این‌بار، به‌جای این که آنها ما را شکار کنند، ما آنها را شکار کنیم.»

این ائتلاف، که اسمش را «تازه‌واردها» می‌گذارند، یکی از جذاب‌ترین بخش‌های کتاب است. چون نشان می‌دهد که منطقه‌ها، علی‌رغم تمامِ اختلافات، می‌توانند متحد شوند. اما کالینز، با تمامِ واقع‌گرایی‌اش، نشان می‌دهد که این اتحاد، در نهایت به جایی نمی‌رسد. چون سیستم، برای شکستنِ هر نوع اتحادی، راه‌های خودش را دارد.

چرا کتاب Sunrise on the Reaping برای طرفداران قدیمی و تازه‌واردها یکسان جذاب است؟

برای طرفداران قدیمی، پاسخی به سوال «چطور هایمیچ به این روز افتاد؟» است. برای تازه‌واردان، یک داستان مستقلِ کامل از شورش، عشق و پیامدهای یک انتخاب سرنوشت‌ساز.

برای کسانی که سه‌گانه را خوانده‌اند

کتاب Sunrise on the Reaping پاسخ به بزرگ‌ترین سوالِ باقی‌مانده از سه‌گانه است. تماشای فروپاشی تدریجی یک قهرمان، ابعاد جدیدی به درک ما از جهان پانِم و شخصیت هایمیچ می‌بخشد.

برای کسی که هیچ‌کدام از کتاب‌ها را نخوانده

این کتاب به‌عنوان یک داستان مستقل نیز عمل می‌کند. روایتی کامل از شورش، عشق و پیامدهای یک انتخاب سرنوشت‌ساز ارائه می‌دهد، بدون نیاز به پیش‌زمینه‌ی قبلی.

فیلم سینمایی Sunrise on the Reaping کی اکران می‌شود؟

فیلم Sunrise on the Reaping یکی از فیلم های اقتباسی سال ۲۰۲۶ است که در تاریخ ۲۰ نوامبر ۲۰۲۶ اکران می‌شود. با توجه به استقبال از فیلم قبلی («تصنیف پرندگان آوازخوان و مارها»)، انتظار می‌رود این فیلم نیز به یکی از پرفروش‌ترین آثار سال تبدیل شود.

کتاب طلوع در روز درو، برای من، چیزی بیش از یک کتابِ دیگر از مجموعه‌ی بازی‌های گرسنگی بود. یک یادآوری بود که سیستم‌های قدرت، همیشه از ضعف‌های ما استفاده می‌کنند. از عشق‌مان، از ترس‌مان، از امیدمان. و تنها راهِ مقابله، این است که «پوسترِ خودمان را رنگ کنیم.» حتی اگر بدانیم که قرار است شکست بخوریم.

هایمیچ ابرنثی، در ۱۶ سالگی، این را فهمید. و من، ۳۰ سال بعد از خواندنِ کتاب، تازه دارم می‌فهمم آن را.

شما می‌توانید کتاب صوتی Sunrise on the Reaping زبان اصلی را هم از سایت ورلدکت تهیه کنید.

دانلود کتاب صوتی Sunrise on the Reaping زبان انگلیسی نسخه صوتی کتاب طلوع در درو

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

ثبت امتیاز / نظر

اولین نفری باش که برای «کتاب Sunrise on the Reaping (کتاب طلوع در درو)» نظر می‌ده

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

با انتخاب چیپ‌های بالا، متنی پیشنهادی برایتان نوشته می‌شود — کاملاً قابل ویرایش است؛ همان چیزی که ارسال می‌کنید، ثبت می‌شود.

فقط عدد انگلیسی وارد کنید (اگر با کیبورد فارسی تایپ کنید، خودکار به انگلیسی تبدیل می‌شود).

کتاب برای چه گروه سنی مناسب است؟What age group is the book for?

این کتاب مناسب برای گروه سنی ۱۲ سال به بالا (پایه‌ی ۷ و بالاتر). هرچند مضامین سنگین، مطالعه با راهنمایی والدین را توصیه می‌کند.

Ages 12 and up (grade 7 and above), though its heavy themes make reading with parental guidance a good idea.

آیا محتوای خشونت‌آمیز یا هشداردهنده دارد؟Does it contain violent or disturbing content?

بله. مانند سایر کتاب‌های مجموعه، صحنه‌های خشونت‌آمیز و مرگ‌بار دارد و به موضوعات سنگینی مانند ترور، شکنجه، و مرگ عزیزان می‌پردازد.

Yes. Like the rest of the series, it has violent and deadly scenes and deals with heavy themes such as terror, torture and the loss of loved ones.

چرا عنوان کتاب طلوع در روز درو انتخاب شده است؟Why is it called Sunrise on the Reaping?

عنوان به روز قرعه‌کشی (Reaping Day) اشاره دارد که مصادف با تولد هایمیچ است. این عنوان نمادی از امیدِ دروغینِ طلوع یک روز جدید در میانۀ یک فاجعه‌ی تکراری است و به نقل‌قول دیوید هیوم در کتیبه‌ی کتاب اشاره دارد.

The title refers to Reaping Day, which falls on Haymitch's birthday. It symbolises the false hope of a new day's sunrise in the middle of a recurring catastrophe and echoes the David Hume quote in the book's epigraph.

نویسنده‌های محبوب

پرفروش‌ترین کتاب‌ها

مشاهده همه

دسته‌بندی‌ها

مشاهده همه