کتاب The 25th Hour

235,000 تومان

کتاب The 25th Hour با ۷ ابزار عملی، مدیریت واکنش‌های عاطفی را جایگزین تکنیک‌های سنتی می‌کند تا روزتان را یک ساعت بیشتر کنید. این راهنما برای کاهش اضطراب و ریزمدیریت در محیط‌های کاری پرفشار طراحی شده است.

نویسنده
Neal Schore
تعداد صفحات
۲۵۰
سال انتشار
11 آگوست 2026
عنوان کتاب :
The 25th Hour: How to Thrive (And Gain Ridiculous Amounts of Time) by Getting Out of Your Own Way
فرمت کتاب :
PDF تبدیل شده ( این فایل ها ممکن است از نظر تعداد صفحات متفاوت باشند، اما محتوای کتاب کامل است. تغییر تعداد صفحات به‌خاطر فونت و قالب‌بندی است.)

توضیحات

کتاب The 25th Hour با نقد مدیریت زمان سنتی، ۷ ابزار عملی برای مدیریت واکنش‌های عاطفی ارائه می‌دهد و با وجود برخی نقدها دربارهٔ دشواری اجرا، برای مدیران و افرادی که با اضطراب کاری دست‌وپنجه نرم می‌کنند، کاربردی است.

آیا تا به حال شده در پایان یک روز کاری پرفشار، از خودتان بپرسید: «امروز واقعاً چه کاری انجام دادم؟» و پاسخ روشنی پیدا نکنید؟ نیل شور، مربی اجرایی با بیش از دو دهه تجربه در مشاوره با مدیران ارشد شرکت‌های بزرگ، در کتاب بیست و پنجمین ساعت (The 25th Hour) استدلال می‌کند که مشکل اصلی بهره‌وری، تقویم شلوغ یا جلسات بی‌نتیجه نیست، بلکه واکنش‌های عاطفی مدیریت‌نشده هستند که زمان ما را می‌بلعند.

این کتاب با ارائهٔ ۷ ابزار عملی، به شما نشان می‌دهد چطور با مدیریت احساسات، روزتان را تا یک ساعت بیشتر کنید.

چرا مدیریت زمان سنتی جواب نمی‌دهد؟ (نگاه جدید به بهره‌وری)

مشکل واقعی، تقویم شلوغ نیست؛ احساسات مدیریت‌نشده‌اند

دشمن واقعی بهره‌وری، جلسات یا ایمیل‌های زیاد نیست؛ نگرانی‌های بی‌ثمر، تصمیمات مبتنی بر ترس و تمرکز بر رفتار دیگران هستند که زمان را هدر می‌دهند.

نیل شور، با ۲۰ سال تجربهٔ مربیگری مدیران ارشد، در کتاب The 25th Hour توضیح می‌دهد که رویکردهای سنتی مدیریت زمان فقط به سطح مسئله می‌پردازند.

او در مقدمهٔ کتاب می‌نویسد (صفحه ۱۰-۱۱):

کارشناسان اغلب صرفه‌جویی در زمان را با باهوش‌تر کار کردن برابر می‌دانند. آنها به ما می‌گویند که این کار به معنای حذف جلسات غیرضروری، فرستادن ایمیل‌های کمتر و همکاری استراتژیک‌تر است. اگرچه چنین تنظیمات تاکتیکی کمک‌کننده هستند، اما فقط به سطح مسائل می‌پردازند و به هستهٔ مدیریت زمان، که همان توانایی مدیریت الگوهای رفتاری و نیازهای عاطفی نهفته در پس‌زمینه است، نمی‌رسند.

به‌جای تلاش برای تغییر دیگران یا فشرده‌سازی بیشتر کارها در روز، شور پیشنهاد می‌کند روی مدیریت واکنش‌های خودتان تمرکز کنید.

او معتقد است افرادی که در دام احساسات خود گرفتار می‌شوند، زمان زیادی را صرف نگرانی، دفاعی‌بودن و تصمیمات مبتنی بر ترس می‌کنند، درحالی‌که با مدیریت این واکنش‌ها می‌توان «ساعت بیست و پنجم» را به روز اضافه کرد.

تفاوت ذهنیت «معمولی» و «استثنایی» در مصرف زمان

افراد «معمولی» زمان زیادی را صرف واکنش‌های دفاعی و مبتنی بر ترس می‌کنند، اما افراد «استثنایی» با آگاهی از احساسات خود، رفتارهای غیرمنتظره‌ای دارند که ارزش‌ها و اهدافشان را منعکس می‌کند.

شور در سراسر کتاب بر این تمایز کلیدی تأکید می‌کند. او در بخش مقدمه می‌نویسد:

اکثریت قریب‌به‌اتفاق مردم، همان‌های معمولی، مدیران ضعیفی برای زندگی حرفه‌ای خود هستند. آنها زمان‌های ناگفته‌ای را تلف می‌کنند و با باقی‌ماندن در چنگال الگوهای خود، به‌صورت دفاعی و مبتنی بر ترس رفتار می‌کنند.

در مقابل، افراد استثنایی «از احساسات خود آگاه‌تر می‌شوند، آنها را در لحظه به‌خوبی مدیریت می‌کنند، از پاسخ‌های مبتنی بر ترس اجتناب می‌ورزند و به‌گونه‌ای غیرمنتظره و ضدونقیض رفتار می‌کنند که واقعاً منعکس‌کنندهٔ ارزش‌ها و اهدافشان است».

این تفاوت، سنگ بنای تمام ابزارهای کتاب است.

۷ ابزار کلیدی برای مدیریت احساسات و صرفه‌جویی در زمان در کتاب The 25th Hour

«نیت چیست؟»؛ سوالی که ۴۵ دقیقه نگرانی را به ۵ دقیقه تبدیل می‌کند

ابزار «نیت چیست؟» (What’s the Intent?) به شما می‌آموزد وقتی کسی حرف یا سوالی می‌زند که شما را آزار می‌دهد، مکث کنید و از خودتان بپرسید: «نیت واقعی این شخص چیست؟»

شور در فصل اول کتاب توضیح می‌دهد که این سوال، مکالمات ۳۰ دقیقه‌ای را به ۵ دقیقه کاهش می‌دهد.

داستان «کارا»، مدیرعامل جوانی که ۷۵ میلیون دلار سرمایه جذب کرده بود اما احساس کلاهبرداری می‌کرد، مثال خوبی است. زمانی که از «نیت چیست؟» استفاده کرد، متوجه شد کارمندش برای جلب توجه وقت می‌خواهد، نه کمک واقعی. پاسخ او تنها ۵ دقیقه طول کشید و کارمندش احساس قدرت بیشتری کرد و توانست بهترین قرارداد تاریخ شرکت را ببندد (فصل اول، صفحه ۱۸-۱۹).

«تقصیر منه»؛ پذیرش مسئولیت برای خنثی‌سازی دفاعی‌بودن

به‌جای واکنش دفاعی، همه چیز را تقصیر خودتان بدانید تا بار عاطفی کلمهٔ «تقصیر» از بین برود. شور در فصل پنجم کتاب توضیح می‌دهد که تمرین «تقصیر منه» (It’s My Fault) شامل گفتن جمله‌هایی مثل «ترافیک تقصیر منه» یا «بارون تقصیر منه» است.

این کار باعث می‌شود در موقعیت‌های واقعی، واکنش دفاعی نداشته باشید.

داستان «الی»، مدیر مالی، تأثیر این ابزار را نشان می‌دهد. او با استفاده از «تقصیر منه» رابطهٔ پرتنش خود با مدیر منابع انسانی را به یکی از قوی‌ترین روابط شرکت تبدیل کرد. وقتی همکارش از او انتقاد کرد، الی پاسخ داد: «حق با توست. می‌توانستم واضح‌تر توضیح بدهم، پس اشتباه کردم» (فصل پنجم، صفحه ۶۴-۶۶).

«چه بدترین چیزی که می‌تونه پیش بیاد؟»؛ تخمین احتمال فاجعه

به‌جای نگرانی بی‌پایان، بدترین سناریو را بنویسید و احتمال وقوع آن را تخمین بزنید؛ معمولاً زیر ۵٪ است.

شور در فصل نهم توضیح می‌دهد که این ابزار با دو مرحله کار می‌کند:

  1. بدترین پیامد ممکن را در نظر بگیرید؛
  2. احتمال وقوع آن را واقع‌بینانه بسنجید.

یک مدیرعامل استارتاپ که تیمش شب قبل از جلسهٔ هیئت‌مدیره ۱۲ ساعت آماده‌سازی کرده بود، با این روش متوجه شد احتمال شکست فقط ۳٪ است. تیم را به خانه فرستاد و فردا بهترین جلسهٔ عمرش را داشت. او به شور پیامک داد: «به‌ترین جلسهٔ هیئت‌مدیره‌ای که تا حالا داشتیم» (فصل نهم).

«کوکی‌ها»؛ تعریف از خود و دیگران برای مقابله با اف‌ی‌ها

در زمان استرس، با صدای بلند در آینه به خودتان تعریف کنید. شور در فصل دوازدهم توضیح می‌دهد که «کوکی‌ها» (Cookies) یعنی تعریف و تمجید از خود یا دیگران.

یک مدیرعامل به کارگر نگهداری گفت «از نظافتت قدردانی می‌کنم» و آن کارگر بلافاصله به همسرش پیامک داد که بهترین روزش را دارد (صفحه ۱۶۲).

شور به مدیران توصیه می‌کند روزانه چندین کوکی به تیم خود بدهند.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد تیم‌های پرعملکرد نسبت به تیم‌های کم‌عملکرد، تعریف‌های بیشتری ردوبدل می‌کنند (صفحه ۱۶۳).

همچنین، خودتان را فراموش نکنید: «من در کارم عالی‌ام» گفتن در آینه، اعتمادبه‌نفس را افزایش می‌دهد.

«جشن ترحم»؛ ۲ تا ۴ ساعت غرق شدن در احساسات منفی برای رهایی سریع‌تر

به خودتان اجازه دهید برای مدت مشخصی (حداکثر ۴ ساعت) کاملاً احساس بدی داشته باشید تا سریع‌تر از آن خارج شوید.

شور در فصل هشتم توضیح می‌دهد که «جشن ترحم» (Pity Party) شامل کنار گذاشتن همهٔ ابزارها و غرق شدن در احساسات منفی برای مدت محدود است.

تقریباً همیشه، افراد پس از ۱۵ تا ۳۰ دقیقه متوجه می‌شوند که این کار وقت‌تلف‌کن است.

«میچل»، کارآفرین ورزشی که شرکتش با بحران مواجه شده بود، ۳۰ دقیقه جشن ترحم گرفت و سپس با ذهنی آرام، شرکتش را نجات داد (صفحه ۱۰۶-۱۰۹). شور خودش نیز با ۳۰ دقیقه جشن ترحم، پس از دو ماه بلاتکلیفی دربارهٔ نوشتن این کتاب، تصمیم گرفت ادامه دهد (فصل هشتم، صفحه ۱۱۱).

«نقطه تمرکز»؛ ۵ ثانیه تجسم مکان آرامش‌بخش برای متوقف کردن اضطراب

مکان آرامش‌بخش خود را پیدا کنید و در لحظات استرس، ۵ ثانیه آن را تجسم کنید تا جلوی «ربودگی آمیگدال» را بگیرید.

شور در فصل چهارم توضیح می‌دهد که «نقطه تمرکز» (Focal Point) از تجربهٔ کلاس‌های لاماز با همسرش الهام گرفته شده است. او از مشتریانش می‌خواهد جایی را پیدا کنند که کاملاً آرامشان می‌کند.

اون در صفحه ۵۶ کتاب نوشته یک مدیرعامل که در جلسه با سرمایه‌گذاران تحت فشار بود، به «نقطه تمرکز» خود یعنی کابین خلبان هواپیما رفت و توانست با آرامش پاسخ دهد. شور توضیح می‌دهد که این ۵ ثانیه تجسم، سیستم عصبی را آرام می‌کند و امکان واکنش عمدی را فراهم می‌آورد.

«قطعی باش»؛ صحبت مستقیم به‌جای دوراهی رفتن

به‌جای گفتن «نمی‌دونم، شاید ایتالیایی دوست دارم» بگویید «امشب ایتالیایی می‌خوام.» شور در فصل یازدهم توضیح می‌دهد که «قطعی باش» (Be Definitive) یعنی از کلمات «نوعی»، «شاید»، «تقریباً» خودداری کنید.

او معتقد است روزانه ۱۵ تا ۲۰ دقیقه با این عدم‌قطعی‌ت تلف می‌شود و صحبت مستقیم، از مکالمات اضافی جلوگیری می‌کند.

جدول نسخه A در مقابل نسخه B در کتاب نشان می‌دهد که به‌جای «نمی‌دونم، شاید جلسه بذاریم» باید گفت «می‌خوام جلسه بذارم»

نسخهٔ A (غیرمستقیم و مبهم) نسخهٔ B (مستقیم و قاطع)
بازخورد به همسر:
«عزیزم، اون بلوز خاکستری خیلی قشنگه، اما فکر می‌کنم اون یکی زردی که داری چطور باشه؟»
بازخورد به همسر:
«حتماً اون زرد رو بپوش.»
پاسخ به ایده در جلسهٔ طوفان فکری:
«فکر جالبیه. آره، بذارید بیشتر روش فکر کنیم.»
پاسخ به ایده در جلسهٔ طوفان فکری:
«به نظرم این ایده جواب نمی‌ده.»
گزارش پیشرفت پروژه:
«فکر می‌کنم احتمالاً پروژه رو سر موقع تحویل بدیم، ولی بذارید ببینیم چطور پیش می‌ره.»
گزارش پیشرفت پروژه:
«چند هفته از برنامه عقب‌تریم و پروژه رو یک ماه دیرتر تحویل می‌دیم.»
پاسخ به برنامهٔ شام با دوست:
«نمی‌دونم، شاید امشب هوس ایتالیایی کرده باشم. نظر تو چیه؟»
پاسخ به برنامهٔ شام با دوست:
«امشب ایتالیایی می‌خوام.»
منبع: کتاب بیست و پنجمین ساعت، فصل یازدهم، صفحهٔ ۱۴۵.

نقدهای واردشده به کتاب The 25th Hour و پاسخ سازنده به آنها

برخی توصیه‌ها «آسان‌تر از انجام» هستند؛ پاسخ چیست؟

منتقدان می‌گویند پیشنهاد دفترچه یادداشت برای پیگیری زمان صرفه‌جویی‌شده، خودش وقت‌گیر است.

Publishers Weekly در نقد خود نوشته است: «توصیهٔ او برای استفاده از دفترچه یادداشت برای پیگیری زمان صرفه‌جویی‌شده با استفاده از ابزارهایش، خودش وقت‌گیر به نظر می‌رسد» (نقد Publishers Weekly، ۲۰۲۶).

شور در خود کتاب تصریح می‌کند که بیشتر مشتریانش تنها چند ماه از دفترچه استفاده می‌کنند و سپس به‌صورت ذهنی پیگیری می‌کنند.

در فصل سوم می‌نویسد:

بیشتر مشتریان من دفترچه را برای مدت طولانی نگه نمی‌دارند؛ ممکن است چند ماه این کار را کنند تا عادت توجه به زمان صرفه‌جویی یا تلف‌شده در آنها ایجاد شود.

هدف اصلی دفترچه، ایجاد عادت اولیه است، نه ثبت دائمی.

نقد سوم: آیا واقعاً می‌توان یک ساعت کامل در روز صرفه‌جویی کرد؟

منتقدان به ادعای «یک ساعت کامل» شک دارند. شور در مصاحبه با CNN (اوت ۲۰۲۶) پاسخ می‌دهد:

به‌طور قطع، بله. وقتی از گرداب‌های فکری اجتناب می‌کنیم و خودمان را مدیریت می‌کنیم، حداقل یک ساعت در روز صرفه‌جویی می‌شود.

شواهد کتاب نشان می‌دهد که مشتریان نویسنده با حذف جلسات غیرضروری روزانه به این عدد رسیده‌اند.

در فصل سوم، شور به شرکتی ۶۰ نفره اشاره می‌کند که با حذف یک جلسهٔ روزانه، ۱۵,۰۰۰ ساعت در سال صرفه‌جویی کرد (فصل سوم، صفحه ۱۲۹).

همچنین، «الی» مدیر مالی، جلسات تخلیهٔ ۳۰ تا ۴۵ دقیقه‌ای را به ۵ دقیقه کاهش داد (فصل شانزدهم، صفحه ۲۱۲). بنابراین، با تمرین و تداوم، یک ساعت اضافی در روز کاملاً دست‌یافتنی است.

محدودیت‌های کتاب؛ چه کسانی ممکن است از آن بهرهٔ کمتری ببرند؟

کتاب برای افرادی که با اضطراب بالینی دست‌وپنجه نرم می‌کنند یا به دنبال تغییرات عمیق‌تر روان‌شناختی هستند، مناسب نیست.

شور در فصل نهم تصریح می‌کند:

اگر ترس‌های شما به حدی ناتوان‌کننده هستند که از رختخواب بیرون آمدن را دشوار می‌کنند، به کمک یک متخصص سلامت روان نیاز است.

همچنین، کتاب برای کسانی که در محیط‌های کاری غیررسمی یا بدون تیم فعالیت می‌کنند، ممکن است کاربردی‌تر باشد، زیرا بسیاری از ابزارها برای تعاملات تیمی طراحی شده‌اند.

با این حال، شور معتقد است که هر کسی از مدیران ارشد تا دانشجویان می‌تواند از این راهبردها استفاده کند.

اطلاعات جدید و منحصربه‌فرد کتاب The 25th Hour که در منابع دیگر نیست

«قانون ۱۰ درصد جلسات»؛ پایان جلسه ۱۰ درصد زودتر

اگر جلسه‌ای یک ساعته دارید، حداکثر ۵۴ دقیقه و اگر نیم‌ساعته است، ۲۷ دقیقه آن را تمام کنید. شور در فصل سوم توضیح می‌دهد که این قانون نه‌تنها زمان صرفه‌جویی می‌کند، بلکه به شما اجازه می‌دهد بین جلسات نفس‌تازه کنید و در جلسهٔ بعدی متمرکزتر باشید.

او با این روش، یک جلسهٔ ۳۰ دقیقه‌ای را به ۹ دقیقه (۷۰٪ زمان کمتر) کاهش داده است.

شور می‌نویسد:

وقتی می‌دانم جلسه را زودتر تمام می‌کنم، سست نمی‌شوم، زیرا آن گزینه نیست. در عوض، بیشتر به مطالب متصل می‌شوم و بیشتر تلاش می‌کنم تا مکالمه را کارآمدتر پیش ببرم.

«چک‌این سریع»؛ یک کلمه برای وضعیت ذهنی همهٔ اعضای جلسه

به‌جای گپ‌های بی‌محتوای ابتدای جلسه، از هر شرکت‌کننده بخواهید با یک کلمه وضعیت ذهنی خود را بیان کند.

شور در فصل سوم توضیح می‌دهد که «چک‌این سریع» (Quick Check-in) کمتر از یک دقیقه طول می‌کشد و همه را در جلسه حاضر می‌کند.

در یک مورد، فردی که «ناامید» گفت و همکار «کافئینه» پیشنهادی برای حل مشکلش داد.

شور معتقد است: «در آن یک دقیقه، همه به‌طور ذهنی وارد مکالمه می‌شوند. همه احساس می‌کنند که همکارانشان چه وضعیتی دارند و در چه حالت ذهنی هستند».

«خط متوسط‌گرایی»؛ خودسنجی شجاعت در محیط کار

یک خط افقی بکشید: زیر خط = متوسط، کمی بالای خط = خوب اما همچنان متوسط، خیلی بالای خط = استثنایی.

شور در فصل سیزدهم توضیح می‌دهد که «خط متوسط‌گرایی» (Line of Mediocrity) به شما نشان می‌دهد که اکثر مردم نزدیک به خط هستند. او معتقد است متوسط‌گرایی یعنی «راه آسان را انتخاب کردن وقتی می‌توانستی راه سخت‌تر و رضایت‌بخش‌تر را بروی»

. با شناسایی این خط، می‌توانید رفتارهای شجاعانه‌تر را در خود تقویت کنید.

«ده دقیقه در روز»؛ انجام هیچ‌کاری در بدترین زمان ممکن

هر روز ۱۰ دقیقه را در بدترین زمان ممکن (درست قبل از جلسهٔ مهم یا امتحان) به انجام هیچ‌کاری اختصاص دهید. شور در فصل چهاردهم توضیح می‌دهد که این تمرین به شما نشان می‌دهد که حتی بدون آن ۱۰ دقیقه هم کارتان به‌خوبی پیش می‌رود و به خودتان اعتماد بیشتری پیدا می‌کنید.

«لیدیا»، مدیر ارشد، این را «سخت‌ترین و آزاردهنده‌ترین» ابزار می‌دانست اما بعداً گفت که به او یاد داد ذهنش را پاک کند (فصل چهاردهم، صفحه ۱۸۳).

«کی رو می‌تونم سرزنش کنم؟»؛ حل درگیری با شفاف‌سازی کامل

دو گروه یا فرد متخاصم را دور هم جمع کنید و از هر کس بخواهید فهرستی از نارضایتی‌هایش را با نام بردن از افراد بنویسید.

شور در فصل پانزدهم توضیح می‌دهد که «کی رو می‌تونم سرزنش کنم؟» (Who Can I Blame?) شامل گردآوری همهٔ شکایت‌ها و سپس بحث دربارهٔ آنهاست.

در یک شرکت فناوری، تیم فروش و تیم محصول با این روش بیش از ۵۰ شکایت را مطرح و حل کردند.

شور می‌نویسد: «تا پایان دو ساعت، تیم‌ها برنامه‌های دقیقی برای حل آن مسائل طراحی کرده بودند. حتی امیدوارکننده‌تر، تغییر کلی در لحن بود. خشم و رنجش بی‌اساس آب شد و با درک متقابل، بخشش و هیجان جایگزین شد».

«روز فارغ‌التحصیلی»؛ جشن گرفتن پیشرفت با خودتان

پس از ۲۰ روز متوالی که ۲۵امین ساعت را به دست آوردید و بهبود قابل‌توجهی در شرایط بیرونی‌تان ایجاد شد، یک مراسم خصوصی برگزار کنید.

شور در فصل شانزدهم توضیح می‌دهد که «روز فارغ‌التحصیلی» (Graduation Day) شامل ایستادن در مقابل آینه و سخنرانی دربارهٔ دستاوردهایتان است.

«مگی»، فیزیوتراپیست، با پوشیدن شال دکترا به خودش گفت «ساده، آرام و عمیقاً توانمندکننده بود» (فصل شانزدهم، صفحه ۲۱۱).

این مراسم به شما کمک می‌کند پیشرفت‌تان را ببینید و به مسیر ادامه دهید.

آیا واقعاً می‌توان یک ساعت در روز صرفه‌جویی کرد؟ (پاسخ به سؤال جستجوی صوتی)

بله، به‌شرطی که گرداب‌های فکری را مدیریت کنید.

شور در مصاحبه با CNN می‌گوید:

به‌طور قطع، بله. وقتی از گرداب‌ها اجتناب می‌کنیم و خودمان را مدیریت می‌کنیم، حداقل یک ساعت در روز صرفه‌جویی می‌شود. این را به بانک ببرید.

شواهد کتاب نشان می‌دهد که مشتریان نویسنده با حذف جلسات غیرضروری روزانه، کاهش تماس‌های تلفنی تا ۵۰٪، و اجتناب از نگرانی‌های بی‌ثمر، به این عدد رسیده‌اند.

شور در فصل اول کتاب به داستان «کن» اشاره می‌کند که با استفاده از ابزار «چه بدترین چیزی که می‌تونه پیش بیاد؟»، ۱۰ روز نگرانی را متوقف کرد و به تیمش اجازه داد دوباره متمرکز شوند (فصل اول، صفحه ۵). بنابراین، با تمرین و تداوم، یک ساعت اضافی در روز کاملاً دست‌یافتنی است.

کتاب The 25th Hour برای چه کسانی مفید است؟

مخاطبان ایده‌آل کتاب

کتاب بیست و پنجمین ساعت برای مدیران و رهبران تیم‌هایی که با ریزمدیریت و جلسات بی‌نتیجه دست‌وپنجه نرم می‌کنند، بسیار کاربردی است. همچنین افرادی که در محیط‌های کاری پرفشار با اضطراب و مدیریت زمان مشکل دارند، دانشجویان کسب‌وکار و کسانی که از سندرم ایمپاستر رنج می‌برند، مخاطبان اصلی این کتاب هستند.

محدودیت‌های کتاب و چه کسانی ممکن است کمتر بهره ببرند

افرادی که با اضطراب بالینی یا افسردگی شدید دست‌وپنجه نرم می‌کنند، نیاز به روان‌درمانگر دارند و ممکن است از این کتاب بهرهٔ کمتری ببرند.

شور در فصل نهم تصریح می‌کند:

اگر ترس‌های شما به حدی ناتوان‌کننده هستند که از رختخواب بیرون آمدن را دشوار می‌کنند، به کمک یک متخصص سلامت روان نیاز است.

همچنین، کسانی که به دنبال تغییرات ساختاری در سازمان هستند، نه تغییرات فردی، و افرادی که در محیط‌های کاری غیررسمی یا بدون تیم فعالیت می‌کنند، ممکن است برخی ابزارها را کمتر کاربردی بیابند، زیرا بسیاری از آنها برای تعاملات تیمی طراحی شده‌اند.

چطور از این کتاب بیشترین بهره را ببرید؟

با یک ابزار شروع کنید و حداقل یک هفته آن را تمرین کنید، سپس ابزار بعدی را اضافه کنید.

شور در فصل شانزدهم تأکید می‌کند: «نقطهٔ هدف، کمال نیست؛ شما اشتباه خواهید کرد، اما کمتر و سریع‌تر بهبود می‌یابید».

دفترچهٔ ۲۵امین ساعت را تهیه کنید و هر روز ثبت کنید که چگونه از زمان اضافی استفاده کردید؛ این کار انگیزهٔ شما را برای ادامه حفظ می‌کند.

با یک ابزار شروع کنید که با شما طنین‌انداز می‌شود و حداقل یک بار در ۲۴ ساعت آینده از آن استفاده کنید. سپس به تجربه فکر کنید. آیا برای شما کار کرد؟ چرا یا چرا نه؟ به تمرین آن ابزار ادامه دهید تا احساس کنید بر آن مسلط شده‌اید. سپس ابزار دیگری را امتحان کنید.

اگر احساس می‌کنید روزتان کوتاه‌تر از همیشه است و نگرانی‌های بی‌پایان فرصت تمرکز را از شما گرفته‌اند، شاید وقت آن رسیده که نگاهی تازه به مدیریت زمان بیندازید. کتاب The 25th Hour با زبانی ساده و مثال‌های ملموس، مسیری عملی برای خارج شدن از این چرخه ارائه می‌دهد. این کتاب را می‌توانید از کتابفروشی‌های معتبر تهیه کنید و با اولین ابزار آن، از فردا تغییر را شروع کنید.

سه کتاب مشابه کتاب The 25th Hour برای مطالعهٔ بیشتر

اگر از کتاب The 25th Hour لذت بردید، این سه کتاب مکمل‌های مناسبی برای ادامهٔ مسیر هستند:

  • Time Anxiety (کریس گیلبو): مانند کتاب شور، بر ریشه‌های روانی اضطراب زمانی تمرکز دارد و به‌جای تکنیک‌های سطحی، به خودکاوی عمیق می‌پردازد.
  • Four Thousand Weeks (الیور برکمن): با نگاهی فلسفی، وسواس بهره‌وری مدرن را نقد کرده و بر پذیرش محدودیت‌های زمانی و ساختن زندگی معنادار تأکید دارد.
  • Buy Back Your Time (دن مارتل): رویکردی عملی و گام‌به‌گام برای کارآفرینان و مدیران ارائه می‌دهد تا با تفویض اختیار هوشمندانه، زمان خود را مدیریت کنند.

با این حال، «بیست و پنجمین ساعت» با رویکرد منحصربه‌فرد خود در مدیریت واکنش‌های عاطفی و ارائهٔ ۷ ابزار عملی، جامع‌ترین انتخاب برای شروع این مسیر است. کتاب‌های فوق را می‌توانید پس از آشنایی با اصول اولیه، به‌عنوان منابع تکمیلی مطالعه کنید.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب The 25th Hour”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − 12 =

پرفروش‌ترین کتاب‌ها

مشاهده همه

نویسنده‌های محبوب

دسته‌بندی‌ها

مشاهده همه